پێنج شه‌ممه‌ 20 ئه‌یلول 2018
ماڵەوە / فارسی / اخبار و گزارشات کارگری 19آبان1395

اخبار و گزارشات کارگری 19آبان1395

 

اطلاعیه ی مهم کانون صنفی معلمان در ارتباط با بازداشت اسماعیل عبدی

صبح امروز 19/8/95 سه تن که خود را مأمور اجرای احکام اوین معرفی نموده اند اما از ارائه ی هرگونه مدرکی خودداری کرده اند، به منزل آقای اسماعیل عبدی مراجعه کرده و به ایشان اعلام می نمایند که می بایست برای ارائه ی پاره ای توضیحات وگفت و گوها  به همراه آن ها به اجرای احکام بیاید و علیرغم اینکه این اقدام با نگرانی و تشویش خاطر شدید همسر و فرزند کوچک ایشان همراه شده بود بدون ارائه ی هیچ حکمی ، آقای عبدی را همراه خود برده اندو تاکنون که ساعت ها از بازداشتی که ظاهراً به منظور گفتگو صورت گرفته است، می گذرد، خبر جدیدی از طرف او یا بازداشت کنندگان به خانواده اش نرسیده است.

کانون صنفی معلمان ضمن اعلام اعتراض شدید خود به این اقدام، در انتظار بازگشت آقای عبدی پس از انجام گفتگوهای ادعایی است، تا بتواند میزان صداقت مأموران مراجعه کننده به منزل او را ارزیابی نماید.

بدیهی است در ساعت های آینده اخبار و مواضع جدید به اطلاع خواهد رسید.

 

 

بیانیه شماره یک اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون بازداشت اسماعیل عبدی

بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکنیم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی هستیم.

حوالی ساعت ده صبح امروز مامورین بازداشت اسماعیل عبدی به منزل این فعال صنفی جسور و از رهبران جنبش اعتراضی معلمان ایران هجوم آورده و وی را در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و اعتراض همسرش با خود بردند.

بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اسماعیل عبدی را پس از بازداشت ابتدا به دادسرای عمومی و انقلاب کرج منتقل و پس از پرسش و پاسخ،  وی را به شعبه یک اجرای احکام زندان اوین برده اند و تا لحظه صدور این بیانیه، وی هنوز ارتباطی با خانواده اش بر قرار نکرده است.

اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، جعفر عظیم زاده و دیگر رهبران و فعالین جسور جنبش کارگری و معلمان هیچ جرمی جز دفاع از بدیهی ترین حقوق انسانی ما کارگران و معلمان ایران مرتکب نشده اند.

بازداشت و زندانی کردن اسماعیل عبدی در حالی صورت گرفته است که طوسی ها و مرتضوی ها طبق اعترافات و  اسناد نهادهای رسمی حکومتی جرائمی در حد جنایت بر علیه کودکان و منافع عمومی مردم ایران مرتکب شده اند و با این حال در کمال امنیت و رفاه و آسایش مشغول زندگی هستند و آنوقت انسان شریف و بزرگی همچون اسماعیل عبدی که تمام زندگی اش را بر علیه ستم و نابرابری و رفاه کارگران و معلمان و عموم مردم زحمتکش ایران گذاشته است با وحشیانه ترین و سبعانه ترین شکلی در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و  فریاد ستم ستیزانه همسرش بازداشت و روانه زندان اوین میشود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکند و با خواست ازادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل از زندان، از عموم کارگران، معلمان، تشکلها و نهادهای مستقل کارگران و معلمان و فعالین مدنی سیاسی و حقوق بشری میخواهد تا در صفی یکپارچه و متحد برای آزادی اسماعیل عبدی و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب  به میدان بیایند و اجازه ندهند شریف ترین انسانهای این جامعه به بند کشیده بشوند.

کارگر معلم اتحاد اتحاد

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 19 آبانماه 1395

 

 

رسول بداقی: به هیچکس ربطی ندارد  !! 

 

امشب اسماعیل عبدی در بازداشت نیروهای امنیتی است.نیروهای قوه ی قضائیه و مسئولین کشور دیگر نگران امنیت کشور نیستند،یکی ازانسانهایی که به دنیال  حقوق ملت ،دانش آموزان و معلمان بود،امروزصبح توسط سربازان گمنام امام زمان طی یک عملیات متهورانه با یورش به خانواده ی این فرد معترض او را دستگیر کردند،و با این عملیات این فرد معترض صدایش خاموش شد،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،فریاد بزندکه چرا کلاسهای درس 40 نفره است،که سرمایه ی کشورکجا خرج می شود،چراهرروز  آمار دانش آموزان ترک تحصیلی بالا می رود،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،به آمار بالای اعتیاد در مدارس ودر کشوراعتراض کند،اسماعیل عبدی دیگر نمی تواند،فریاد کند،چرا باید دانش آموزان برای نپرداختن پول هزینه ی آب و برق،وگاز،و پول برگه ی امتحانی شرمسار شوند،دیگر اسماعیل نمی تواند،فریاد بزند،که باوجود تاکید قانون اساسی مبنی بر دولتی بودن مدارس،مسئولین کشور مدارس آزاد را درسراسر کشور گسترش داده اند،دیگر نمی تواند ،به خصوصی سازی مدارس اعتراض کند،نیروهای امنیتی هم امشب بابت بازداشت اسماعیل با دست پر به خانه می روند،و فرزندانشان را با مهر و محبت در آغوش می کشند.

اما این سوی سکه ،خانه ی اسماعیل امشب دور از پدر سوت وکور است،فرزندانش امشب آغوش گرم پدر را احساس نمی کنند،شاید تا 5 سال دیگر هم احساس نکنند،ورفته رفته یادشان برود که محبت پدر چه حسی دارد،امشب ماندانا،امیرحسین و مبینا نمی دانند،پدرشان در چه وضعیتی به سر میبرد،امافرزندان اسماعیل می دانند،که دیوار زندان مهربان نیست، سربازان گمانم همه از فریاد عدالت خواهی اسماعیل عصبانی اند،خون جلوی چشمشان را گرفته است.آنان پول اضافه کاری می خواهند،آنان می خواهند،که برای خشنود کردن کارفرمای خود باید در سرکوب اسماعیل،زن و فرزندان اسماعیل،،مادر،پدر،برادر خواهرو دوستان و آشنایان و همکاران اسماعیل سنگ تمام بگذارند.

امشب اطراف اسماعیل به جای لبخندهای شیرین زن وفرزندانش دیوار است ودیوار،پاسبان است وخشم و خشونت.

به زودی بهشتی را هم شاید ببرند،تا بیشتر احساس امنیت کنند،هرکس صدایش در بیاید را هم خواهند برد تا بیشتر و بیشتر امنیت برقرار شود.باغانی هم که در تبعید است،بداقی هم که دیگر چشمش پس از هفت سال زندان ترسیده است!!

برای خواستار،باستان ،و دیگر کسانی که فریادی در گلو دارندفکری خواهند کرد.

این است امنیت یک کشوراسلامی ،که همه اش باید نظامی باشد!!!

به کسی ربطی ندارد،که دزدان و دروغگویان و فریبکاران ،کشور را بلعیده اند،به هیچکس ربطی ندارد،که عدالت نیست،به هیچ کس ربطی ندارد،که فساد و اعتیاد،و تورم و بیکاری مردم را نابود کرده است،به هیچکس ربطی ندارد،که اخلاق و فرهنگ وتمدن و شرافت و اعتماد به انحطاط کشیده شده است ،وخلاصه به هیچکس ربطی ندارد،که آرامش وانسانیت نابود شده است. چون نام حکومت اسلامی است.

19 آبان 95

برگرفته از سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران

 

صدورقرار وثیقه برای3کارگرمعترض بازداشتی کارخانه پارس خودرو!

امروز19آبان، برای3کارگرمعترض بازداشتی کارخانه پارس خودروقراروثیقه صادرشده است.

به گزارش19آبان ایلنا،بنقل از نزدیکان این کارگران گفته می‌شود که خانواده‌های آنها به دلیل مشکلات مالی در تامین وثیقه تعیین شده ناتوان هستند.

درهمین رابطه:

 

3کارگراخراجی معترض پارس خودرو بازداشت شدند!

3کارگراخراجی معترض پارس خودرو توسط نيروي انتظامي دستگير و به بازداشتگاه انتقال داده شدند.

گزارش دریافتی:امروز18آبان،كارگران اخراجي پارس خودرو که جهت پيگيري و اعلام اعتراض خود دست به تجمع مقابل گروه خودرو سازي سايپا زده بودند، توسط نيروي انتظامي دستگير و به بازداشتگاه انتقال داده شدند!!

در حال حاضر سه تن از كارگران پارس خودرو در بازداشت بسرميبرند…

http://etehadbinalmelali.com/ak/18-08-95/

تجمع کارگران کارخانه روغن نباتی گلناز وبستن جاده پس از یک هفته اعتصاب دراعتراض نسبت به تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت حقوق!

وخامت حال یکی از کارگران معترض براثرحادثه تصادف درتجمع امروز!

کارگران کارخانه روغن نباتی گلناز حدود یک هفته است که دراعتراض به عدم پرداخت حقوق ونداشتن امنیت شغلی دراعتصاب بسر می برند.

شب گذشته مدیر کارخانه روغن نباتی گلناز از کلیه کارکنان خواسته امروز ۱۹ آبان بر سرکار حاضر نشوند و کارخانه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.

صبح امروز19آبان،کارگران روغن نباتی گلناز در اعتراض به تعطیلی این کارخانه و عدم پرداخت حقوق معوقه خود در مقابل درب کارخانه تجمع کردند.

این کارگران معترض جاده کرمان ـ جوپار را مسدود کردند، کارخانه در ۱۸ کیلومتری این جاده واقع است. این اقدام موجب تصادف یکی از کارگران به نام مجید امیر بیگی شد که حال وی وخیم گزارش شده است. وی به بیمارستان باهنر منتقل شده، مسئولان بیمارستان باهنر بستری شدن او را در این بیمارستان تایید کردند.

بنابه گزارشات منتشره،شنیده های حاکی از آن است که رئیس کارخانه روغن نباتی گلناز از کلیه کارکنان خواسته امروز ۱۹ آبان بر سرکار حاضر نشوند و کارخانه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.

اما کارگران به روال سابق برسرکار خود حاضر شدند. بسته بودن درب کارخانه موجب اعتراض آنها شد. با شدت گرفتن اعتراض کارگران درب ورودی کارخانه را باز کردند.

گفته می شود که کارگران جاده کرمان ـ جوپار را مسدود کردند، کارخانه در ۱۸ کیلومتری این جاده واقع است. این اقدام موجب تصادف یکی از کارگران به نام مجید امیر بیگی شد. وی به بیمارستان باهنر منتقل شده، مسئولان بیمارستان باهنر بستری شدن او را در این بیمارستان تایید کردند.

این کارخانه ۷۰۰ کارگر دارد آنها به بسته شدن کارخانه و عدم پرداخت حقوق معوق خود اعتراض داشتند.

ازقرارمعلوم،با وساطت بخشدار ماهان و یگان ویژه جاده بازگشایی می شود و درب کارخانه نیز باز می شود.

در گزارشات منتشره درهمین رابطه آمده است:امروز صبح شنیدیم که کارخانه گلناز مجددا حادثه آفرید این باربه علت مسائل مالی  رئیس کارخانه از کلیه کارکنان خواست که امروز ۱۹ آبان کارگران سر کار حاضر نشوند و کارخانه تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد.

بسیاری از کارگران که چندین سال سابقه کار داشتند و رسمی بودند به لحاظ اینکه اگر نروند از کار بیکار خواهند شد. مثل همیشه سر کار خود حاضر می شوند ، متاسفانه با درهای بسته کارخانه روبرو می شوند، آنها لب به اعتراض می گشایند و علت را خواستار می شوند که کسی جوابگوی آنها نیست بالاخره با اعتراض شدید کارگران درب ورودی کارخانه به روی آنان باز می شود و کارگران فقط می توانستند وارد محوطه شوند عده ای خواستند که به استانداری بروند تا صدای اعتراضشان را آنجا به گوش مسئولین برسانند که در همین حین شخصی به نام مجید امیر بیگی که کارگر این کارخانه است برای عبور از جاده دچار سانحه شده و از ناحیه سر و پا آسیب می بیند و سریعا به بیمارستان باهنر انتقال داده می شود.

کارخانه گلناز کرمان که قرار بود تسهیلاتی را دریافت کند وکارگران خود را به کار برگزداند و طرح توسعه ای خود را با افزایش ۲۰۰۰ نیرو پیش ببرد با تعطیلی های مداوم روبه رو گردیده و وعده های مسئولین به سرانجام نرسیده است .

مشکلات کارخانه روغن نباتی کرمان تمامی ندارد و از ابتدای سال جاری اخبار بسیاری در سایت های مختلف کشور در خصوص کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان منتشر شده است درست یک روز بعد از اعلام تعطیلی کارخانه و بیکاری کارگران مسئولان این واحد  مدیر کارخانه تمامی کارگران را به کار گرفت و مسئولان استانی جلسات و کمیسیون های اقتصادی را تشکیل دادند که اکنون این کارخانه را به حالت احتضار درآورده است .

اما واقعا مشکل اصلی کارخانه روغن نباتی گلناز که اکنون آخرین نیروهای تولیدی خود را معلق  گذارده و تنها تعدادی از نیروهای  انتظامات ،  واحد های فنی و برق کارخانه را بر سر کار نگه داشته است ، چیست ؟؟؟؟

تعدادی از کارگران کارخانه روغن نباتی کرمان اعلام کردند که بعد از چند روز اعتصاب در کارخانه توسط کارگران خط تولید مبنی بر خلف وعده مسئولین در پرداخت معوقاتشان دیروز عصر تنها باپرداخت  ۵۰ درصد از  معوقات خود روبه رو شدند که با عدم پذیرش آن از سوی کارگران کارخانه بار دیگر به حالت تعلیق در آمده است.

این کارگران اعلام کردند طی اعتراضات طولانی و آمد و رفت های نمایندگان مسئولین استانی از اداره کار و تشکل های کارگری تا نمایندگان استاندار اما هیچ مشکلی از ما حل نشده است و کارخانه در حالت احتضار قرار دارد .

این کارگران ادامه دادند که ورق های مفقود شده کارخانه که مدیران آن را امانتی در نزد کارخانه می دانستند قبل از اعتصابات کارگری از کارخانه به شکل مرموزی خارج شدند که قیمت این ورق های خام چند میلیارد ریال تخمین زده میشد  که با یک میلیارد آن می توانستند تمام مشکلات و معوقات کارگری را حل کنند .

یکی از کارگران ضمن ابراز تاسف برای مسئولین که تنها حرف میزنند و شعار میدهند گفت : اصلا برای کسانی که حقوق های خوب از بیت المال میگیرند امثال منه کارگر که با مقرری ماهیانه ۸۰۰ هزار تومانی امرار معاش می کنم مهم نیستیم.

دیگری ادامه داد : چند هفته گذشته یکی از بازرسان اداره تعاون کار و رفا اجتماعی به ما اعلام کرد به خانه هایتان بروید یا با این اوضاع برسر کار خود بمانید تا اوضاع بهتر شود اما با عدم پذیرش از سوی کارگران وی عصبانی شد وبا کارگران با لحن تندی صحبت کرد که منجر شد تا گروهی از کارگران سالن اجتماعات را ترک کنند .

درهمین رابطه:

 

 

*سومین روز اعتصاب کارگران کارخانه روغن نباتی گلناز

امروز26مهرماه،سومین روزاست که کارگران کارخانه روغن نباتی گلنازدراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق ومقابله با خطراخراج وبیکاری دست از کار کشیده ودر کارخانه تجمع می کنند.

به گزارش 26مهرکارگران کرمان، یکی از کارگران  کارخانه روغن نباتی گلناز گفت : مسئولان مرتب به ما وعده و وعید می دهند یکبار وعده دریافت حقوق ، یکبار وعده به کار گیری و جذب نیروها ، اما آبی از این مسئولان گرم نمی شود وتنها حرف می زنند.

وی ادامه داد : بعد از اعتراض در مقابل استانداری و پیگیری مسئولین استانی در کارگروه های اقتصادی،وعده دریافت وام به کارخانه داده شده است اما این وعده محقق نگردید تنها سبب شد تا  همه کارگران به کار برگردند .

این کارگر گفت : هنوز از برگشت به کار کارگران یک ماه نمی گذشت که خبر تعدیلات ریزشی و پلکانی آغاز شد و مدیران اعلام کرده بودند کارگرانی که از سال ۹۰ تا به امروز جذب شده اند را قصد داریم تعدیل کنیم .

وی افزود : اکنون نزدیک به سه روز است که در محیط کارخانه به تحصن نشسته ایم و کار نمی کنیم زیرا حقوقی  به ما پرداخت نشده است.

این کارگر که نزدیک به سه ماه است حقوق خود و همکارانش به تعویق افتاده است ، ادامه داد : اکنون ما ۴۰۰ نفر هستیم که صبح به محل تولید می رویم و تا ظهر کار نمی کنیم مدیر کارخانه هم به ما گفته است که یا صبر کنید تا وام جور شود یا تعطیل کنید بروید خانه هایتان هر وقت شرایط محقق شد خودمان تماس می گیریم .

بنابهمین گزارش،کارخانه روغن نباتی کرمان که نزدیک به شش ماه است به حالت تعلیق در آمده سبب شد کارگران اولین راند اعتراضات خود را از درب وردوی کارخانه آغاز و تا تحصن در مقابل استانداری کرمان ادامه دهند.گرچه در راند دوم دوباره به کار برگشتند اما وعده مدیران عملی نشده و حقوق معوقات آنان پرداخت نشد لذا راند سوم اعتصاب از داخل کارخانه آغاز وهمچنان ادامه دارد.

کارخانه روغن نباتی گلناز که مدت زمانی است دچار مشکلات مالی شده است و مدیر این کارخانه مشکلات ایجاد شده را به سبب کمبود نقدینگی و مواد اولیه مطرح می کند ، با وعده های پوچ و توخالی کارگران را آرام نگه می دارند این آرامش به قیمت تعویق سه ماهه حقوق و تعلیق کارگرانی بوده است که از سال ۹۰ تا ۹۵ به کار گیری شده اند.

کارگران در اولین مرحله با بستن درب ورودی کارخانه و قراردادن خودروهای خود در مقابل درب ورودی اجازه تردد به کسی را ندادند اما نتیجه ای نداشت و پیامک مدیر این کارخانه که این واحد به علت نداشتن روغن تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است ، روبرو گردیدند .

اعتراضات کارگران کارخانه گلناز روز بعد از انتشار پیامک در بین کارگران در مقابل استانداری کرمان از سر گرفته شد و به راند دوم رسید وتنها نتیجه اش برگشت به کار کارگران وتخصیص وامی چند میلیاردی بود که با کارشکنی بانکها این وام نیز تسهیل نشده است .

اکنون تحصن ۴۰۰ کارگر در محل کارخانه وعدم تولید دامنه این اعتراضات را به راند سوم کشاند که این بار مسئولین اداره تعاون ،کار ورفاه اجتماعی را به میدان آورد که البته به نظر هم سودی برای کارگران وحقوق به تعویق افتاده شان ندارد .

حال با این اوصاف به نظر می رسد ضعف مدیریتی کارخانه گلناز و کار شکنی و بانک ها درعدم ارائه تسهیلات و عدم اقدام جدی مسئولین در آغاز به کار دوباره کارخانه خواب زمستانه ای است که مسئولان امر خود را با آن به تغافل زده اند  .

 

 

* تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه روغن گلناز کرمان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی وعدم پرداخت 3ماه حقوق!

بیش از 300 نفر از کارگران کارخانه صنایع غذایی گلناز کرمان معروف به کارخانه روغن نباتی گلناز از دیروز(23شهریور) با تجمع در محل ورودی کارخانه خواستار دریافت حقوق معوقه خود هستند.کارگران معترض صبح امروز(24شهریور)با قرار دادن خودروهای خود جلوی درب ورودی کارخانه را بستند.

تجمع اعتراضی امروزاین کارگران به استانداری کرمان کشیده شد.

به گزارش24شهریورتسنیم،یکی از کارگران روغن نباتی گلناز با اشاره به اینکه کارگران خردادماه آخرین حقوق خود را از کارخانه دریافت کردند، گفت: 80 درصد کارگران را اخراج کردند و حقوق هم ندادند.

وی با ابراز اینکه به ما گفتند «مواد اولیه نداریم» ولی انبار کارخانه پر است، افزود: در سه ماه گذشته چندین بار تجمع کردیم اما کسی پاسخگو نیست.

این کارگربا بیان اینکه قرارداد روزانه با کارگران بستند، تصریح کرد: هر روزی که سر کار باشیم بیمه ما رد می‌شود.

رئیس اداره صنایع غیرفلزی اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت استان کرمان نیز دراین باره گفت: مشکل کارخانه عدم تأمین مواد اولیه و واردات آن است.

وی با اعلام اینکه جهاد کشاورزی مجوز واردات روغن خام کارخانه را لغو کرده است، افزود: کارخانه برای واردات با مشکلات تأمین مالی نیز روبه‌رو است که از حدود دو ماه پیش در جلسات کارگروه رفع موانع تولید استان کرمان مطرح شده است.

علیرضا رحمان‌نژاد با بیان اینکه در این جلسه با پرداخت تسهیلات 5 میلیارد تومانی از طریق یکی از بانک‌ها برای رفع مشکلات این کارخانه تصویب شد، گفت: متأسفانه هنوز این تسهیلات پرداخت نشده و مسئولان کارخانه صحبت از عدم همکاری بانک بیان می‌کنند.

خادمی مدیر کارخانه صنایع غذایی گلناز کرمان ضمن تأیید بخشی از صحبتهای رحمان‌نژاد گفت: اطلاعات لازم باید از هیئت مدیره در تهران گرفته شود.

به گزارش امروزایرنا درهمین رابطه،کارگران کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان با حضور در محوطه استانداری کرمان مواردی از جمله پرداخت نشدن حقوق معوقه 3 ماه اخیر، کم شدن ساعات کاری و تغییر نوع قراردادهایشان را با این کارخانه مطرح کردند.

این کارگران با اشاره به شرایط نابسامان کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان طی سال اخیر گفتند:حدود هزار نفر از کارگران این کارخانه که سوابق کاری بالایی هم دارند در معرض اخراج و بیکار شدن قرار دارند.

مسئولان کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان نیز از تعطیل شدن این کارخانه خبر دادند.

شرکت روغن نباتی گلناز در 21 اردیبهشت 1360 تاسیس شد و در یکم اردیبهشت 1367 به بهره برداری رسید بر اساس اولین پروانه بهربرداری میزان تولید این کارخانه 30 هزار تن روغن در سال تعیین شده است.

 

 

*تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان

کارگران اخراجی کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان دراعتراض به اخراج ازکاروبیکارشدن دست به تجمع زدند.

به گزارش 1اردیبهشت جوان ، مدیر عامل دفتر تهران کارخانه روغن نباتی گلناز درباره مشکل پیش آمده گفت : با کاهش شدیدتولید از 800تن به 100تن در روز این شرکت به صورت موقت ناچار به کاهش شیفت ها از سه شیفت کاری به یک شیفت در روز و تمدید نکردن قراردادتعدادی از پرسنل شده است.

وی افزود، کارخانجات روغن نباتی گلناز در سالهای 1392تا 1394اقدام به اجرای طرح های توسعه و افزایش تولید از روزانه 300تن به هزار تن روغن نباتی اقدام کرده است .

محمد عبدلی آشتیانی افزود:در این راستا با بهره برداری تدریجی از ظرفیت های جدید نسبت به جذب تعداد 500نفر نیروی جدید اقدام کرده و تعداد پرسنل از 750نفربه هزارو 250نفر افزایش یافت که در صورت تکمیل طرح های نیمه تمام تعداد پرسنل تا 2هزار نفر قابل افزایش است.

وی خاطر نشان کرد : از سال 1394مسئولیت انجام امورمربوط به ثبت سفارش و واردات روغن خام از وزارت صنعت ،معدن و تجارت تحت نظارت سازمان غذا و دارو به جهادکشاورزی منتقل شد و به دلیل تغییر شیوه در صدور مجوز خرید خارجی روغن خام طی 4ماهه گذشته این شرکت در نوبت اخذ مجوز از وزرات جهاد سازندگی جهت واردات روغن خام می باشد.

و ی تصریح کرد : این امر باعث شده موجودی روغن خام این شرکت در ابتدای سال جاری به اتمام برسد و تلاش های مستمر برای گرفتن مجوز واردات و ثبت سفارش تا به امروز به نتیجه ای نرسیده است.

مدیر عامل کارخانه روغن نباتی گلناز گفت : این شرکت برای تأمین بخشی از روغن خام مورد نیاز تولید خود اقدام به خرید این ماده از شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران کرده و طی 5ماه گذشته از 20هزار تن روغن خام در خواستی فقط مقدار 5هزار تن روغن خام توسط شرکت بازرگانی دولتی به این شرکت واگذار شده است .

آشتیانی افزود: در حال حاضر در خواست خرید 10هزار تن روغن از شرکت ذکر شده در دست بررسی و نوبت صدور مجوز فروش می باشد.

وی خاطر نشان کرد : با کاهش شدیدتولید از 800تن به 100تن در روز این شرکت به صورت موقت ناچار به کاهش شیفت ها از سه شیفت کاری به یک شیفت در روز و تمدید نکردن قراردادتعدادی از پرسنل شده است.

وی ابراز امیدواری کرد : در صورت تأمین روغن خام مجددأ از تمام پرسنل برای شروع مجدد همکاری دعوت می شود.

کارخانه روغن نباتی گلناز کرمان در کیلومتر 18جاده جوپار واقع شده است.

 

 

جعفر عظیم زاده: قانون کار، اساسی ترین و بنیادی ترین قانون در چهارچوب مناسبات موجود در جهان معاصر است (متن کامل)

نوشته حاضر یادداشتهایی است که جعفر عظیم زاده از سه هفته پیش شروع به نوشتن آنها کرد  اما بدلیل اهمیت موضوع، این یادداشتها و قسمت آخر آن، مجموعا بصورت یک مقاله منتشر میشود. اتحادیه آزاد کارگران ایران

اینکه میلیونها کارگر در سراسر کشور مشمول قانون کار هستند و میلیونها کارگر دیگر مشمول این قانون نیستند یک واقعیت است، و اینکه حداقل مزد و سایر شرایط زیست معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی، رانندگان، مستخدمین کشوری و حتی مستخدمین سطوح پایین لشکری و… ، جدا از هم و جدا از حداقل مزد سالیانه کارگران مشمول قانون کار تعیین می شود، باز هم یک واقعیت است.

اما این واقعیات بیانگر تضاد منافع ما زحمتکشان و 99 درصدی های جامعه نیست، چرا که قبل از هر چیزی و بر اساس داده های کنونی زندگی بشر که خارج از اراده جداگانه ی یکایک ما انسانهاست، همه ی ما در یک جغرافیای سیاسی واحدی به نام ایران زندگی میکنیم و نمیشود حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار را مثلا به دو برابر افزایش داد ولی مزد بقیه مزد بگیران زحمتکش را ثابت نگه داشت. بر عکس این مسئله نیز صادق است. به عنوان مثال مگر حکومتی میتواند حقوق معلمان را به دو برابر افزایش دهد آنوقت مزد کارگران کارخانه ها و مراکز تولیدی و اساتید دانشگاه یا مستخدمین کشوری و لشکری سطوح پایین، کمی افزایش پیدا کند و یا ثابت بماند. از همین رو هم است که اقلیت حاکم در راس هرم غارت و قدرت در ایران، در برابر هر گونه امتیاز دهی به معلمان که توانایی امتیاز دهی به آنان را نیز دارد مقاومت میکند چرا که خود به خوبی میداند در اینصورت علاوه بر افزایش حقوق کارگران و همه بخشهای زحمتکش جامعه، حتی باید جیره و مواجب قضات حلقه به گوش و مامورین امنیتی را نیز افزایش دهد.  به این معنا اگر مثلا حداقل مزد برای کارگران مشمول قانون کار در سال آینده یک میلیون و ششصد و بیست و چهار هزار تومان، معادل  دو برابر حداقل مزد کنونی تعیین بشود طبیعی است که دیگر مزد کارگر ساختمانی و یا جوشکار پروژه ای که مشمول قانون کار نیست نمیتواند از 50 هزار یا صد هزار تومان کنونی در روز به 60 یا 110 هزار تومان افزایش پیدا کند بلکه به تناسب تعیین همین حداقل مزد دو برابر برای کارگران مشمول قانون کار، مزد ما کارگران ساختمانی و پروژه ای نیز به دو برابر و یا نزدیک به این کمیت و کیفیت افزایش پیدا خواهد کرد. همینطور اگر حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار در سال آینده به دو برابر افزایش پیدا بکند بدیهی است که حکومتگران مجبور به افزایش حقوق معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی  و دیگر مستخدمین کشوری و لشکری و حتی قضات حلقه بگوش و مامورین امنیتی(که اکثریت آنها را از طبقه بزرگ ما کارگران استخدام کرده اند)، به دو برابر کنونی خواهند بود.

مثالهای فوق قبل از هر چیز، بدرست دلالت بر هم سرنوشتی کارگران و معلمان و دیگر بخشهای زحمتکش جامعه دارد. گو که، سفره همه بخشهای طبقه کارگر و میزان بهرمندی آنان از هر درجه رفاه و خوشبختی و یا فقر و فلاکت،  همچون زنجیری ناگسستنی به همدیگر گره خورده است. اما این هم سرنوشتی، خود، حاصل مناسبات بنیادی تری در زندگی انسان معاصر است. مناسباتی که مبتنی بر تقسیم جامعه به دو طبقه اصلی و جایگاه آنان به عنوان کارگر یا صاحب سرمایه  در چرخه تولید و استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه است. این تقسیم بندی و کشاکش این دو طبقه برای سهم بری از ثروت تولید شده، سر آغاز تمامی کشمکشهای موجود در جهان معاصر و مدار شکل دهی به قوانین در تمامی عرصه های حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی در هر جامعه ای در گستره گیتی است.

با این حال، همه ی قوانین موجود، بطور آشکاری بیانگر این کشمکش و جنگ و جدال بر سر سهم بری از تولید ثروت و نفس استثمار انسان از انسان و درجه شدت و حدت آن در چهار چوب مناسبات جهان معاصر نیستند. مثلا قوانین مربوط به انتخابات آزاد و یا انتخابات غیر دموکراتیک و یا حتی قانون اساسی را نمیتوان بطور مستقیم، بلاواسطه و سر راستی به مسئله استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه بر سر سهم بری از تولید یا درجه استثمار در جوامع مختلف ربط داد. هر چند که در بنیادی ترین سطح، قانون اساسی و همه قوانین ناظر بر حیات اجتماعی انسانها، بر آمد تضادهای طبقاتی و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه  و یا حتی بخشهای مختلف طبقه سرمایه دار بر سر سهم بری از ثروت اجتماعی تولید شده می باشند. اما در این میان، قانون کار تنها سند قانونی است که میزان بهره کشی صاحبان سرمایه از کارگران و سهم این طبقه بزرگ از تولید و زندگی اجتماعی، بطور نسبتا سر راستی در آن متبلور می شود.

این قانون نسبت به سایر قوانین و قانون اساسی، با ابهام بسیار کمتری، قانونی بر سر درجه استثمار کارگر، روابط استثمارگرایانه کارگران و سرمایه داران و به این معنا کل جامعه بشری بر سر کشمکشی دائمی در مناسبات جهان مسلط سرمایه داری  در مورد کمیت و کیفیت استثمار و بهره کشی انسان از انسان است. اینجاست که بطور عینی و بی هیچ اغراقی قانون کار به عنوان بیان آشکار و نماد رابطه اسثتمارگرایانه زندگی مادی و معنوی انسان جهان معاصر، بر بالای سر همه قوانین دیگر و منجمله قانون اساسی که در ابعاد کلان و نسبتا ناروشنی، حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی همه جوامع بشری را ترسیم میکنند، قرار میگیرد و میتواند مبنای قضاوتی تاریخ ساز بر سر کل روابط اجتماعی انسانها و قوانین و مناسبات آنها در هر جامعه ای قرار بگیرد.

با این حال، قانون کار از آنجا که طبق تعاریف رایج، دارای جایگاهی حقوقی! و در مقام قانون ناظر بر حقوق صنفی!؟ کارگران، مهندسی شده و تعین پیدا کرده است کمتر مورد توجه روشنفکران، اقتصاددانان چپ و آزادیخواه، جنبشهای عدالتخواه از قبیل جنبش دانشجوئی و دیگر جنبشهای مدنی و ترقی خواه و حتی برخی نیروهای جنبش سوسیالیستی قرار می گیرد. اما در  عالم واقع و در چهارچوب مناسبات موجود، این قانون، قانونی بر سر اولین و بنیادی ترین حقوق انسان، یعنی حق حیات و امرار معاش، چگونگی تامین این حقوق برای استثمار شوندگان و معرف موقعیت اکثریت قریب به اتفاق انسانها در برابر اقلیت صاحب سرمایه در چرخه ی تولید ثروت است که سایر قوانین و حقوق اجتماعی ناظر بر حیات اجتماعی این اکثریت از قبیل آموزش رایگان، مطبوعات آزاد، تحزب، آزادی بیان و هر درجه از مدنیت از دل آن سر بر میکشند.

به عنوان مثال آموزش رایگان در اقصی نقاط دنیا، زمانی آغاز و به شکل امروزی نهادینه میشود که پیش از آن، جدال و کشمکش عظیمی بر سر کار کودکان از اواسط قرن نوزدهم در کشورهای اروپایی در میگیرد و بر متن این کشمکش بتدریج قوانینی در قالب قانون کار برای کم کردن ساعات کار کودکان و یا ممنوعیتهای مختلفی در مورد سن و نوع  کار کودکان تصویب میشود و در پس این روند، آموزش رایگان که اساسا معطوف به تحصیل کودکان طبقات فرودست است  بتدریج از دهه سی ام قرن بیست به این سو در کشورهای اروپایی آغاز و شروع به بسط و گسترش در همه نقاط دنیا میکند. اینگونه مثالها را به ترتیب فوق در مورد همه قوانینی که امروزه برای همگان امری جدا از کشمکش دائمی کارگران به مثابه اکثریت عظیم انسانها با اقلیت صاحبان سرمایه تلقی میشود میتوان تا به آخر به طور تجربی درک و توضیح داد.

برای اثبات مدعای فوق، در یک نگاه کلی تر همین کافی است که بپرسیم: آیا ممکن است در کشوری کار کودکان ممنوعیت قانونی نداشته  باشد و میلیونها  کودک به عنوان امری متعارف بطور روزانه در مراکز تولیدی و صنعتی مشغول بکار باشند آنوقت در چنین جامعه ای آموزش رایگان و اجباری برای کودکان در قانون اساسی اش گنجانده شود؟ و یا آیا میشود در کشوری کارگران با قوانین کار و مناسبات قرن نوزدهمی در یک بعد وسیع اجتماعی کار  و زیست بکنند و آنوقت در آن کشور دیکتاتوری قرن نوزدهمی سر بر نکشد و آزادی بیان و تحزب و…، در اشکال امروزین اش به عنوان بخشی از اصول قانون اساسی آن کشور مصوب و عملی گردد؟

اینجاست که قانون کار به مثابه برآمد و شکل حقوقی مناسبات استثمارگرایانه عصر حاضر، در معنای رایج و مهندسی شده اش که گویا قانونی خاص کارگران و مربوط به امور صنفی!؟ آنان است، رنگ می بازد و جایگاه کلیدی آن در همه عرصه های حیات زندگی اجتماعی سیاسی انسان معاصر در هر جامعه ای باز نموده می شود.

حال اگر از این منظر و از این واقعیت عینی در  مورد قانون کار به لایحه اصلاحیه دولت روحانی بر روی آن بنگریم آنوقت ابعاد وحشتناک و فاجعه بار این لایحه، نه تنها بر زندگی و معیشت کارگران و میلیونها مزد بگیر زحمتکش، بلکه بر تمامی عرصه های زندگی سیاسی اجتماعی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی روشن میشود.

بر اساس این لایحه: 1- دولت میتواند علیرغم تورم بالا با استناد به شرایط اقتصادی کشور حداقل مزد را ریالی افزایش ندهد و اقدام به انجماد دستمزدها بکند. علاوه بر این اختیار تعیین حداقل مزد بدست میل و اراده دولت و تک به تک کارفرمایان خواهد افتاد 2- اخراجهای دسته جمعی به محض کمترین نوسان و کاهشی در تولید صورت قانونی پیدا خواهد کرد و صدها هزار کارگر بطور دسته جمعی اخراج خواهند شد 3- قراردادهای شفاهی به مرور جایگزین قراردادهای کتبی خواهد شد و هر گونه قانونمندی از روی ساعات کار، تعطیلات، مرخصی ها، بیمه و.. برداشته خواهد شد 4- پایه های قانون تامین اجتماعی متزلزل و دیری نخواهد پائید که همین حداقلهای موجود نیز مضمحل خواهد شد 5- با مخدوش شدن پرداخت مزایای پایان کار به کارگران قرارداد موقت، دولت و کارفرمایان خواهند توانست به انحا مختلف پرداخت این مزایا به کارگران قرارداد موقت را متوقف بکنند.*

با توجه به نکات فوق، لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر قانون کار بطور عینی یک پدیده قرن نوزدهمی مبتنی بر تشدید بی حد و حصر استثمار انسان از انسان، محو حق اشتغال و امنیت شغلی، امحا تدریجی تامین اجتماعی و در خوشبیانه ترین حالت تضعیف بنیانهای تامین اجتماعی و رها سازی مطلق سرنوشت انسانها بدست سرمایه و بازار و تحمیل بقا بر میلیونها انسان در خط مرگ است که در صورت تصویب و اجرا میتواند بربریتی غیر قابل تصور را بر روابط و مناسبات میان انسانها در جامعه ایران حاکم نماید و یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی را به یکصد سال پیش عقب براند. بدین معنا، این لایحه از جنس هیچیک از لوایح ضد کارگری معطوف به تعرض به زندگی و معیشت کارگران در کشورهای اروپائی و سایر نقاط جهان نیست و خیلی سر راست، هر درجه از مدنیت و انسانیت نسبی تثبیت شده در عصر حاضر  را نشانه رفته است که میتواند سیمای سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی جامعه ایران را، بیش از هر نظام ضد کارگری دیگری در عصر حاضر، معادل با نظامهای دوران اوان شکل گیری نظام سرمایه داری بکند.

کاملا روشن است که احیا چنین مناسباتی ما بین اکثریت عظیم مردم یک کشور به عنوان کارگران و زحمتکشان با اقلیت صاحب سرمایه، بطور عینی و عملی نمیتواند بدون یک چرخش عظیم در سایر حوزه های زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی متحقق شود. لذا دادن فرصت به تصویب و اجرای لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر  قانون کار، دادن فرصت به تحمیل یک عقب گرد تاریخی در تمامی ابعاد زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی بر مردم ایران خواهد بود.

از این رو انتظار این است تا نه تنها کارگران بلکه معلمان، دانشجویان و دانش آموزان (به عنوان نیروی کار سال آینده و چند سال آینده)، فعالان مدنی و همه جنبشها و نیروهای عدالتخواه، حقوقدانان، روشنفکران، اقتصاددانان، روزنامه نگاران و تمامی انسانهای شریفی  که در قبال سرنوشت یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی احساس مسئولیتی میکنند بر علیه این لایحه به میدان بیایند و با تحمیل باز پس گیری آن به دولت، جنبشی را حول اعمال  تغییرات اساسی در قانون کار موجود  که با رسمیت دادن به قراردادهای موقت، گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری و ممنوعیت تشکلهای مستقل صنفی و …، موجبات قانونی تحمیل بی حقوقی افسار گسیخته ای را بر کارگران و همه زحمتکشان ایران فراهم کرده است برپا کنند و اجازه ندهند بیش از آنچه که تاکنون بر علیه انکشاف یک جامعه انسانی  و مدرن در ایران به پیش رفته است بنیانهای لازم و ملزوم یک زندگی اجتماعی مبتنی بر دستاوردهای تاکنونی بشریت معاصر در کشورمان به خطر بیافتد.

*نقل از بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در مورد لایحه اصلاحیه دولت بر روی قانون کار

 

 

تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریز ادامه دارد!

اعتراض حدود 300 کارگر کارخانه بلبرینگ سازی تبریز برای دریافت باقیمانده معوقات مزدی، امروز ( چهارشنبه 19 آبان ماه) ادامه دارد.

به گزارش19آبان ایلنا،تعدادی از کارگران این واحد تولیدی با اعلام این خبر گفتند: امروز کارفرما معادل دو ماه از مجموع معوقات مزدی آنها را  پرداخت کرده است اما وضعیت نامعلوم یک ماه دیگر از معوقات مزدی پرداخت نشده باعث شد تا آنها امروز نیز اعتراضات خود را دنبال کنند.

بنا بهمین گزارش،، تقریبا از ابتدای سال جاری حدود  300کارگر کارخانه  بلبرینگ سازی تبریز  در حال برپا کردن اجتماعات اعتراضی هستند.

از قرار معلوم این چندمین مرتبه‌ای است که کارگران این واحد تولیدی در سال جاری بابت معوقات مزدی خود دست به برپایی اجتماعات اعتراضی زده‌اند.

به گفته این کارگران، مجموع مطالبات کارگران  این کارخانه  یک ماه  مزد معوقه است که از کارفرمای انتظار دارند ضمن بر طرف کردن مشکلات بیمه ای  آنان  مابقی مطالبات سال جاری آنان را پرداخت کند.

 

کارگران  کارخانه  بلبرینگ سازی تبریز  در ادامه  افزودند که صرف نظر از آنکه تشدید شدن مشکلات اقتصادی در بروز وضعیت نامناسب کنونی بی تاثیر نبوده است اما در عمل نمی توان تاثیر نوع مدیریت این واحد صنعتی را نیز در بروز مشکلات کنونی بی‌تاثیر دانست.

درهمین رابطه:

 

 

پایان تجمع شبانه روزی کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریزبدنبال بازداشت سهامداراصلی شرکت!

 ادامه اعتراضات این کارگران تاتعیین تکلیف نهایی کارخانه!

دیشب(16آبان)،کارگران بلبرینگ سازی تبریزبدنبال بازداشت سهامداراصلی شرکت به تجمع شبانه روزیشان در این واحد تولیدی خاتمه دادند وبه خانه هایشان باز گشتند واز امروز17آبان اعتراضاتشان تا تعییین تکلیف نهایی کارخانه ادامه خواهد داشت.

به گزارش16آبان نصر،یکی از کارگران بلبرینگ سازی تبریز گفت: ما پس از اطلاع یافتن از بازداشت مالک فاقد اهلیت صنعتی شرکت به تحصن اعتراضی خود پایان داده و به خانه های خود بازگشتیم، اما تا تعیین تکلیف نهایی کارخانه روال چند روز گذشته را ادامه خواهیم داد.

وی که نخواست نامش فاش شود، افزود:دیگر همه متوجه شده اند که آقای [مالک کارخانه] اهل کار تولید و صنعت نیست و از مسئولان استان می خواهیم مثل شرکت ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی ایران، بلبرینگ سازی را هم با طی مراحل قانونی به اهلش بازگردانند تا شاهد رونق صنعت استان شویم.

بنابهمین گزارش، معاون سیاسی-امنیتی استاندار آذربایجان شرقی هم عصر امروز از بازداشت مالک کارخانه بلبرینگ سازی تبریز با حکم شورای تامین شهرستان تبریز خبر داد.

سعید شبستری خیابانی با اعلام این خبر گفت: بیشتر از دو سال است که مالک کارخانه بلبرینگ سازی تبریز که فاقد اهلیت لازم برای اداره این مجموعه بزرگ صنعتی است، استان را با سوء مدیریت در این شرکت، دچار مشکلات متعددی کرده است.

وی گفت: در حالی که بلبرینگ سازی تبریز یکی از موفق ترین واحدهای صنعتی استان بود، پس از واگذاری سهام این شرکت توسط سرمایه گذاری بانک صنعت و معدن به افراد نا اهل، با مشکلات متعددی مواجه شده و هم اکنون به شرایط پیچیده ای دچار شده است.

معاون سیاسی-امنیتی استاندار آذربایجان شرقی ادامه داد: مالک این کارخانه با چک های بلبرینگ سازی 100 میلیارد تومان معامله در خارج از کارخانه انجام داده و این شرکت را بدهکار کرده است.

شبستری در ادامه از بازداشت مالک کارخانه بلبرینگ سازی تبریز با مصوبه شورای تامین شهرستان تبریز و حکم قضایی به دلیل تخلفات محرز در شرکت بلبرینگ ایران خبر داد و گفت: مدیریت این شرکت 60 درصد حقوق شهریور ماه را پرداخت کرده، اما باید همه حقوق معوقه کارگران بلبرینگ سازی پرداخت شود.

 

فرماندار تبریز نیز با اشاره به تحصن اعتراضی کارگران شرکت بلبرینگ ایران گفت: مالک کارخانه بلبرینگ سازی تا کنون کم لطفی های زیادی در حق صنعت استان و کارگران زحمت کش این مجموعه انجام داده است.

رحیم شهرتی فر ادامه داد: کارخانه بلبرینگ سازی تبریز نگین صنعت تبریز است و خیلی راحت می تواند خودش را اداره کرده و سود سرشاری را نصیب سهامدار خود کند، اما عدم اهلیت سهامدار کارخانه و سوء مدیریت، بلبرینگ سازی تبریز را دچار بحران کرده است.

وی به برند بسیار معتبر و پرسنل متخصص و متعهد بلبرینگ سازی تبریز اشاره کرد و گفت: هیچ کارخانه ای با وجود بازار انحصاری، تکنولوژی تولید قوی، برند بسیار معتبر و پرسنل متخصص و متعهد نمی تواند زیان ده باشد، در حالی که عدم اهلیت مالک کارخانه سبب ایجاد مشکلات ریشه ای در شرکت بلبرینگ ایران شده است.

رئیس شورای تامین شهرستان تبریز تاکید کرد: مطمئناً در هر صورت می باید فعالیت و تولید کارخانه بلبرینگ سازی تبریز به صورت پایدار ادامه پیدا کند و ما به هیچ وجه من الوجوه اجازه توقف تولید در شرکت بلبرینگ ایران را نمی دهیم.

دبیرکارگروه تسهیل و رفع موانع تولید آذربایجان شرقی گفت: در حالی که شرکت بلبرینگ ایران یکی از کارخانه های ممتاز و بی رقیب کشور بود، از 5 سال پیش پس از واگذاری به بخش خصوصی فاقد اهلیت لازم دچار مشکل شده و در دو سال اخیر وضعیت آن بحرانی شده است.

سخاوت خیرخواه از ارائه دو پیشنهاد به وزارت صنعت، معدن و تجارت برای حل مشکلات این واحد صنعتی استراتژیک خبر داد و گفت: یکی از پیشنهادات واگذاری مدیریت کارخانه به “هیات حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیل کارخانه های کشور” و دیگری باز پس گرفتن مالکیت آن توسط شرکت سرمایه گذاری بانک صنعت و معدن است که این پیشنهادات استان در جلسه ای که امروز در وزارت صنعت، معدن و تجارت به همین منظور برگزار شده بود، ارائه گردید.

وی تصریح کرد: شرکت بلبرینگ ایران را شرکت سرمایه گذاری بانک صنعت و معدن در سال 90 با برگزاری مزایده به قیمت 72 میلیارد ریال به فردی که هیچگونه اهلیت صنعتی ندارد واگذار کرده است و این فرد چندین برابر سرمایه کارخانه به بانک ها، امور مالیاتی، بیمه و شرکت های مختلف دیگر بدهکار است .

خیرخواه یکی از تخلفات محرز مالک کنونی شرکت بلبرینگ ایران را واردات بلبرینگ از کشور چین و فروش آنها با برچسب این شرکت اعلام کرد.

وی به شرایط مناسب این کارخانه برای بازگشت به رونق سال های گذشته اشاره کرد و گفت: در حالی که کشور سالانه به حدود 120 میلیون عدد بلبرینگ نیاز دارد، ظرفیت تولید در این کارخانه تنها 6 میلیون عدد در سال است که با تغییر مدیریت بلبرینگ سازی می توان گامی بزرگ در رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال در منطقه برداشت.

http://etehadbinalmelali.com/ak/17-08-95/

 

 

تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده سد بازی دراز!

امروز19آبان،کارگران سد بازی درازدراعتراض به تعطیلی این پروژه وبیکارشدن دست به تجمع زدند.

بنابه گزارشات منتشره،پروژه سد بازی دراز که در چارچوب طرح ملی کنترل آبهای سطحی گرمسیری است به دلیل دیده شدن لکه های نفتی متوقف شده است وبا توقف این طرح بیش از ۲۰۰ کارگر بیکار شده اند.

ایرنا امروز درهمین رابطه بنقل ازمعاون سیاسی و اجتماعی فرماندار قصرشیرین نوشت:تعطیلی روند اجرایی عملیات سد بازی دراز در این شهرستان مقطعی است.

نعمت الله نازپرورده روز چهارشنبه با بیان این مطلب که این طرح ملی و بخشی از طرح بزرگ سامانه آبیاری گرمسیری غرب کشور است، افزود: روند اجرایی این طرح به دلیل مشاهده رگه های نفتی در کاسه سد بازی دراز متوقف شده است.

وی بیان کرد: در حین عملیات اجرایی سد بازی دراز قصرشیرین و براساس کاوش های انجام شده، رگه های نفتی مشاهده شده به 24 لیتر در شبانه روز نیز نمی رسد.

وی اظهارکرد: این عملیات با توجه به برخورد رگه های نفتی در کاسه سد و به دلیل اینکه باعث آلودگی آب سد نشود، برای ایجاد یک بند انحرافی برای خروج این رگه نفتی تعطیل شده و در صورت کار کارشناسی و تدبیر برای خروج نفت از کاسه سد، به زودی عملیات اجرایی این سد بزرگ که از طرح های ملی است، آغاز می شود.

معاون فرماندار قصرشیرین در پاسخ به این که برخی منابع خبری از بیکاری 200 تن از کارگران مشغول در سد بازی دراز خبر داده اند، افزود: این کارگران به صورت مقطعی و برای ایجاد کار کارشناسی برای حل مشکل خروج رگه های نفتی از کاسه سد، فعالیتشان متوقف شده و به زودی با ایجاد یک بند انحرافی در موازات این سد برای حل این مشکل، مشغول به کار می شوند.

سد بازی دراز قصرشیرین با طول تاج 482 متر و به ارتفاع 82 متر، ظرفیت ذخیره سازی 82 میلیون مترمکعب آب را دارد که شبکه های پایین دست این سد قرار است که بیش از پنج هزار هکتار از زمین های کشاورزی منطقه را آبیاری کند.

عملیات اجرای کارگاه این سد آغاز شده و تجهیز کارگاه توسط شرکت سپاسد وابسته به قرارگاه خاتم الانبیا نیز در دست اقدام است.

این طرح بزرگ، نیاز به 700 نیروی کار دارد که تاکنون 200 نیرو که بیشتر آن ها بومی هستند جذب و مشغول به کار شده اند.

قصرشیرین در غرب کرمانشاه با بیش از 27 هزار تن جمعیت ، 30 هزار هکتار زمین کشاورزی و باغی دارد.

 

جمع اعتراضی کارگران شرکت بازرگانی بلادشاپورمقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد!

امروز19آبان، جمعی از کارگران شرکت بازرگانی بلادشاپور با تجمع در مقابل استانداری استان و بانک صادرات شعبه استان اعتراض خود را در خصوص تصمیم اخیر مدیرعامل بانک صادرات در بازپس‌گیری مکان بزرگترین شرکت خدمات‌دهی در استان اعلام کرده و خواستار رسیدگی مسؤولان استانی به این موضوع شدند.

به گزارش19آبان فارس،320 کارگر بزرگترین مرکز خدمات‌دهی ماشین‌آلات، لپ تاپ، کامپیوتر و گوشی تلفن همراه در استان کهگیلویه و بویراحمد در آستانه بیکاری هستند.

مدیرعامل بانک صادرات قصد دارد این مکان را به شخص دیگری اجاره دهد و 320 جوان این استان را بیکار کند.

 

 

خاتمه موقتی اعتصاب کارگران کارخانه شیشه قزوین پس از یک هفته با پرداخت بخشی از مطالباتشان!

روز گذشته(18آبان) با پرداخت دو ماه از معوقات مزدی کارگران کارخانه شیشه قزوین، اعتصاب این کارگران پس از یک هفته موقتا خاتمه یافت.

طبق اظهارات کارگران کارخانه شیشه قزوین در حال حاضر همه کارگران معترض این واحد تولیدی به کار خود بازگشته اند واز قرار معلوم با وعده کارفرما قرار است باقیمانده مطالبات مزدی  آنان طی ماه های آینده به مرور پرداخت شود.

به گفته کارگران در حال حاضر مطالبات مزدی کارگران رسمی وقرار دادی از مرداد ماه باقی مانده وکارگران پیمانکاری نیز از خرداد ماه معوقات مزدی خود را از کارفرما طلب دارند.

به گزارش19آبان ایلنا،منابع کارگری در این واحد تولیدی در توضیح این اتفاق افزودند: در ادامه اعتراضات شش روز گذشته،  کارفرما معادل دو ماه از  مطالبات معوقه مزدی کارگران رسمی ،قراردادی وپیمانکاری کارخانه را پرداخت کرد که نتیجه آن خاتمه موقت اعتراض کارگران بود.

به گفته کارگران در حال حاضر مطالبات مزدی کارگران رسمی وقرار دادی از مرداد ماه باقی مانده وکارگران پیمانکاری نیز از خرداد ماه معوقات مزدی خود را از کارفرما طلب دارند.

طبق اظهارات کارگران کارخانه شیشه قزوین در حال حاضر همه کارگران معترض این واحد تولیدی به کار خود بازگشته اند واز قرار معلوم با وعده کارفرما قرار است باقیمانده مطالبات مزدی  آنان طی ماه های آینده به مرور پرداخت شود.

درهمین رابطه:

 

 

تجمع اعتراضی کارگران شیشه قزوین برای  هفتمین روز متوالی!

امروز18آبان،کارگران شیشه قزوین برای هفتمین روزمتوالی دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق،5ماه حق بیمه،حق سنوات وعیدی سال های گذشته،شرایط سخت کاری ،اخراج همکارانشان ونداشتن امنیت شغلی دست به تجمع در محوطه کارخانه زدند.

به گزارش 18آبان صبح قزوین، شرکت شیشه قزوین در هفتمین روز متوالی شاهد برگزاری تجمع اعتراض آمیز کارگران این شرکت است.

این کارگران طی هفت روز گذشته با برگزاری یک تجمع مسالمت آمیز در داخل حیاط شرکت شیشه خواستار رسیدگی مسئولان شرکت به مشکلات آنها هستند اما هنوز اقدامی از سوی متولیان این موضوع صورت نگرفته است.

تعدادی از کارگران این شرکت در هفتمین روز تجمع مقابل این شرکت درباره مشکلات خود با خبرنگار ما گفت‌وگو کردند.

یکی از کارگران اظهار کرد: سال گذشته مسئولان استانی برای رسیدگی به مشکلات کارگرها در شرکت حضور پیدا کردند و رئیس شرکت در نامه‌ای کتبی متعهد شد که طی شش ماه به مشکلات ما رسیدگی می‌کند؛ اما این موضوع انجام نشد.

وی در ادامه افزود: عید امسال تا 50 روز حقوق‌های ما عقب افتاد، هم اکنون یک سال از تعهد رئیس شرکت می‌گذرد و ما 8 ماه حقوق معوقه داریم که پرداخت نشده اشت.

این کارگر معترض اذعان کرد: هنوز عیدی و سنوات سال 93 را به کارگران پرداخت نشده و نصف عیدی 94 نیز به ما داده نشده است.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه عنوان کرد: در سال جدید هم عده‌ای را اخراج کرده‌اند یا کوره‌هایی خوابانده شده تا به گفته رئیس شده بتوانند حقوق ماهیانه ما را پرداخت کنند.

وی ادامه داد: کوره 2 و 3 شرکت را سال گذشته تعطیل کردند و شب عید 94 کوره 3 با تخلیه مذابش تعطیل شد، کارخانه شیشه قزوین در خاورمیانه نمونه ندارد چرا باید کوره‌های آن تعطیل شود.

این کارگر معترض تصریح کرد: ما برای ترکیه، عراق و تمام حوزه خلیج فارس صادرات داریم و در این کشورهای شیشه قزوین شناخته شده است.

یکی دیگر از این کارگران بیان کرد: در دوماهی که به علت مصدومیت انگشت دستم در منزل بستری بودم از مدیران شرکت هیچ کس پیگیر عیادت و رسیدگی به امور من نشد، فقط همکارانم برای ملاقات آمدند.

وی با بیان اینکه هم اکنون همه کارگران مقروض هستیم، ابراز کرد: شب عید 95 یعنی 29 اسفند 94 رئیس شرکت شیشه قزوین 100 نفر را اخراج کرده است و هم اکنون ما به عنوان یک کارگر کار 4 نفر را انجام می‌دهیم تا خط تولید نخوابد.

این کارگر معترض عنوان کرد: ما فقط حق خود را می‌خواهیم چون می‌دانیم این شرکت تولیدات خوبی دارد و صادرات خوبی نیز به کشورهای دیگر دارد.

وی افزود: شیشه آبگینه هم اکنون تعطیل است و قسمت زیادی از تجهیزات آن خریداری شده و در شرکت ما قرار دارد اما حقوق ما پرداخت نمی‌شود.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه قزوین گفت: ما روزی هزار و دویست متر شیشه صنایع جانبی تولید می‌کنیم یعنی چیزی حدود 2 برابر صنایع شیشه شرکت‌های دیگر، چون نمی‌خواهیم خط تولید شرکتمان بخوابد اما مسئولان قدر نمی‌دانند ما نان آغشته به خون خود را می‌خوریم یعنی با حداقل مزد حداکثر کار را انجام می‌دهیم.

وی اضافه کرد: رئیس شرکت از درآمدهای حاصله از شرکت شیشه قزوین شرکت‌های دیگر را راه اندازی کرده است، پس درآمدزایی وجود دارد کارگران که خواسته زیادی ندارد فقط حق خود را طلب می‌کنند.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه اذعان کرد: هنوز در هفتمین روز تجمع ما کسی به مشکلات ما رسیدگی نمی‌کند و می‌گویند شورش کرده‌اید! چرا طلب حق کردن در یک تجمع مسالمت آمیز در حیاط شرکت باید به شورش تعبیر شود؟ ما که مشکلی در شرکت ایجاد نکردیم، ما در این مدت هم اجازه ندادیم تولید قطع شود و تولید ادامه دارد.

وی تصریح کرد: از برج چهارم سال جاری چون شرکت حق بیمه ما را واریز نکرده است تامین اجتماعی دفترچه‌های ما را تمدید نمی‌کند و ما با وضعیت مریضی خانواده خود نمی‌توانیم به دکتر مراجعه کنیم.

این کارگر شرکت شیشه قزوین در پایان تاکید کرد: کارگران به حقوق ماهیانه و بیمه خودشان احتیاج ضروری دارند اما امروز از آن هم بی نصیب شده‌ایم و با هزینه آزاد به دکتر مراجعه می‌کنیم.

http://etehadbinalmelali.com/ak/18-08-95/

 

 

به خطر افتادن امنیت شغلی کارگران شهرداری میانه بدنبال عقد قرارداد کار یک ماهه!

کارگران زحمتکش شهرداری میانه این روزها، نگرانی های زیادی درباره کار و معیشت خود دارند و امنیت شغلی، اصلی ترین نگرانی آنها را تشکیل می دهد. امنیت شغلی اطمینان به داشتن کار و تداوم فعالیت در شغلی است که در اختیار کارگران و شاغلان است.

متاسفانه در سالهای اخیر قراردادهای کار که از شهرداری میانه با کارگران منعقد می شود، امنیت شغلی کارگران را با چالش جدی مواجه کرده و طول مدت یک ماهه قراردادهای کار، به یکی از دغدغه های اصلی کارگران بدل شده است.

به گزارش 19آبان میانا، یکی از کارگران که نخواسته نامش اعلام شود می گوید: شهرداری میانه در حال حاضر قراردادهای ما را بصورت یک ماهه تمدید می کند که این مسئله باعث نگرانی خانواده و خودم در راستای نبود شغلی پایدار شده است.

نگاهی به فصل دوم قانون‌ کار مصوب ۲۹ آبان‌ 1369 مشخص می سازد در قانون تنها نوع کار از لحاظ موقت یا دائمی بودن ذکر شده و البته در یکی از تبصره های این فصل عنوان شده در صورتی که ماهیت کار، دائمی باشد و در قرارداد، مدت ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی می شود.

درباره کارهای موقت نیز قانون به دولت تکلیف کرده “سقف” مدت را مشخص کند ولی “کف” زمان قرارداد را مشخص نکرده. با این وجود سال گذشته، دولت در اقدامی تحسین برانگیز بخشنامه ای را صادر کرد که در آن حداقل زمان کلیه قراردادهای کار مستمر را “یکسال” توصیف کرد.

 

 

فصل جدید بیکاری با شروع سرما رسید/ سایه رکود بر مشاغل فصلی

در حالی تعداد رسمی بیکاران جامعه بیش از ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر است که با شروع فصل سرما فصل جدیدی از بیکاری با بیکار شدن کارگران فصلی باز می شود.

هر ساله با فرا رسیدن فصل سرما تعداد زیادی از کارگران فصلی از مناطق دور و نزدیک و شهرهای کوچک به امید یافتن کاری مناسب به کلان شهرها کوچ می کنند تا در فصول سرد سال بتوانند لقمه نانی برای خود و خانواده خود فراهم کنند. اما  کوک فصل زمستان با کارگران فصلی کوک نیست.

کارگران شاغل در بخش های کشاورزی، صیادی، کارگران کارخانه های برنج کوبی، قند، رب و کارگران ساختمانی بیشترین تعداد کارگران فصلی را تشکیل می دهند.

بر اساس قانون کار ،مشاغل فصلی جزو کارهای غیرمستمر و غیردائم محسوب می شوند و از این منظر شامل قراردادهای موقت کار هستند لذا چنانچه کارگری در چنین مشاغلی اشتغال به کار داشته و تغییر عمده‌ای در ماهیت شغلی وی ایجاد نشده باشد تا زمانی که در همان شغل اشتغال داشته باشد به عنوان کارگر فصلی شناخته می شود.

متأسفانه در بحث پرداخت دستمزد، رابطه کارگری و کارفرمایی میان کارگر فصلی و کارفرما در غیر فصول کاری به حالت تعلیق در آمده و با توجه به قرارداد اولیه کار و قبول شرایط کار از سوی کارگر، دستمزدی برای غیر فصل کار پرداخت نمی شود مضاف بر اینکه هنگام محاسبه سنوات خدمت تنها مجموع فصول کار به عنوان سابقه کار مفید کارگر ملاک عمل قرار می گیرد.

در مشاغل فصلی نوع خاصی از قرارداد کار استفاده نمی‌شود بلکه هر سه نوع قرارداد کار اعم از موقت، معین و دائم منعقد می شود و نوع قرارداد کار هیچ ارتباطی با فصلی بودن یا نبودن کار موضوع آن قرارداد ندارد.

در سال های گذشته بسیاری از کارگران فصلی به دلیل افزایش هزینه‌ها و تورم موجود ، عدم بهره‌مندی از مزایای بیمه و حقوق مکفی خواهان اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، ‌رفع مشکلات سنواتی و افزایش دستمزد ماهانه شده‌اند. شرایط سخت و طاقت فرسای مشاغل فصلی و بیکاری‌های مداوم از یک سو و عدم بیمه کارگران فصلی از سویی دیگر یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌های اساسی این گروه از کارگران به شمار می رود.

کارگران فصلی عمدتاً در بخش های کشاورزی و ساختمانی مشغول به کار هستند که معمولاً شش ماه از سال را کار می کنند و با پایان کار پروژه یا برداشت محصول از زمین به دلیل آنکه ماهیت کار ایجاب می کند، دست از کار می کشند.

بخشی ازیک گزارش تسنیم بتاریخ19آبان

 

 

استفاده از پرستاران برای فشار بر تامین اجتماعی/ وزارت بهداشت برای پرداخت کارانه بودجه کافی دارد

محمد شریفی مقدم عقیده دارد که وزارت بهداشت با تعلل در پرداخت کارانه پرستاران قصد دارد تا بر میزان فشارهای خود بر صندوق‌های بیمه‌های درمانی و به ویژه سازمان تامین اجتماعی اضافه کند.

به گزارش19آبان ایلنا،محمد شریفی مقدم، دبیر کل خانه پرستار با اعلام این خبر گفت: این اقدام وزارت بهداشت به نوعی استفاده ابزاری برای تحقق ادغام بخش درمانی سازمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت است.

در روزهای اخیر محمد میرزابیگی معاون پرستاری وزارت بهداشت در گفتگو با رسانه ها گفته بود وزارت بهداشت به علت عدم پرداخت طلب بیمارستان از سوی سازمان های بیمه ای نتوانسته کارانه پرستاران را پرداخت کند.

در این باره شریفی مقدم افزود: کارانه کادر پزشکی5 هزار میلیارد تومان است که از این میزان 4 هزار میلیارد تومان سهم پزشکان و 1 هزار میلیارد تومان سهم غیر پزشکان است که از این میزان نیز 500 میلیارد تومان متعلق به پرستاران است.

به عقیده وی وزارت بهداشت منابع مالی کافی برای پرداخت کردن مطالبات مربوط به کارانه معوقه پرستاران را در اختیار دارد و اگر مسئولان این وزارت خانه قصد انجام چنین کاری را دارند می‌توانند این کار را انجام دهند.

این فعال صنفی پرستاری در تشریح ماجرا گفت: از قرار معلوم با به اجرا در آمدن طزح تحول سلامت، مطالبات بیمارستان‌ها با رشدی کمتر از 100 درصد، از 29 درصد به 48 درصد افزایش یافته است و در مقابل درآمد اختصاصی بیمارستان‌ها با رشدی 250 درصدی از میزان 19 درصد به 58 افزایش یافته است.

وی افزود: مقایسه حجم بدهی‌ و درآمد بیمارستان‌ها نشان می‌دهد که اگر مدیران مستقر در وزارت بهداشت بخواهند می‌توانند از محل منابع موجود کارانه پرستاران را پرداخت کنند.

وی در توضیح این ادعا که بیمه‌های درمانی به وزارت بهداشت بدهکارند، گفت: قطعا به دلیل بالا بودن تعرفه های پزشکی صندوق‌های بیمه به وزارت بهداشت بدهکار هستند اما باید در نظر داشت که سازمان تامین اجتماعی به عنوان فراگیرترین صندوق درمانی کشور جایی در میان این بدهکاران ندارد.

شریفی مقدم افزود: این احتمال هست که مدیران وزارت بهداشت با دست گذاشتن بر روی بدهی صندوق‌های بیمه‌ای می‌خواهند تا زمینه ادغام درمان سازمان تامین اجتماعی در طرح تحول سلامت را فراهم کنند و این درحالی است که با وجود بالا بودن تعرفه‌های پزشکی سازمان تامین اجتماعی همواره خوش حساب ترین صدوق درمانی بوده است.

 

 

کجای دنیا مدرسه‌ها را می‌سوزانند؟!

گزارش درباره جمع‌آوری چادرهای حاشیه‌نشینان قلعه حسن‌خان:

بچه‌ها بی‌قرارند، ترسیده‌اند، ماموران بازهم آمده‌اند و چادرها را آتش می‌زنند. بچه‌ها با نگرانی می‌گویند مدرسه هم در آتش گر گرفت.

قلعه حسن خان؛ پشت معادن شن و ماسه، چند سالی است که حاشیه‌نشین‌های بلوچ وسیستانی را در خود جای داده است. اکثرا شناسنامه و اوراق هویت ندارند، در چادرها زندگی می‌کنند، چادرهایی که ماموران هرازگاهی به بهانه تخریب اسکان غیرمجاز برای جمع کردنشان می‌آیند و هراس از بی‌خانمانی بیشتر و رها شدن در سرمای زمستان؛ سال به سال تکرار می‌شود.

 

سه شنبه؛ هجدهم آبان ماه هزار و سیصد و نود و پنج

بهزیستی شهریار بودم که گوشی همراهم زنگ خورد. بچه‌ها پشت خط بودند، همان‌هایی که این روزها از راه‌اندازی چادر مدرسه و درس خواندن خوشحالند؛ بچه‌ها با نگرانی و التهاب گفتند: آمده‌اند، دارند آتش می‌زنند، مدرسه هم سوخت.

اینها را عصر روز گذشته، هجدهم آبان ماه، «زهره صیادی»، فعال حقوق کودک روایت می‌کند. صیادی شش سال است که پیگیر کار کودکان بی‌شناسنامه بلوچ و سیستانی است و دردهای آنها و پدرمادرهایشان را از نزدیک لمس کرده‌ است. صیادی این طور ادامه می‌دهد:

“رفته بودم بهزیستی شهریار که برای همین بچه‌ها، امکانات و فرصت بگیرم. بچه‌ها که تلفن زدند فوری به محل رفتم. مامورها آمده بودند، از فرمانداری و دهیاری، پلیس‌ها هم بودند، پیت‌های بنزین برای آتش زدن چادرها همراهشان بود. بچه‌ها فوق‌العاده ترسیده بودند. پدرها و مادرها گوشه و کنار ایستاده بودند و کاری از دستشان برنمی‌آمد، حرف زدیم، توضیح دادیم، آخر سر خواهش کردیم که فرصت بدهند که ندادند…”

روز گذشته برای چندمین بار در این چند سال، ماموران معذورند از ویران کردن چادرهای حاشیه‌نشینانی که حتی در همین حاشیه‌ها هم جایی ندارند. از قرار معلوم، اکنون در این محل، حدود سی چادر باقیمانده است که در آنها حدود بیست کودک زیر 18 سال هم هست. کودکانی که شناسنامه ندارند و از حق تحصیل محرومند، اما چند وقتی است  به کمک همین فعالان، یکی از همین چادرها را تبدیل به مدرسه کرده‌اند، این مدرسه هجدهم آبان ماه در آتش ماموران سوخت…

صیادی می‌گوید: بچه‌ها هم مثل بزرگترها زباله گردند یا گاهی نوازنده دوره‌گرد می‌شوند، ولی هرچه هستند و از هرکجا آمده‌اند، شناسنامه هم که نداشته باشند، باز هم کودکند، ایرانی هستند و ایران، پیمان‌نامه حقوق کودک را پذیرفته.

او با افسوس می‌گوید: انگار کسی حقی برای این کودکان قائل نیست. گرسنگی و اعتیاد و چادرنشینی سهم اینها شده است. تقریبا هر یک سال و نیم یک بار  هم همین سرپناه محقر و مندرس را از آنها می‌گیرند، می‌گویند غیرمجازید؛ باید بروید…

گویی پیش از این یک بار این کودکان را به اردوگاه مهاجران برده بودند که با تلاش‌های همین فعالان کودک، از آنجا خارج می‌شوند. پیش از این، تعداد کودکان بی‌روزی پشت معادن شن بیشتر بود؛  این فعالان تعدادی از آنها را در طول زمان به سرپناه‌های امن‌تر منتقل کرده‌اند؛ تعدادی به بلوچستان یا سیستان برگشته‌اند، آنهایی که اعتیاد نداشته‌اند و سالمتر بوده‌اند و کس و کاری در سیستان دارند که کشاورزی می‌کند و خرده زمینی هم در کار است.

حالا همین حدود بیست کودک هیچ جایی برای رفتن ندارند. بین زمین و هوا در سرآغاز این فصل سرد رها شده‌اند… گویا دو تا از چادرها را باقی گذاشته‌اند، یکی برای زن‌ها و یکی هم برای مردها؛ این دو چادر را آتش نزده‌اند تا این حاشیه‌نشین‌ها از سرما در همان اولین شب یخ نزنند. اما گفته‌اند که تا فردا جایی پیدا کنید. فردا می‌آییم و همین دو چادر را هم جمع می‌کنیم.

 

صیادی می‌گوید: والدین این کودکان یا بیکارند، یا زباله گردی می‌کنند، تک و توکی نوازندگی هم می‌کنند، ساز و دهل و قیچک می‌زنند؛ اما این هم فصلی و گذراست. اعتیاد هم هست، بهداشت هم که نیست نه آب آشامیدنی سالم و نه سرویس بهداشتی.

چهارشنبه، نوزدهم آبان ماه هزار و سیصد و نود و پنج

صبح صیادی زنگ می‌زند. شب را در چادرها بوده، کنار بچه‌ها. می‌گوید دیشب یکی از بچه‌ها از شدت فشار و ترس، تشنج کرد. کورسوی امیدی کوچک و کم نور در صدایش هست: برای زیر پانزده ساله‌ها، جایی پیدا کردم که تا آخر زمستان بمانند، تقریبا 16 نفری هستند؛ اما پدر، مادرها و بزرگترها بی‌سرپناهند.

امروز هنوز برای جمع‌آوری آن دو چادر نیامده‌اند. اما سی خانوار بخت برگشته، همچنان ویلان و سرگردانند و نمی‌دانند امشب کجا قرار است سر بر بالین بگذارند.

صیادی همین امروز صبح نامه‌ای هم نوشته، خطاب یکی از همان ماموران معذور که دیروز آنجا ادعا می‌کرد ماموریت دارد و باید کار را به انجام برساند و بعدش هم گفته: خانم حلالم کنید.

صیادی در این نامه از درد می‌گوید؛ از رنجی که می‌بریم:

“آنقدر  نیرو یا به قول ِ بچه‌ها مامور آمده بود به محله‌ی ِ ساده‌ی ِ حوالی ِ شن‌های ِ حوالی ِ تهران ِ بزرگ, که نمی‌دانم تو که در لحظه‌ی ِ رفتن به من گفتی:  حلالم کن, خانم صیادی! از کدام بخش‌شان بودی. فقط می‌دانم که در میان ِ اشک ریزان ِ تنهایی‌ام، انگار که مرگان باشم و تحمیل‌های ِ سرمایه‌سالاری ِ یار و رفیقم را از  من گرفته باشد و من ندانم که کجا رفته است و چرا رفته است، در سوزِ صبحگاهی ِ یک سرمای ِ بیابانی در عبور از عو عوی ِ سگ‌هایی که دیگر می‌شناسند مرا و فقط به حسب پاسبانی‌شان بازهم می‌غرند و کوشش می‌کنند بترسانمند با کودکانی ِ که سخت گرسنه‌اند و مرگانی که حس ِ من است ، مادرشان باشد و بخواهد از سرما چیزی دربیاورد که کودکانش را سیر کند، حلالم کن ِ تو، چنگ به دلم انداخت!

چنگی از اعتمادم و اعتقادم به انسان بودن ِ هر انسان. به قلب داشتن ِ هر انسان. به محترم بودن ِ هر انسان!

حالا می‌خواهم به انسانی که تویی با قلبی که برای ِ اشک‌های ِ ما لرزید؛ هنگام ِ آتش زدن به چادرهایمان، به خان و مانمان، به همه‌ی ِ دارایی ِ ما کارگرهای ِ بی‌شناسنامه‌ی ِ خارج از آمار بنویسم. بنویسم بخشی از حرف‌هایی که دیروز صبح چادر به چادر که آتش می‌زدید با شما در میان گذاشتم.

گفتم ؛ مدرسه‌مان را، چادر ِ ساده‌ی ِ مدرسه بازی‌مان را، تیتالوی‌مان را نسوزانید. کجای ِ دنیا آدم‌ها؛ مدرسه‌ها را می‌سوزانند؟!

گفتم, نان ِ ما, رزق و روزی ِ ما؛ ما کارگرهای ِ ساده‌ی ِ بی‌بیمه و مزایا, بی‌صنف و سندیکا؛ اینجا تامین می‌شود. اینجا حوالی ِ تهران ِ بزرگ.

ما با ساز و دهل و قیچک و آواز ؛ شریک شادمانی‌های ِ عمومی ِ این مردم می‌شویم. ما نوازنده‌های ِ دوره‌گرد!

 

نادرعکس ِ شهیدشان را نشان‌تان داد، شهیدشان که در ازدحام ِ اتفاق‌های ِ بی‌وقفه‌ی ِ دنیا مثل ِ بسیاری ِ شهیدهای ِ مراقبت از کیان ِ این میهن و این مردم انگار که نبوده است، نیست! از شهیدشان که بلوچ بود, هست! ما بخشی از این سرزمینیم, به کجا می‌کوچانیدمان؟!

دست‌های ِ ما زخم است از بریدن‌های ِ گاه و بی‌گاه در جستجوی ِ هرچه بازگشتنی است در میان زباله‌ها. ما کارگرهای ِ زباله‌گرد! نانمان را به این دشواری، به این شرافتمندی، به این آرامی و صلح‌خواهی، می‌جوییم!”

صیادی به آرامی از درد گفته است، دردی که اندوهش بزرگتر از تحمل این کودکان بی‌خانمان است، دردی که می‌سوزاند، دردی که سوزانده است….

وقتی که قرار نیست شغلی برای این کارگران بی روزی و جویندگان نان در سطل های زباله، در کار باشد، آتش زدن خانمان مندرسشان آخرین فرصت را هم از آنها می گیرد: فرصت به سختی نفس کشیدن.

منبع:ایلنا-19آبان

 

 

افزایش قربانیان حوادث کاری طی 6ماهه اول سال جاری!

در نيمه نخست سال جاري 853 نفر در حوادث كار جان خود را از دست دادند اين رقم در مقايسه با مدت مشابه سال قبل كه آمار تلفات 851 نفر بود؛ دو دهم درصد بيشتر شده است.

بر اساس آمارهاي موجود در نيمه نخست سال جاري 14 هزار و 282 مصدوم حوادث كار به مراكز پزشكي قانوني كشور مراجعه كردند كه از اين تعداد 13 هزار و 582  نفر مرد و 700 نفر زن بودند. اين آمار در مقايسه با مدت مشاب سال قبل 2.3 درصد بيشتر شده است.

به گزارش19آبان اداره كل روابط عمومي و امور بين‌الملل سازمان پزشكي كشور، در شش ماهه اول امسال از كل تلفات حوادث كار 841 نفر مرد و 12 نفر ديگر زن بودند.

سقوط از بلندي در حوادث كار بيشترين علت مرگ افراد را به خود اختصاص مي دهد به نحوي كه در شش ماهه اول امسال 41 درصد از كل تلفات حوادث كار به دليل سقوط از بلندي جان خود را از دست داده اند.

در اين مدت 349 نفر به دليل سقوط از بلندي، 203 نفر به دليل اصابت جسم سخت، 121 نفر به دليل برق‌گرفتگي، 50 نفر به دليل كمبود اكسيژن، 47 نفر به دليل سوختگي و 83  نفر به ساير دلايل جان خود را در حوادث كار جان باخته اند.

همچنين در اين مدت استان هاي تهران با 164، خراسان رضوي با 68، اصفهان و فارس هر كدام با 59 فوتي بيشترين و استان هاي كهگيلويه و بويراحمد با پنج، زنجان و خراسان جنوبي هر كدام با شش، خراسان شمالي و جهارمجال و بختياري هر كدام با هفت فوتي كمترين آمار تلفات را داشته اند.

استان تهران در حالي بيشترين آمار تلفات حوادث كار در كشور را در برمي گيرد كه بر اساس آمارهاي موجود تعداد فوتي هاي ناشي از حوادث كار در اين استان در شش ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل 13.7 درصد كمتر شده است.

در نيمه اول امسال در استان تهران 164 نفر بر اثر حوادث كار جان باختند اين رقم در مدت مشابه سال قبل برابر با 190 فوتي بوده است.

از كل تلفات استان تهران در شش ماهه امسال 162 نفر مرد و دو نفر زن بودند.

بر اساس آمارهاي موجود در نيمه نخست سال جاري 14 هزار و 282 مصدوم حوادث كار به مراكز پزشكي قانوني كشور مراجعه كردند كه از اين تعداد 13 هزار و 582  نفر مرد و 700 نفر زن بودند. اين آمار در مقايسه با مدت مشاب سال قبل 2.3 درصد بيشتر شده است.

در همين مدت تعداد مصدومان حوادث كار در استان تهران نيز دو هزار و 168 نفر گزارش شده كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 6.6 درصد بيشتر شده است.

درهمین رابطه:

 

جان باختن 2170کارگربراثرحوادث کاری در استان تهران در6ماهه اول سال جاری!

رییس پزشکی قانونی استان تهران ازجان باختن 2170کارگربراثرحوادث کاری دراین استان طی  6ماهه اول سال جاری،خبرداد.

وی همچنین تعداد کارگران جان باخته6ماهه اول سال94 براثر حوادث کاری دراستان تهران را 2033نفر اعلام کرد.

به گزارش18آبان ایلنا،مسعود قادی‌پاشا گفت: در 6 ماهه اول سال 95 تعداد 154 هزار و 811 مورد مراجعه به بخش معاینات داشتیم و بیش از 6 هزار جسد جهت تعیین علت فوت به مرکز پزشک قانونی تهران ارجاع داده شد که از این تعداد 2 هزار و 170 مورد حوادث ناشی از کار داشتیم که نسبت به سال گذشته که 2 هزار و 33 مورد بود، متاسفانه 6 و 7 دهم رشد داشته است.

وی افزود: از کل فوت ناشی از حوادث  کار، هزار و 999 مورد مرد و 171 مورد زن بوده است. همچنین در این مدت، 68 نفر هم به اثر سلاح سرد فوت کرده‌اند که نسبت به سال گذشته که 65 نفر بوده، 4 و 6 دهم درصد افزایش داشته است.

قادی‌پاشا ادامه داد: فوتی‌هایی ناشی از سلاح سرد در 6 ماهه اول سال 53 مرد و 15 زن بوده‌اند.

 

مرگ  یک کارگر پیمانکاری  درخرم دره بر اثر ریزش پل!

روز گذشته(18آبان)،بر اثر ریزش خاکریز پل کمر بندی یکی از کارگران در دم جان باخت که توسط نیروهای آتش نشانی واورژانس و هلال احمر شهرستان خرمدره از زیر آوار بیرون آورده شد.

به گزارش18آبان نبض سحر،مسئول اورژانس شهرستان خرمدره گفت:ساعت ۱۲ ظهر روز18آبان کارگر یک شرکت پیمانکاری در خرمدره که مشغول تخریب یک پل برای تعریض آن بودند پس از ریزش پل زیر آوار مانده و جان خود را از دست داد.

سیمراخ افزود:این کارگر ۶۵ ساله بر اثر ضربه مغزی و اصابت سر به ستون پل جان خود را از دست داده است.

نوزدهم آبان ماه1395

 

بابەتی هاوپۆل

درخواست برای آزادی معلمان زندانی از طرف اتحادیە معلمان بریتانیا

اتحادیە معلمان بریتانیا  با ایجاد یک کمپین اینترنتی خواستار آزادی اسماعیل عبدی و دیگر معلمان …