سێ شه‌ممه‌ 7 نیسان 2020
ماڵەوە / وتار / گذار خشونت پرهیز / رشاد مصطفی سلطانی

گذار خشونت پرهیز / رشاد مصطفی سلطانی

* مهاتماگاندی سال : بزرگترین نیرو ،عدم توسل بە خشونت است و چونکە رژیم بلشویکی بنیادش بر خشونت تکیەدارد،بدون تردید فرو میریزد.
* نیلسون ماندیالا : قدرتمند ترین اسلحە،آموزش و پرورش است کە شما میتوانید برای تغییر جهان انتخابش کنید.
* چامسکی میگوید: تمام اطلاعات انسان ها،توسط ماسمیدیا مهارو نظارت میگردد .
١- تلاش مستمر برای آزادی: مبارزات همیشەدرجوامع بشری دراشکال گوناگون صورت پذیرفتەاست. مظلومان دردوران های بردگی، فیئودالیزم و سرمایەداری با شیوەهای متفاوتی برای آزادی و عدالت مبارزە کردەاند. مبارزات مسلحانەی انقلابیون کرد سال ١٣٤٧ در منطقەی دارینە در سردشت و مبارزات مسلحانەی انقلابیون چریک سال ١٣٤٩ درسیاهکل در شمال ایران سیمای غالب مبارزات ضد سرمایەداری بودەکە با نشیب و فراز ها وشکست روبرو شدند . ٢- دیکتاتوری کارگران : انقلاب اکتبر ١٩١٧ کە بر ساختارهای غیر صنعتی و روستائی انجام گرفت بە پیروزی هائی رسید کە بزرگترین امید و بزرگترین شکست نیروی چپ بود. توطئەهای بین المللی و بافت دهقانی جامعەی روسیا ستون فقرات انقلاب اکتبر را خم کرد و لنین رهبر خردمند ناچار بە پذیرش سیاست اقتصادی ” نپ” گردید تا پارەای از سیاست های تند روانەی قبلی را عقلایی کند. قرار بود همەی قدرت و هژمونی سیاسی بە شوراها واگذار گردد ، اما بلشویک ها بالغزشی تاریخی کماکان خواستار قدرت دردست “حزب” بودند. دیکتاتوری پرولیتاریا کە آزادی و دموکراسی را تهدید مینمود و مقدس هم نبود ، تکیە کلام بلشویک ها بود. دیکتاتوری کارگران بر اتحاد دمکراتیک تکیە نداشتە و بر قهر انقلابی تکیەداشت . بعد از لنین و بایکوت نمودن لیئون تروتسکی ، بلشویک ها بە نوعی سکتاریزم تنگ نظرانەآلودەشدندکە معیار های سنجش آنها بر مدارصفر ، سفر میکرد. فروپاشی شوروی زمینە و بستر مواضع ناسیونالیسیتی و شوینیزم افراطی و بتدریج رشداسلام سیاسی را فراهم نمود . شکست شوروی و اروپای شرقی ازمحبوبیت نظام سوسیالیسی بشدت کاست و آنرا پائین آورد. وبهمین علت الکساندر دوبچک خواستار سوسیالیزم با سیمای انسانی گردید. انقلاب های چین ، ویتنام ، کوبا و شیلی هرگز سوسیالیستی نبودە و تنها از یوغ استعمار رهائی یافتند. اعضا کمون پاریس سوسیالیت نبودند. در قرن ٢١ رشد بالندە و سرسام آور تکنیک و ماسمیدیا ، مرزها را محو و، کرەزمین را بصورت یک واحد جغرافیائی درآوردەاست . هژمونی سیاسی دردست تراست ها ، کارتل ها، فوندها ، شرکت های چند ملیتی و صاحبان ترمینال های نفت خام متمرکز شدە ، کە نوع حکومت ها، کابینەها را تعیین و حتی لیبرالیزم جدید را بارمغان آوردەاست. تعریف طبقەی کارگر بە روشنی گذشتە نبودە و ناهمگون و پارە پارە بودە و در بطن خویش طبقەی ” متوسط ” را خلق کردە کە دارای برخی ظرفیتها و پوتانسیل های رادیکال است. بی ثباتی شغلی در بین کارگران ، فاز خطرناکی بودە کە بخاطر تامین منافعشان در سیستم سرمایەداری، روحیەی مبارزاتی نداشتە و، تمایلی بە انقلاب و تغییرات ندارند. ٣- بردگی زنان وامواج وحشتناک دینی: از کسی باید ترسید کە یک کتاب مقدس دارد و هرگز انرا نخواندەاست . تعصب چشم های بینا را نابینا و گوشهای شنوا را ناشنوا میکند. در تفکرات باورمندان دینی ، زنان حرمتی نداشتە و بعنوان بردە و کنیز محسوب میشوند. در این بستر نیروهائی دینی واپسگرا در جوامع خاورمیانە سر بر اوردە و میلیون ها انسان ناآگاە را سازمان دادەاند. دنیای اسلام دوران اصلاحات ورفرم و روشنگری را از سر نگذراندە و مستقیمامدرنیتە را منگنە کردەاست . مدرنیسم نمیتواند با قرائتی کە متحجران از دین دارند هم خوانی و همسوئی داشتە باشد. بزرگترین افتخار مذهب در طول تاریخ نابودی دستاوردهای بشری و پرورش نسلی فریبکار و ناآگاەاست. اختلافات جریان های مذهبی و دینی ، جدال توحش است. در کدوی سر و جمجمەی باورمندان متحجر، مغزهای روان پریش و بیمار گونە جای گرفتەاست. تاکتیک منتخب آنها تروریزم درابعادگستردەاست . ٤- دیدگاە های مەآلودو مغشوش چپ : مبارزە با پیشروی نیروهای ارتجاعی و دینی ، بر توانائی نیروهای سکولار و چپ سنگینی میکند. چپ نتوانستە در عصرحاضر موفق گردد و اگر بقدرت رسیدە سقوطش حتمی بودەاست. در شیلی ، یمن ، نیکاراگوئە، کوبا ،ونزوئیلا،گواتمالا، افغانستان ، رومانی ، مجارستان، آلبانی ،ویتنام ،کامبوج ، لائوس ،موزامبیک و اریترە نیروی چپ بقدرت رسید ، اما در حکومت داری و مدیریت بحران ناتوان بودە و هستند. احزاب کلاسیک و سنتی در این شرایط بحرانی هنوز ریل و رهبری دائمی خویش را تغییر نداد. بحران دقیقا در زمانیست کە کهنە در شرف مرگ بودە و تازە قادر بە تولد نیست. چپ های خاورمیانە مارکس را تبدیل بە یک آئین و یک شریعت کردە ،کە باعث انجماد فکری شدە و بەبیان دیگر آنها مارکس را می شناسند اما حقیقتادر کردار، مارکسیست نبودە و نیستند. زیرا دکترین مارکس بر اساس تغییر و تحول بنا شدە و مارکس فیلسوف، مورخ ، جامعە شناس و اقتصاد دان نیز بود ، اما در تجزیە و تحلیل بحران های سرمایەداری و پدیدە محیط زیست قلم فرسائی نکردەاست . ٥- دریای خروشان خیابان: امروزە ماسمیدیا بەجوامع بشری کمک کردە وشهروندان بەسطحی از بینش و آگاهی سیاسی رسیدەاند کە برای رسیدن بە عدالت اجتماعی ” ازگذار خشونت پرهیز” و” مبارزات و نافرمانی های مدرن ” کە درد سر و خونریزی کمتری دارد استقبال مینمایند. گذارخونبار ضرورت تاریخی ندارد. اکنون منابع ثروت ،طلا و نقرە و نفت خام و اورانیوم نبودە و ” دانش” منبع اصلی ثروت بشمار میرود. اگر متحجرهای مذهبی انسان را ببوسند، همزمان در افکارشان طناب دار را برایش می بافند. لذا اشتیاق و علاقەی و پاسیون شدید بە مبارزات و نافرمانیهای مدنی ، نقش و تاثیر آئین ها، باورهای خرافی و هژمونی افراط گرایان و اسلام سیاسی را ضعیف کردەاست . مبارزات با شیوەهای کلاسیک حزبی بە حوزەی ” ایستا “روی آوردە و نافرمانیهای مدنی بە حوزەی” پویا” قدم نهادەاست. مبارزات و نافرمانیهای مدنی غمنامە و سرگردانی احزاب را منعکس میسازند. مانیفست و قوانین شتر چران ها، نتوانستەو نمی تواند مشکلات و ناعدالتی های اجتماعی را بشیوەای منطقی واصولی حل کند و دردهای جامعە را التیام بخشد. جامعەی مهاجر نشین ودیاسپورا نیز مجبور بە بازنگری و ترجمەی منطقی ازافکاراندیشمندان شدەاست . ٦- کانتون دستاوردی عظیم : تاریخ ،لکوموتیوران قطار جامعە است . در مناطق کردنشین سوریە”رۆژئاوا” با دوری از خشونت و احترام نهادن بە دگر اندیشان وفراسوباوران و تکیە بر افکار راسیونالیستی و خردگرایانە، سیستم مدرن” کانتون ” را ایجاد و پیادە کردە کە اگر از “صافی وجدان” عبور دهیم ، موفقیت بزرگی را در تاریخ ثبت نمودەاند. کانتون ها پژواک بین المللی یافتە و اساسا در سیستم کانتون زندانی سیاسی وجود ندارد. بر پایە ی عدالت اجتماعی یک نظام دمکراتیک را با رهبری زنان و مردان شکل دادە کە اقتصاد کمونی با دمکراسی شورائی را منعکس میسازد . قانون اساسی کانتون های روژئاوا، قرارداد اجتماعی لقب گرفتە کە تنوع قومی و دینی راپذیرفتە اند. در سیستم کانتون همگون گردی شهروندان در فورم سریعی پیش رفتە و سکتاریزم گام بەگام محو میگردد . ٧- گذار خشونت پرهیز: مبارزات و نافرمانی های مدنی سبک کار و روشهای نوین مبارزات کنونی بودە و در لبنان ، عراق ، هنگ کنگ و ایران بە اوج خویش رسیدە و همگی خشونت پرهیز هستند اما از ضعف رهبری وتنوع تاکتیک ها رنج میبرند. سرمایەداری پانصدسال عمر کردە است. سازماندهی تودەها، از طرف باورمندان و مذهب سالاران ودولتمردان درحرکتی نسبتا ایدەال ضعیف شدەاست . سرکوب در اشکال نرم و تاحدودی سبعانە و کاملا خشن کماکان ادامەدارد. قدرت های نظامی و اقتصادی، ماهوارەهای مدرن را در مدارهای مختلف کرەی زمین مامور کنترل کردە کە شلیک موشک های سپاەپاسداران را بە هواپیمای اوکراین ثبت کردە و رسوایی بزرگی را نصیب جمهوری اسلامی نمود. همین پدیدە روندمبارزات پارتیزانی و پێشمەرگایەتی را زیرسوال و بە تنگنا بردەاست . امابرای مللی کە باپدیدەی ارتجاعی”ستم ملی و شووینیزم” روبروهستند،اگرلازم باشد، مبارزات مسلحانە کماکان اعتبار تاریخی داردو جدا شدن از کشورهای توتالیتر و اشغالگر هرگز “جرم ” محسوب نمیگردد. در حالیکە جهل وکج اندیشی دینی خالق تروریزم ونابودی محیط زیست بودە و دریاها خون ریختە ، اکنون تکیە بر مبارزات مدنی و مقاومت منفی وغیرە خشونت باردر ماهیت خویش تختەی پرش و سکوی پرتاب بسوی پیروزی بودە و، نوعی تشکیلات نو ظهور و درحال تکوین را بارمغان آوردەاست . ” بازرگانان مرگ ”راکە در کارخانەهای اسلحەسازی کمین کردەاند ورشکست خواهد کرد . دمکراسی در جامعەی دمکراتیک، پل های صلح را بین اقشار و گروەهای مردم ایجاد میکند. شهروندان جهان خواستار نظم نوین سیاسی بودە، اماگذار سختی در راە است. نافرمانی های مدنی و مبارزات خیابانی، خصلت طبقاتی نداشتە وشرکت کنندگان این اعتراضات الزاما مارکسیست نیستند.اکنون نقش اومانیست های مارکسیست در نافرمانی های مدنی برجستەاست .

بابەتی هاوپۆل

وتەیەک بە بۆنەی ١٢ی خاکەلێوە، رۆژی سەقامگیر بوونی کۆماری ئیسلامی⁄عەزیز ئاجیکەند

١٢ی خاکەڵێوەی ئەمساڵ وەبیرهێنەرەوەی داسەپاندنی ٤٢ ساڵ حاکمیەتی کۆنەپەرستانەی کۆماری ئیسلامییە بەسەر وڵاتی ئێراندا. ئەمرۆژانە …