دوو شه‌ممه‌ 11 كانونی یه‌كه‌م 2017
ماڵەوە / فارسی / گفتگوی شیرین نجفی با اکرم نقابی، مادر سعید زینالی به مناسبت 18تیرماه

گفتگوی شیرین نجفی با اکرم نقابی، مادر سعید زینالی به مناسبت 18تیرماه

گفتگوی شیرین نجفی(1) از فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با اکرم نقابی مادر سعید زینالی.

شیرین نجفی از فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در 18 تیر و در پانزدهمین سال بازداشت و بی خبری مطلق از سعید زینالی گفتگویی با اکرم نقابی مادر سعید زینالی انجام داده است.

سعید زینالی (زاده:۳۱ شهریور ۱۳۵۵) دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله وحشیانه جانیان خونخوار جمهوری اسلامی به کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به دست نیامده است.

نهادهای امنیتی پس از پیگیری‌های فراوان خانواده وی حفاظت اطلاعات سپاه را عامل بازداشت وی اعلام کردند اما آن نهاد نیز پاسخی پیرامون سرنوشت وی ارائه نکردند و بارها به وی گفته اند که به دنبال استخانهای فرزندت پس از گذشت این همه سال آمده ای ؟

وی در پی پرسش از وضعیت فرزندش بارها از جانب وزارت اطلاعات مورد تهدید و بازداشت قرارگرفته است.

تنها برای کسب اخبار از فرزندش نزدیک به دو ماه در زندان اوین بازداشت بود، دختر وی نیز به مدت 17 روز در زندان اوین بود و آنها را تهدید به این کردند که نشانی از سعید نگریند و پرسشی نکنند

به گفتگوی شیرین نجفی از فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با اکرم تفابی مادر سعید در 18 تیر ماه و در پانزدهمین سال بازداشت وی مینشیم.

خانم اکرم نقابی می دانیم که شما پانزده سال است که در جستجوی فرزندتان هستید و برای کسب اخباری از وی دردهای زیادی کشیده اید و بارها مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته اید و شما و دخترتان نیز مدتی را برای همین موضوع در زندان اوین سپری کردید آیا همچنان پیگیر خبری از فرزندتان هستید؟

** بله من در این چند سال جایی نبود که نرفته باشم هر روز خدا کار من این است که به دادستانی بیت رهبری و دادگاه انقلاب بروم ولی‌ متأسفانه هر هفته مسئولین به جای جواب دادن می‌گویند بروید هفته دیگر بیا یید هیچگونه جوابی به من مادر که در پی جستجوی فرزندم پاره جانم هستم رانمی دهند.

چرا به من مادر جوابگو نیستند؟ پانزده سال است که با خاطرات و عکسهای سعیدم زندگی دردباری دارم. پانزده سال است که منتظر خبری از وی هستم. گوش به زنگ تلفن و درب منزل منتظر نشسته ام.

مگر پسر من مرتکب چه خطایی شده بوده است که پانزده سال من مادر را از سرنوشت پسرم بی اطلاع گذاشته اند. نه روز دارم نه شب هر لحظه و فکرم در زندگی دردبارم به یاد سعید می گذرد

خانم نقابی مطلع شدیم روز 17 تیر ماه تعدای از خانواده های جانباختگان و دوستان سعید به مناسبت سالگرد بازداشت وی برای دیدار با شما که مانندکوهی استوار ایستاده اید برای کسب خبر از فرزندتان در منزل شما حضور پیدا کردند آیا برای شما و خانواده شما مشکلی از جانب وزارت اطلاعات و نهادهای مربوطه ایجاد نشد؟؟

***متاسفانه با تمام سرگردنیهأیی که در طول سال دارم همانطور که گفتید در ۱۷ تیر امسال (۱۳۹۳) وقتی‌ دوستان پسرم به دیدنم به یاد سعیدم به منزل ما آمدند از طرف وزارت اطلاعات تهدید شدم که حق آمدن دوستان سعید به منزل ما را ممنوع کردند. از این جستجوی بی‌ جواب به چه نتیجه می‌رسید ؟ ۱۵ سال است که هر روز به دنبال پسرم می‌گردم می‌خواهم بدانم چرا دستگیر شده چرا این همه سال مرا چشم انتظار نگاه داشته اید؟ چرا جوابگو نیستید؟

نمی دانم چه کنم؟ من از مسئولین از آقای روحانی آقای خامنه‌ای می‌خواهم که شرایط ملاقات برایم با پسرم فراهم کنن یا اگر مرده جنازه پسرم را به من تحویل دهند یا نشانه ای از محل دفن وی به من بدهند من یک مادرم این قدر مرا سرگردان نکنند.

جواب آه و ناله‌م بالاخره دامن آنهارا خواهد گرفت من جز پسرم چیزی از آنها نمی‌خواهم تو این همه سال تا به امروز هیچ کدام ازمسولین نیامده اند پیگیری کنند و نگفته اند فرزندم کجاست تا خبری از سعید پیدا نکنم من هیچگاه دست از جستجو برای پیدا کردن فرزندم بر نخواهم داشت من یک مادرم ؛ خون من در رگهای سعید است و خون سعید در رگهای من این ستم بر من و خانواده ام بی جواب نخواهد ماند بالاخره یک روز خوب برای من و خانواده ام خواهد آمد.

متاسفانه صدای گریه های بی امان این مادر اجازه پرسشهای دیگر را برای من فراهم نساخت و پس از دلداری این مادر رنجدیده از وی تشکر کردم و به ادامه مصاحبه با وی ادامه ندادم.

 

(1): شیرین نجفی از فعالین کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

م: پیج زندانی سیاسی

بابەتی هاوپۆل

کبوترهای صلح ! / رشاد – مصطفی سلطانی

پیام کبوتران صلح :  بعد از مرگمان بدنبال قبر ما نگردید ، آرامگاە ما در …