شه‌ممه‌ 21 تشرینی یه‌كه‌م 2017
ماڵەوە / وتار / قتل عام حلبچه لکه ننگینی بر پیشانی مغولیان قرن بیست ویک / رشید علیزاده

قتل عام حلبچه لکه ننگینی بر پیشانی مغولیان قرن بیست ویک / رشید علیزاده

 به استقبال 16 مارس می رویم در چنین روزی بر آسمان شهر حلبچه دود غلیظی بر می خیزد که ازهر طرف بوی سیب به مشام می رسد بوی سیبی که بعدها برای شهروندان حلبچه ماده شیمیائی نام می گیرد که قریب به اتفاق مردمان خوش قلب و ساده دل نمی دانستند ماده شیمیائی چیست و چه عواقب وحشتناکی را به دنبال دارد امروز دیگر اسلحه نام آشنای نسل کشی اکراد به شمار می رود در اذهان ملل جهان شناخته شده است .

در این روز است که به یاد می آوریم که چه جنایتی در حق این ملت روا داشته اند و سالهاست کوردها را به بند می کشند و می کوشند و می برند و نسل آن را هر چند سالی و هر بار تحت نامی, نقشه نسل کشی آنان را در پشت درهای بسته می کشند در دستور کار قرار می دهند .

هنوزنسل کشی درسیم التیام نیافته بود نسل کشی حلبچه در دستور کار قرار می گیرد حلبچه التیام نه یافته شنگال خلق می شود.و…در این روز است که انسان به درندگی دشمن قسم خورده اکراد پی می برد, دشمنی که اگر فرصتی داشته باشد بدون هیچ وقت کشی نهایت شقاوت خود را برای نابودی هست و نیست آن همه چیز را بکار می گیرد.

در اوج جنگ ایران و عراق که جنگ می رفت پایان بپذیرد به رهبری دو حاکم دیوانه خمینی و صدام و با پشتیبانی نظام سرمایه داری و در حول و حوش عملیات والفجر 10 دود غلیظی آسمان شهر حلبچه را فرا می گیرد و در کمتر از یک دقیقه پنج هزار انسان مدنی و بی گناه کورد در شهر نقش بر زمین می شوند نزدیک به ده هزار نفر مصدوم و هزاران آواره و هزاران مادر بی فرزند و فرزند بی مادر می شود, کودکان خرد سال پیر زن و پیر مرد فقط در چندین ثانیه نقش بر زمین می شوند و مهر سیاهی نقش بر چهر ننگین حکومت بعثی و جمهوری اسلامی نفش می بندد لکه شرمی که از تاخت و تاز مغولیان در تاریخ بدتر و هیچ گاه از حافظه تاریخ پاک نمی شود هم زمان هفتاد و دو تن از بهترین و همرزمان کمونیست در گردان شوان بازوی نظامی حکا ( کومه له) جان می بازند .

جمهوری اسلامی فرزند نا خلف انقلاب 57 با رهبری آیت الله خمینی دار ودسته چماق به دستها , از همان روزبا بنیاد نهادن جمهوری اسلامی با پشتیبانی آمریکا و با کینه و خشمی که از حکومت بحث در جریان تبعید وی بر دل داشت با ایجاد بلوا و آشوب بر طبل جنگ طلبی کوبید و صدام دیوانه حاکم عراق, شیپور جنگ را به صدا در آورد؛ یکی با شعار پدر خوانده اعراب و آن یکی به رهبری شیعیان جهان ( با شعار راه قدس از کربلا می گذرد) 8 سال تمام دو ملت را به خاک سیاه نشاندند.

زیر بنای اقتصادی دو کشور و محیط زییست آن را نابود و به فنا کشاندند هزاران انسان را بی خانمان و هزاران هزار انسان را قربانی جنگ افروزیهای و شعارهای پوسیده مذهبی و تعصبات قومی و مذهبی نمودند و هنوز که هنوز است این آتش کدورت و خشم نه کهنه می شود و نه به باد فراموشی سپرده می شود بلکه روز به روز داغ آن تازه تر وسعت این عداوت بیشتر و گسترده تر می شود که اشغال موصل منطقه سنی نشین توسط داعش و هم چنین اتحاد اعراب ( فراخوان سران عرب )سرانجام هم چنین کدورتیست وبا صدها سال دیگر مردمانش امنیت سیاسی و اقتصادی را به دست نخواهند آورد .

حاصل و فرایند این جنگ افروزی در هشت سال دهشتناکتر از همه ( که در تاریخ مگر حمله تاتار و هیروشیما را در تاریخ با آن مطابقت داد ) شهری را به ویرانه تبدیل کردند که صدای هل هله شادی آن سالهاست به مارش عزا تبدیل شده وخواهد شد .

صدای موزیکی غمگینیست که همیشه لای لای مادران متولد نشده خواهد بود .لای لای مادرانی می شود که در کتابها می خوانند : که مغولیان و تاتار قرن چگونه کودکان خردسال, مادران , پیر زنان و پیر مردان بی گناه را با کثیف ترین سلاح موجود قرن قربانی افکار لجام گسیخته و جرم گرفته و واپسگرای خویش نموده و آن را با خاک و خون یکسان کردند .

صدای کودکان بی مادریست در میان گرد و غبار و بوی شیمیائی که اثرات آن تا سالهای عمر این شهر زدوده نخواهد شد .

نگاه خشم کودکانیست که نسل های آینده خصم کودکان را خشمی خواهند کرد که آسمان شهر حلبچه را برای همیشه عزادار و بر دل این سرزمین هیچ چیز به جز کینه و عقده باز تولید نمی شود خشمی که تا روزی این ملت هست و دشمن دست ساز و سیم خارداری جود داشته باشد روز به روز شعله ورتر خواهد شد و همانگونه همه شهرهای کورد نشین در یک دو ده اخیر یک آواز و یک صدا مرکز فرا خوان مبارزه برای اتحاد بوده خود را سازمان خواهد داد و روز به روز صدای آزادی خواهی آن بیشتر و بیشتر رسادار تر خواهد بود و مقاومت کوبانی ایجاد حماسه ها را در این خشم و در این راستا باید ارزیابی و تحلیل نمود . یاد همه جانباخته گان گرامی باد.

بابەتی هاوپۆل

پاسخ کوتاه‌ يک “ناسيوناليست کرد” به‌ ” حقيقت هاي تاريخي ضربدر ناسيوناليسم کرد ” آقاي ايرج فرزاد

کامران امين آوه‌