دوو شه‌ممه‌ 20 تشرینی دووه‌م 2017
ماڵەوە / فارسی / اخبار و گزارشات کارگری 14 شهریور1395

اخبار و گزارشات کارگری 14 شهریور1395

تجمع کارگران پیمانکاری پتروشیمی رازی برای حمایت از همکاران احضار وبازداشت شده شان مقابل دادگستری منطقه ویژه اقتصادی بندرامام!

صبح امروز14شهریور،جمعی از کارگران پیمانکاری پتروشیمی رازی در اعتراض به آنچه که شکایت کارفرما از تعدادی از همکاران آنها عنوان می‌شود در مقابل ساختمان دادگستری این منطقه تجمع کردند.

در جریان مراجعه امروز این کارگران برای آنها قرار کفالت تعیین می ‌شود اما با موکول شدن تشریفات اداری به فردا (دوشنبه 15 شهریور ماه) تمامی این کارگران به صورت موقت روانه محبس می‌شوند.

کارگران تجمع کننده مقابل ددادگستری منطقه ویژه اقتصادی بندرامام برای حمایت از همکارانشان در نهایت با وعده مقامات مسئول مبنی براینکه کارگران احضار شده آزاد خواهند شد به تجمع خود خاتمه دادند.

به گزارش14شهریوربیلنا،منابع خبری در منطقه ویژه اقتصادی بندر امام با اعلام این خبر افزودند: تجمع کنندگان که تعداد آنها در حدود 200 نفر می‌شود از جمله کارگرانی هستند که به صورت پیمانکاری در واحدهای پتروشیمی این منطقه مشغول کارند.

برپایه این اطلاعات این کارگران از طریق شرکت پیمانکاری نصب و تعمیرات نیروگاه‌های خوزستان در مجموعه پتروشیمی رازی مشغول کارند و از قرار معلوم به دنبال برپایی اعتراضات روزهای گذشته با شکایت پیمانکار برای تعدادی از همکاران آنها پرونده قضایی تشکیل شده است.

گفته می‌شود در روزهای اخیر کارگرانی که در حال حاضر از سوی کارفرما مورد اتهام قرار گرفته‌اند تا چند نوبت برای پاسخگویی به مراجع قضایی احضار شده و در حال حاضر نیز با قرار کفالت همکاران خود به صورت موقت آزاد هستند.

از قرار معلوم به دنبال احضار مجدد این کارگران به دستگاه قضایی شماری از همکارانشان در حمایت از آنها اجتماع اعتراضی امروز را برپا می‌کنند.

در خصوص علت برپایی اعتراضات که منجر به شکایت گروهی از این کارگران شده است نیز گفته می ‌شود که تمامی این کارگران نسبت به جدول طبقه بندی مشاغلی که در حال حاضر برای محاسبه مزد و مزایای قانونی آنها مورد استفاده قرار می‌گیرد، معترضند.

درهمین رابطه:

 

 

*هشتمین روزاعتراض کارگران پتروشیمی رازی نسبت به عدم اجرای طبقه بندی مشاغل و ممنوع‌الورود شدن10کارگرمعترض!

تجمع کارگران وخودداری از ورود به مجتمع پتروشیمی رازی درحمایت از همکارانشان!

صبح امروز8شهریور،ده کارگر پتروشیمی رازی در هشتمین روز از اعتراض این کارگران نسبت به عدم اجرای طبقه بندی مشاغل ممنوع الورود شدند.

همچنین صبح امروز،حدود سیصد نفر از کارگران این شرکت در حمایت از ممنوع الورود شدن همکاران خود پشت درب مجتمع رازی تجمع نمودند و از ورود به آن مجتمع خودداری کردند.

به گزارش8شهریورایلنا،کارگران پتروشیمی رازی از ممنوع الورود شدن ده نفر از همکاران خود خبر دادند.

به گفته این کارگران، در هشتمین روز از اعتراض این کارگران، صبح امروز (هشتم شهریورماه) کارفرما از ورود ده نفر از کارگران به مجتمع جلوگیری کرده است.

این کارگران در هشت روز گذشته نسبت به عدم اجرای طبقه بندی مشاغل در این مجتمع اعتراض کرده‌اند.

از قرار معلوم،  حدود سیصد نفر از کارگران این شرکت هستند در حمایت از ممنوع الورود شدن نمایندگان خود صبح امروز پشت درب مجتمع رازی تجمع نمودند و از ورود به آن مجتمع خودداری کردند.

به گفته این کارگران، چند نفر از ممنوع الورودی ها از کارگرانی هستند که سه سال پیش با شکایت کارفرما و با اتهام اخلال در نظم عمومی، به شلاق و حبس محکوم شدند.

 

 

*نهمین روزاعتراض کارگران پتروشیمی رازی!

رفع ممنوع الورودی10کارگرمعترض بدنبال حمایت همکارانشان!

عصر روز گذشته(8شهریورماه) بنابه تصمیم مدیریت این ده کارگرمعترض پتروشیمی رازی وارد مجتمع شدند و به دنبال آنها، کارگرانی که تا آن لحظه در حمایت از آنها بیرون مجتمع ایستاده بودند نیز وارد محل کار خود شدند.

با وجود بازگشت همه معترضان به داخل محیط کار،اعتراضات کارگران مجتمع پتروشیمی رازی امروز (نهم شهریور)، همچنان ادامه دارد.

به گزارش9شهریورایلنا، در حالی‌که اعتراضات کارگران مجتمع پتروشیمی رازی همچنان ادامه دارد، کارگرانی که روز گذشته ممنوع‌الورود شده بودند، وارد مجتمع شدند.

عصر روز گذشته، بنابه تصمیم مدیریت این ده کارگرمعترض پتروشیمی رازی وارد مجتمع شدند و به دنبال آنها، کارگرانی که تا آن لحظه در حمایت از آنها بیرون مجتمع ایستاده بودند نیز وارد محل کار خود شدند.

از قرار معلوم، با وجود بازگشت همه معترضان به داخل محیط کار،اعتراضات کارگران مجتمع پتروشیمی رازی امروز (نهم شهریور)، همچنان ادامه دارد.

این کارگران که از اول شهریور ماه در اعتراض به عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل اعتراضات خود را آغاز کرده‌اند، امروز نیز در دفترهای کار خود نشسته و به نشانه اعتراض فقط کارهای اضطراری را انجام می‌دهند.

برپایه این اظهارات در روزهای قبل اقدام اعتراضی این کارگران هیچگونه خللی در روند کارهای اصلی واحد مانند: دانه بندی، غربالگری، جوشکاری، پمپ روغن و… وارد نکرده بود.

بنابهمین گزارش،حدود 300 نفر از کارگران این مجتمع نسبت به عدم اجرای صحیح طرح طبقه بندی مشاغل اعتراض دارند.

معترضان از جمله کارگرانی هستند که در بخش تعمیرات نیروگاه حرارتی زیر مجموعه پتروشیمی رازی مشغول کارند و ازاینکه تاکنون وعده‌های کارفرما در خصوص برطرف شدن ایرادات طرح طبقه بندی مشاغل عملیاتی نشده است، ناراضی هستند.

یکی از معترضان در  تشریح علت نارضایتی از اجرای طرح طبقه بندی مشاغل در این مجتمع اظهار داشت: با اجرای طرح طبقه بندی مشاغل در سال 92 اعتراضاتی صورت می‌گیرد و همان زمان عوامل مدیریت در مقام کارفرما وعده می‌دهند که نارسایی‌های پیش آمده را برطرف خواهند کرد.

وی ادامه داد: اما با گذشت چند  سال از ماجرا هنوز هیچ تغییری در جهت برطرف کردن نواقص طرح طبقه بندی مشاغل ایجاد نشده است و در همین رابطه از سوی کارگران شکایتی در اداره کار سربندر طرح شده است که به دلیل عدم حضور نماینده کارفرما تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

 

 

اعتصاب وتجمعات اعتراضی کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه ادامه دارد!

روزیکشنبه14شهریور،کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در محل این شرکت تجمع کردند.

کارگران این شرکت روز شنبه نیز با تجمع در مقابل دفتر مدیریت این شرکت پرداخت حقوق معوقه خود را مطالبه کردند.

به گزارش خ14شهریورایرنا،شماری از کارگران این شرکت تولید شکر که تعداد آنها بیش از 100 نفر از بخش های مختلف این شرکت عنوان شده از صبح روز یکشنبه با تجمع در مقابل ساختمان اداری این شرکت خواستار گفت و گو با مدیر عامل و مسئولان شرکت شدند.

چندنفر از تجمع کنندگان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اظهارکردند: از تیر گذشته تاکنون حقوق کارکنان بخش های مختلف این شرکت پرداخت نشده است.

آنان افزودند: وضعیت اشتغال برخی کارکنان شاغل در بخش های مختلف این شرکت با بیش از 24 سال سابقه کار همچنان مبهم بوده و حقوق آنها به سختی و با تاخیر چند ماهه پرداخت می شود.

یکی از کارگران قراردادی این شرکت گفت: به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه کارکنان قراردادی از سوی شرکت نیشکر هفت تپه ، سازمان بیمه تامین اجتماعی ارائه خدمات به این افراد را متوقف کرده است.

قائم مقام شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در خصوص مشکل کارگران این شرکت اظهارکرد: مطالبات کارگران تا اواسط هفته جاری پرداخت می شود.

سیامک نصیر افشار افزود: مشکل خاصی در این شرکت بوجود نیامده و روند کاری طبق برنامه در حال انجام است.

حدود چهار هزار نفر در بخش های مختلف شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به صورت رسمی ، پیمانی ، قراردادی و نیز موقت مشغول بکار هستند.

کشت و صنعت هفت تپه ، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن از تاسیس آن می گذرد.

ظرفیت تولید این کارخانه 100هزار تن شکر در سال است که به دلیل فرسودگی خط تولید کمتر از ظرفیت اسمی شکر تولید می کند.

این کارخانه طبق اصل 44 قانون اساسی اواخر پارسال از سوی سازمان خصوصی سازی از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذار شد.

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در 15کیلومتری شهر شوش در شمال استان خوزستان واقع است.

 

 

تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته پیش از موعد مقابل وزارت کار!

صبح امروز14شهریور، حدود ۵۰۰ نفر از کارگران بازنشسته پیش از موعد به منظور احقاق حق خود مقابل وزارت کار تجمع کرده بودند.

به گزارش 14شهریورتسنیم، این کارگران از سراسر کشور از نهادهایی مانند هلال احمر، مخابرات و بنیاد شهید حضور داشتند که علت اعتراض خود را عدم دریافت حقوق خود می دانند. برخی از این بازنشستگان با بیان اینکه افرادی که بیش از 25 سال سابقه خدمت داشته باشند می‌توانند بازنشسته پیش از موعد شوند گفت: ما 30 سال خدمت می کنیم اما حقوق 25 سال را دریافت می کنیم. در صورتی که مجلس شورای اسلامی مجوز بازنشستگی پیش از موعد صادر کرده، این دولت آن را اجرایی نمی کند.

برخی دیگر با گلایه از عملکرد دولت می گفتند، قانون تشویقی دولت دهم در دولت یازدهم تنبیهی شد.

طبق اظهارات معترضین  تاکنون هیچ یک از مسئولان این وزارتخانه برای پاسخگویی به نزد این افراد نیامده اند.

 

 

محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زمان دیگری موکول شد

ساعت ده صبح امروز چهاردهم شهریور ماه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بر اساس احضاریه شعبه اول داگاه انقلاب ساوه با وکیل خود جناب آقای محمد علی جداری فروغی، در این شعبه حاضر شدند. اما قاضی دادگاه با طرح این موضوع که کیفر خواست صادره دارای اشکال می باشد و می باید جهت اصلاح به شعبه چهار بازپرسی ارجاع شود از برگزاری دادگاه این دو فعال کارگری خودداری کرد. لازم به یادآوری است بدنبال محاکمه شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در دادگاه کیفری 101 ساوه در روز هشتم شهریور ماه که با حضور وکیل آنان و وکیل کارفرمای نورد و لوله صفا برگزار شد،  این شعبه نیز با وارد کردن اشکالاتی به پرونده این دوفعال کارگری، آنرا به شعبه 4 بازپرسی ارجاع داده است.

در پرونده کیفری جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دادگاه 101 کیفری شهرستان ساوه، سه اتهام بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق ارائه مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و لوله صفا و تشویش اذهان عمومی  و در پرونده دیگر آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه، دو اتهام اجتماعی و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به این دو فعال کارگری وارد شده است.

وارد کردن پنج اتهام امنیتی و کیفری به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در دادگاههای شهرستان ساوه در شرایطی صورت میگیرد که جعفر عظیم زاده با همین اتهامات و مصادیق مربوطه، در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر به دنبال اعتصاب غذای 63 روزه ای، پس از طی نزدیک به هشت ماه از دوران حبس، در بیرون از زندان به سر می برد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن گشایش پرونده های متعدد بر علیه جعفر عظیم زاده، پرونده سازی بر علیه شاپور احسانی راد و دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان در سراسر کشور، اینگونه اقدامات از سوی دولت، نهادهای امنیتی و قوه قضائیه را در راستای سرکوب بیش از پیش مطالبات صنفی کارگران و معلمان ایران و به تمکین واداشتن آنان به شرایط مشقت بار موجود ارزیابی میکند و بدینوسیله با تاکید بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و رفع فوری اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین این جنبشها،  اعلام میدارد طبقه کارگر ایران همانگونه که تاکنون نشان داده است، مرعوب چنین سیاستهایی برای دست یابی به مطالبات انسانی و بر حق خود نخواهد شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – چهاردهم شهریور ماه

 

 

اطلاعیه اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران درباره لایحه اصلاح قانون کار

لایحه اصلاح قانون کار یا پیروزی کودتا، علیه قانون اساسی ایران

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران اعلام می دارد تایید و تصویب لایحه اصلاح قانون کاربه وسیله دولت یا مجلس، در عمل حذف قانون اساسی کشور می باشد. از این رو می باید کلیه حقوق بگیران کشور چه کارگر، کارمند، مهندس و معلم با این روند قانون زدایی که با اولین دولت پس از جنگ (دولت رفسنجانی ) آغاز شده است مخالفت نمایند. برخی از کارگران نفت گر ایران یادآوری می کنند که: الف، دولت وظایفش طبق قانون اساسی کشور اجرا و کاربردی کردن قانون اساسی است نه تنظیم لوایحی که نقض کننده مواد این قانون می باشد. ب: قانون اساسی هر کشور قوانین مادر می باشند و دولت ها می باید تنها در این چار چوب پیشنهاد قانونی بدهند.پ: مجلس لایحه ای را می تواند مورد بررسی قرار دهند که با قوانین اساسی کشور در تضاد نباشد.ت: دولتی که اقدام به قانون زدایی نماید مشروعیت آن باید در مجلس مورد بررسی مجدد قرار گیرد.

پس از پایان جنگ با روی کار آمدن رفسنجانی به عنوان رأیس جمهوربده بستان با بانک جهانی و صندوق بین المللی پول آغاز شد و ایران روندی را پیش گرفت که به صورت خزنده به آغوش سرمایه داری مالی پیوست و پروسه حذف قانون اساسی آغاز گردید، تا ایران تبدیل به یک شریک تجاری حاشیه ای امپریالیسم جهانی بدل گردد. این دولت با اعلام و ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی که بر خلاف اصول قانون اساسی کشور اصل های 44 و 45 بود این مناطق را از شمول قانون کار خارج کرد. دولت اصلاحات که منظورش از اصلاحات همان قانون زدایی به نفع یک درصدی ها جامعه و به زیان 99 درصد حقوق بگیران،کارگران وزحمتکشان ایران بود کارگاه های زیر ده نفر را از شمول قانون کار خارج نمود و بدین گونه روند کودتا را تحکیم شد. دولت اصول گرای بعدی که برای پیوستن به تجارت جهانی شتاب بیشتری داشت، شوک درمانی را پیشنهاد نمود تا برای همیشه از “شر” قانون اساسی راحت شوند و پا جای پای شاه در وابستگی اقتصادی بگذارند. ولی نتوانست به صورت کامل موفق گردد. ولی امروز دولت فعلی می خواهد آن زهر را آرام به کام مردم بریزد بدین جهت بنام بر داشتن موانع سرمایه گذاری!!! حذف قانون کار را به نام لایحه اصلاح قانون کاربه محلس پیشنهاد داده است وشمشیر را بر علیه منافع حداقلی کارگران از رو بسته است. این روند یک کودتای ضد قانون اساسی کشوراست . رضا خان میر پنج هم، با همین شیوه وبا نام جمهوری خواهی برعلیه قانون اساسی مشروطه برنامه ریزی نمود و با لایحه غیر قانونی ماده “ده” از جمهوری به آغوش استبداد پرید و دیدیم عاقبت او و پسرش را که آرزوی در خاک ایران دفن شدن را هم، به گور بردند. این دور باطل تاریخ کشور ماست که تا آن زمانی که استبداد سیاسی – اقتصادی . . . وجود دارد از آن گریزی نیست. ما در دوران نوشتن کتاب یک کلمه مستشار الدوله (ناصر الدین شاه قاجار) هستیم که باید در برابر این زیاده خواهی دولت های پس از جنگ بایستیم و حقوق قانونی خود را طبق مواد 44 ،45 و . . . قانون اساسی مطالبه کنیم.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران

سخن گو ناصرآقاجری

14 شهریور 95

 

 

دولت قصد اصلاح «ماده 7» را دارد/ گرفتاری بیشتر برای کارگران موقت

در لایحه پیشنهادی دولت برای اصلاح قانون کار، سه تبصره ماده 7 حذف شده‌اند و این به معنای هرج و مرج بیشتر در قراردادهای موقت است.

به گزارش14شهریور ایلنا، در لایحه ای که تحت عنوان اصلاح قانون کار به مجلس ارائه شده، ماده 7 قانون کار دچار تغییرات اساسی می شود. براساس این لایحه، تبصره های 1، 3 و 4 ماده 7 قانون کار حذف می شوند.

و اما متن ماده 7 قانون کار که تبصره‌های سوم و چهارم آن در تاریخ پنجم بهمن ماه سال 93 و در جریان تصویب لایحه  «رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور» اضافه شد، از این قرار  است:

ماده 7 – قرارداد کار عبارتست از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیر موقت برای کارفرما انجام می‌دهد.

تبصره 1 – حداکثر مدت موقت برای کارهایی که طبیعت آنها جنبه غیر مستمر دارد توسط وزارت کار وامور اجتماعی تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.

تبصره  2 – درکارهائی که طبیعت آنها جنبه مستمر دارد ، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود ، قرارداد دائمی تلقی می‌شود.

تبصره  3- قرار دادهای با بیش از سی روز باید به صورت کتبی ودر فرم مخصوص که توسط وزارت کار وامور اجتماعی در چهار چوب قوانین ومقررات تهیه ودر اختیار طرفین قرار می گیرد، باشد.

تبصره   4- کارفرمایان موظفند به کارگران با قراردادموقت به نسبت مدت کارکرد مزایای قانونی پایان کاربه ماخذ هرسال یک ماه آخرین مزد پرداخت نمایند.

تغییرات پیشنهادی دولت چیست؟

حذف تبصره یک به معنای این است که قرارداد موقت،  محدودیت زمانی ندارد و حدکثر مدت برای آن تعیین نمی شود. حذف محدودیت حداکثر مدت قرارداد موقت،  برداشتن سدی از پیش پای سودخواهی سرمایه و  به معنای بازگذاشتن دست کارفرمایان برای موقتی سازی هرچه بیشترروابط کار است.

حذف تبصره سه، اصولا وجود قرارداد نوشته و مکتوب را زیر سوال می‌برد و این به نابسامانی و هرج و مرج بیشتر خواهد انجامید. در واقع به جای تلاش برای اصولمند کردن بیشتر قراردادها و تسهیل نظارت، با حذف این تبصره، قرارداد نوشته و قانونی در کل، محلی از اعراب نخواهد داشت.

و در نهایت، حذف تبصره چهار ماده 7 قانون کار، با حذف الزام پرداخت پایان کار، اخراج کارگران موقت یعنی بیش از 95 درصد جمعیت کارگری فعلی ایران را تسهیل می‌کند.

در پایان باید گفت، در شرایطی که اعتراضات جامعه کارگری به رواج قراردادهای موقت، حجمی و پیمانکاری در سالها و ماههای اخیر به شدت افزایش یافته و به دلیل تسلط روزافزون بی قانونی در فضای روابط کار، جامعه کارگری هم از جنبه مادی و تامین معاش و هم از لحاظ معیارهای سلامت روانی متضرر شده، تلاش دولت برای اصلاح ماده 7 قانون کار، تلاش برای  ترویج بیش از پیش بی‌قانونی و به حراج گذاشتن تتمه امنیت شغلی به تاراج رفته کارگران است.

 

 

بلاتکلیفی شغلی،مزدی وبیمه ای کارگران کارخانه ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز!

80کارگراین واحد تولیدی بیکارشدند!

فعالیت تولیدی کارخانه «ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز»،که از مهر ماه سال 93به دلیل بحران مالی متوقف شده بود، مجددا اول مرداد ماه سال جاری از سر گرفته شد.

بازگشت به کار کارگران و شروع فعالیت ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز در حالی بود که در زمان توقف فعالیت کارخانه این واحد حدود 300 کارگر داشت  که  هم اکنون به 220 نفر کاهش یافته است .

به گفته کارگران  واگذاری این واحد به صورت اجاره ای یکساله امنیت شغلی کارگران را فراهم نکرد و در عین حال  تکلیف معوقات مزدی وبیمه ای کارگران نیز  در آن مشخص نشده است.

به گزارش14شهریورایلنا،یکی از کارگران این واحد صنعتی با اعلام این خبر گفت: بعد از  گذشت دو سال از اعلام توقف فعالیت  کارخانه «ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز»، سرانجام این واحد صنعتی از سوی  اداره تصویه و امور ورشکستگی  دادگستری شهرستان تبریز به یک شرکت سرمایه گذاری بصورت اجاره واگذارشد و فعالیت این کارخانه با 220کارگر از سرگرفته شده است.

کارگر ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز که  دست کم در  یکسال گذشته دستمزد دریافت نکرده‌اند  می گویند مشکلات این کارخانه از سال  86 و از زمانی آغاز شد  که  مدیران دولتی  وقت  بر اساس اصل 44 قانون اساسی این واحد صنعتی  را به بخش خصوصی ( شرکت سرمایه گذاری ملت) واگذار کردند.

وی افزود: بازگشت به کار کارگران و شروع فعالیت ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز در حالی بود که در زمان توقف فعالیت کارخانه این واحد حدود 300 کارگر داشت  که  هم اکنون به 220 نفر کاهش یافته است .

به گفته کارگران  واگذاری این واحد به صورت اجاره ای یکساله امنیت شغلی کارگران را فراهم نکرد و در عین حال  تکلیف معوقات مزدی وبیمه ای کارگران نیز  در آن مشخص نشده است.

 

 

نامه سرگشاده کارگران شهرداری قیردراعتراض نسبت به عدم پرداخت5ماه حقوق!

کارگران شهرداری قیر با انتشار پیامی در فضای مجازی خطاب به مسئولین طراز اول نسبت به پرداخت نشدن حقوق های خود اعتراض کردند.

دربخش هایی از نامه سرگشاده این کارگران به گزارش14شهریور پرگون، کارگران شهرداری قیردراعتراض نسبت به عدم پرداخت5ماه حقوقشان خطاب به استاندار ،فرماندار ،شهردار و…آمده است:

احتراماً به استحضار می رساند که اینجانبان کارگران شهرداری شهر قیر مدت 5 ماه است که حقوق یک میلیون تومانی خود را دریافت نکرده ایم و هیچ چیز برای خوردن و پوشیدن نداریم و شرمنده زن و بچه خود شده ایم و از دنیای خود سیر، چرا که ما بیشترین زحمت را برای شهر می کشیم و در گرمای 50 درجه به نظافت و جمع آوری زباله از سطح شهر و آبیاری درختان و فضای سبز و پارک ها می پردازیم آنهم بصورت صبح و عصر؛ اگر بیمار هم شویم باید درد بکشیم چون پول نداریم که به دکتر مراجعه کنیم و دارو بگیریم.

دیگر هیچ مغازه ای به ما قرض نمی دهد البته حق هم دارند چون طلب آنها را نداده ایم، می گویند شکم گرسنه ایمان ندارد. این بی ایمانی ما و خانواده مان گردن کیست!

شاید کسی مثل ما درد بی پولی نکشیده باشد، زمانی که بچه ات با دوستانش که از مغازه بستنی، شکلات، چیپس، پفک و… میخرد برود و به آنها نگاه کند و نتواند بخرد، زمانی که بچه ات مثل بقیه گوشی و تبلت می خواهد و ندارد، مثل دوستانش دوچرخه و اسباب بازی می خواهد و ندارد، کفش و لباس نو می خواهد و ندارد، می خواهد چند روز دیگر به مدرسه برود وسایل نو ندارد و پول خوراکی هم ندارد، چرا نباید افسرده و غمگین شود؟ بچه که معنی نداری را نمی فهمد و نمی تواند درک کند فقط به بقیه دوستانش نگاه می کند.

حال این درد و غم و غصه و دق مرگ شدن و شرمندگی اش برای ماست، چرا ! چون پول نداریم.

تا رفتیم اعتراض کردیم طرد شدیم، به شهردار اعتراض کردیم یا ما را تهدید کرد یا تنبیه، دیگر جرأت اعتراض هم نداریم.

از شما مسئولین می خواهیم که فقط و فقط یک روز خودتان را جای ما بگذارید ببینید چقدر سخت است بی پولی، لذا از شما می خواهیم که فکری به حال زار ما بکنید، کاری که فکری به حال ما شود نه کاری که نتیجه ای نداشته باشد.

 

 

عدم پرداخت6ماه حقوق هزار کارگر سدچم شیر گچساران!

مدیر اجرایی کارفرمای شرکت توسعه آب و نیروی ایران از کمی اعتبارات برای ادامه کار در این سد اظهار نگرانی کرد و از پرداخت نشدن حقوق هزار کارگر در سدچم شیر این شهرستان در شش ماهه گذشته خبر داد.

به گزارش14شهریورایلنا،محمدرضا فاضل گفت:متاسفانه وضعیت کنونی اعتبارات در حوزه‌های مختلف شرایط خوبی ندارد و شش‌ماه است که نتوانسته‌ایم حقوق و مزایای‌امسال هزار کارگر سدچم شیر این شهرستان را پرداخت کنیم.

وی اعتبار مورد نیاز برای حقوق، مزایا و پرداخت بیمه و مالیات حقوق این تعداد کارگر در هر ماه را 75 میلیارد ریال عنوان و اظهارداشت: حدود 450 میلیارد ریال اکنون برای پرداخت معوقات شش ماه گذشته این کارگران نیاز داریم.

کد خبر: ۱۱۳۵۵تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۲۰

 

 

آیاکارگران کارخانه نساجی بروجرد مهر امسال به کار باز می گردند؟

زمان وعده ها رو به اتمام است!

6 ماه از اخراج 483کارگرکارخانه نساجی بروجرد می گذرد و در همان ابتد وعده داده شد که بعد از دریافت تسهیلات 50 میلیارد تومانی و اجرای طرح توسعه، اول مهر امسال همه کارگران اخراجی دوباره بازگشت به کار می شوند اما 6 ماه گذشته و تسهیلاتی اعطا نشده و کارگران با دلهره آخرین روزها را سپری می کنند.

به گزارش14شهریوربازتاب بروجرد، نساجی بروجرد یکی از کارخانه های بزرگ لرستان و  بزرگترین کارخانجات نساجی غرب کشور است که این واحد زمانی با بیش از یکهزار کارگر فعالیت داشت.

با توجه به این که حدود 40 درصد صنایع استان در بروجرد است اما نیمی از این واحدها تعطیل و بقیه کارخانه ها و صنایع با حداقل ظرفیت کار می کنند که نساجی بروجرد هم در لیست واحدهای نیمه فعال قرار گرفت.

دیماه سال 94 بود که زمزمه تعدیل نیرو در راستای اجرای طرح توسعه نساجی بروجرد شنیده می شد که قرار بود برای اجرای این برنامه 50 میلیارد تومان تسهیلات به این واحد اعطا شود.

در همان روزها بود که جلساتی فشرده، فوری و محرمانه پی در پی برگزار می شد تا مشکل رفع شود اما نهایت این همه جلسه این شد که 483 کارگران بیکار شدند.

در همان روزهای اول همه مسئولان ارشد استانی و شهرستانی قول دادند که طرح توسعه در نساجی بروجرد اجرا شود بدون این که یک کارگر اخراج شود اما طولی نکشید که دقیقا در روز 29 اسفند سال گذشته 483 نفر از کارگران نساجی با سابقه های مختلف لغو قرار داد شدند.

بعد از تعطیلات عید نوروز هر روز وعده بازگشت به کار به کارگران داده می شد اما کارگران که از این همه وعده به تنگ آمده بودند چندین بار مقابل نساجی بروجرد تجمع کردند اما تجمعات راه به جایی نبرد و به تامین اجتماعی برای دریافت بیمه بیکاری معرفی شدند.

به همه کارگران لغو قرارداد شده، وعده داده شد که ابتدای مهر ماه امسال به کار باز می گردند و فقط 6 ماه به دلیل اجرای طرح توسعه نساجی از کار بیکار شده اند.

حالا دقیقا دو هفته مانده به وعده بازگشت به کار 483 نفر از کارگران نساجی بروجرد اما هنوز تسهیلاتی در این راستا اعطا نشده و برخی از مسئولین فقط از برگزاری جلسات و پیگری ها برای اعطای این تسهیلات سخن می گویند.

گرچه 6 ماه پیش هم همه مسئولان قول دادند که هیچ کارگری اخراج نشود اما مشاهده شد که کارگران از کار اخراج شدند و حالا همه مسئولین استانی و شهرستانی امیدوار به بازگشت کارگران هستند در حالی که به نظر می رسد وقتی در طول 6 ماه اقدامی صورت نگرفت ، چگونه در عرض دو هفته این تسهیلات اعطا، طرح توسعه اجرا و کارگران بازگشت به کار می شوند؟

البته در این میان برخی از مسئولین بسیار خونسرد و بی اطلاع و بدون اینکه تمایلی داشته باشند از نساجی صحبت کنند، از کنار این موضوع می گذرند و فقط پیگیر هستند اما این پیگیری ها نتیجه ای ندارد و  با گذشت 6 ماه هنوز نه خبری از تسهیلات شده نه بازگشت به کار کارگران، که نیاز است اقدام مهمی صورت گیرد و رفع مشکلات این واحد به جد در دستور کار قرار بگیرد.

کم نیستند کارخانه هایی مانند زاگرس خودرو، کاشی جم و سامان کاشی بروجرد که روزی با همین مشکلات همراه بوده و سرانجام به تعطیلی مطلق رسیدند، حال تا دیر نشده مسئولین دست به کار شوند و برای بازگشت به کار کارگران نساجی و رونق دوباره گام بردارند.

البته نساجی بروجرد در سال 87 حدود 400 کارگر را اخراج کرد و بعد از مدتها تعدادی از کارگران بازگشت به کار شدند.

در این میان کارگران نساجی اخراج شده با دلهره و نگرانی آخرین روزهای وعده داده شده را سپری می کنند که در این میان باز هم شایعاتی در میان است که قرار است 200 کارگر دیگر هم مهر امسال لغو قرار داد شوند، اما این که چقدر این شنیده ها رنگ و بوی واقعیت و شایعه دارد، کسی اطلاعی ندارد.

حال باید منتظر نشست تا اول مهر از راه برسد و دید که آیا مشکلات نساجی بروجرد رفع می شود و کارگران به کار باز می گردند، آیا تسهیلات اعطا می شود، آیا کارگران دیگری اخراج می شوند یا نه.

 

گزارشی درباره دامن زدن اختلافات بین کارگران بومی وغیربومی برای جلب آرا وبیکارشدن تعدادی از کارگران!

پس از مواضع غیراصولی استانداری بوشهر و شخص استاندار در خصوص اخراج نیروهای کار غیربومی در پروژه‌ها و شرکت های گازی و نفتی این استان، این بار نوبت به نماینده بوشهر، دیلم و گناوه رسید که آتش بیار معرکه باشد.

خدری عصر شنبه در نشست با اهالی روستای محمد صالحی گفت: «ما شرکت های مربوطه که در منطقه وجود دارد را رصد کرده ایم و مطمئن باشید که اجازه نخواهیم داد حتی یک نفر غیربومی در شرکت های نفت و گازی که در حوزه استحفاظی ما وجود دارند مشغول به کار شوند و به مسئولان شرکت تهران جنوب نیز در این زمنیه تاکید کرده ایم».

دبیر کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: «برخی سمت ها که تخصصی است و در استان ما نباشد دیگر راهی نیست اما مطمئن باشید که در بحث نیروی انسانی ما این اجازه را نخواهیم داد که از نیروهای غیربومی که متاسفانه قبلا اجحافی در حق مردم بود،  در شرکت های منطقه استفاده شود».

آیا جناب آقای رئیس جمهور، وزیر کشور، وزیر نفت و وزیر کار از مواضع سخیف استاندار و نمایندگان بوشهر بی اطلاع هستند که هیچ گونه اقدامی نمی‌کنند و صرفا نظاره گر کودتای مسئولان استان بوشهر علیه کارگران مظلومی هستند که با ترک خانه و کاشانه برای تامین معیشت خانواده به دیار غربت سفر کرده‌اند؟!

آیا براستی این بی‌قانونی نیست که مسئولان یک استان، کارگرانی را که غالبا چندین سال سابقه کار در شرکت‌های گازی و نفتی دارند را اخراج کنند؟! آقای رئیس جمهور، بهتر نیست تا اعتراضات گسترده شکل نگرفته است خودتان در مقابل این بی‌قانونی آشکار که توسط منصوبانتان به وجود آمده بایستید؟! آیا راه چاره برای حل مشکل عده‌ای بیکار کردن دیگران است؟! تدبیر و امیدی که از آن سخن می‌گفتید این بود؟!

تعداد قابل توجهی از مردم شهرستان کازرون در شرکت‌های نفت و گاز استان بوشهر مشغول به کار هستند که متاسفانه علی رغم سخاوت کازرونی‌ها و تامین 40 درصد از آب کل استان بوشهر، از اخراج همشهریان کازرونی نیز صرف نظر نکردند.

پر واضح است که بسیاری از کسانی که در استان بوشهر و در شرکت‌های نفتی و گازی مشغول بکارند، سرپرست خانوار هستند و با بیکاری آن‌ها عملا چندین نفر با وضعیت سخت معیشتی روبرو می‌شوند.

بخشی ازیک گزارش کازرون خبربتاریخ14شهریور

 

تجمع اعتراض آمیز مسافرکشهای ویژه برون شهری بهمئی مقابل فرمانداری

روز13شهریور،رانندگان تاکسی ویژه مسافربری برون شهری بهمئی، با تجمع مقابل درب فرمانداری شهرستان خواهان رسیدگی به مشکلات خود شدند.

به گزارش13شهریورآوای ماغر؛رانندگان تاکسی ویژه مسافربری برون شهری بهمئی، روز13شهریوررا با تجمع مقابل درب فرمانداری شهرستان گذرانده و  خواهان رسیدگی به مشکلات خود شدند.

این رانندگان علت تجمع خود را اعتراض به نحوه چینش ساختمان های پایانه مسافربری شهر لیکک و خدمات مسئولان پایانه اعلام کردند.

یکی از رانندگان حاضر درتجمع از وجود دو جایگاه ترمینال در شهر لیکک گلایه کرد و خواستار یکی شدن این جایگاه ها شد.

راننده ای دیگر گفت: مشکل بعدی که ما ویژه داران را آزار میدهد، وجود خودروهای مسافرکش شخصی است، با این همه ماشین شخصی در ترمینال به ما اجازه داده نمی شود که روزانه بیش از یک سرویس به بهبهان و سایر شهرستانهای همجوار داشته باشیم.

رانندگان ماشینهای ویژه از فرماندار و مسئولان ترمینال شهر لیکک خواستار جدایی ماشینهای شخصی از ماشینهای ویژه شدند.

مشکل دیگر این رانندگان که آنها را وادار به تجمع اعتراض آمیز نمود، مبلغ بالای حق کمیسیون می باشد که در این رابطه به خبرنگار آوای ماغر گفتند:باتوجه به مسافت کوتاه بین شهر لیکک و  بهبهان و کمبود خدمات رفاهی مطلوب برای مسافران به مبلغ حق کمیسیون اعتراض داریم.

رانندگان گفتند تا به سرانجام رسیدن خواسته های خود در روزهای همچنان به اعتراض خود جلوی درب فرمانداری شهرستان ادامه دهند.

 

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس نسبت به سنوات تحصیلی!

امروز ۱۴ شهریور ماه، دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در اعتراض به سنوات تحصیلی، در مقابل ساختمان ریاست دانشگاه تجمع کردند.

به گزارش14شهریورمهر،این تجمع با شعارهایی مانند «ریاست دانشگاه، کلید دست توست» و «دانشگاه برتریم از همه بدبخت تریم» همراه بود.

شایان ذکر است که سنوات تحصیلی پس از ترم ۵ برای کارشناسی ارشد و ترم ۹ برای دکتری اعمال می شود و هزینه های دانشجو را تا ده برابر افزایش می دهد.

 

اعتراض و تجمع دانشجویان رشته تغذیه در محل سخنرانی معاونان وزیر

صبح امروز14شهریور،بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان رشته تغذیه در حاشیه دومین همایش بین‌المللی تغذیه ایران با برپایی تجمع نسبت به سیاست‌ها درباره این رشته تحصیلی اعتراض کردند.

به گزارش 14شهریورفارس، دومین کنگره و چهاردهمین همایش تغذیه ایران صبح امروز با حضور رئیس سازمان غذا و دارو، معاون آموزشی وزارت بهداشت، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و بسیاری از متخصصان و صاحب نظران در حوزه تغذیه در پژوهشگاه صنعت نفت آغاز شد که برگزاری این همایش با حواشی بسیار همراه بود.

تأخیر دو ساعته در شروع برنامه و تجمع بیش از 300 نفر از دانشجویان و دانش آموختگان رشته تغذیه از جمله حاشیه‌های این همایش بود.

دانشجویان نسبت به اجرایی شدن آیین‌نامه دوره MDPHD در گروه تغذیه دانشگاه علوم پزشکی مشهد معترض هستند زیرا با این آیین‌نامه دانشجویان پزشکی ترم آخر می‌توانند مستقیماً به دوره‌های دکترای تخصصی علوم پایه از جمله دکترای تغذیه وارد شوند.

زهرا یکی از دانشجویان معترض گفت: قبولی در آزمون دکترای تغذیه برای دانشجویان کارشناسی ارشد با رقابت شدید همراه است و در اکثر موارد نیازمند چندین بار شرکت در این آزمون هستیم لذا این امر که دانشجویان تغذیه با 6 سال آموزش در مباحث مختلف تغذیه در مجموع دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد، جهت ورود به دوره دکترای تغذیه نیاز به آزمون داشته باشند اما دانشجویان رشته پزشکی که تنها در طول دوره رشته پزشکی عمومی خود دو واحد تغذیه گذرانده‌اند بتوانند بدون شرکت در آزمون دکترای تغذیه وارد این دوره شوند کاملاً خلاف عقل سلیم، بدیهیات علمی و عدالت است که تنها منجر به از بین رفتن انگیزه دانشجویان می‌شود.

رضا یک دانشجوی دیگر که در جمع معترضین قرار دارد گفت: در رشته تغذیه یک انجمن صنفی به نام انجمن تغذیه ایران و یک انجمن علمی به نام انجمن علمی غذا و تغذیه وجود دارد و مطابق با تبصره ماده 6 آیین‌نامه انجمن‌های علمی تقاضای تأسیس انجمن در صورتی که انجمنی به همان نام یا با همان نوع فعالیت در آن رشته موجود باشد پذیرفته نخواهد شد با این وجود وزارت بهداشت در عملی خلاف قانون مجدداً با ایجاد یک انجمن علمی دیگر تحت عنوان انجمن علمی تغذیه ایران موافقت کرده که در اخذ مجوز این انجمن غیرقانونی باز هم دانشگاه علوم پزشکی مشهد دخالت داشته است.

حسین یکی دیگر از معترضین می‌گوید: پرداخت ویزیت مشاوره تغذیه باید بر اساس کتاب ارزش نسبی خدمات درمانی و مراقبت سلامت در تمام مقاطع صورت گیرد در حالی که این امر اجرایی نمی‌شود. همچنین دانش‌‌آموختگان رشته تغذیه اگر چه حق ایجاد دفاتر مشاوره تغذیه و رژیم درمانی را دارند اما هنوز بعد از گذشت سالها به دلیل بی‌کفایتی افراد مسئول در رشته تغذیه ویزیت آنها تحت پوشش بیمه نیست.

 

 

کارگران شلوغ‌ترین پایانه‌های مسافربری تهران از سختی کار، بیماری و مشکلاتشان می‌گویند:

دود، داد و درد؟

خسته با چهره‌های درهم فرورفته کنار هم نشسته، ردیف شده‌اند، یک چشمشان به ساعت است که «یک» را رد نکند و چشم دیگرشان به دهان بغل دستی تا مبادا حرفی جا بماند. آنها مردان خسته ترمینال‌اند، روزشان از ظهر شروع می‌شود، از همان حوالی «یک»، تا پاسی از شب هم ادامه دارد. دنیای آنها دنیای مسافر است و دود اگزوز و سروصدایی که از یک جایی به بعد، سوار سرشان می‌شود، صدایشان دو رگه است، بس كه «داد» می‌زنند: «همدان، آستارا، ایلام، مهران، كرمانشاه و…» آنها تمام شبانه‌روز پی مسافرند، حتی درخواب: «زنم می‌گوید شب‌ها در خواب داد می‌زنی همدان، همدان».

ترمینال شلوغ است، شلوغ از آدم‌هایی که هریک با چمدان یا ساکی در دست، به سمتی حرکت می‌کنند، برخی نشسته بر صندلی‌های انتظار، برخی خسته در خواب و برخی هم یک لنگه پا، ایستاده و بی‌وقفه اسم شهرها را فریاد می‌زنند؛ انگار مسابقه دارند، این‌جا مقصد، شهرهای غربی است، آنها هم کارکنان ترمینال مسافربری‌اند: «این‌جا همه‌جور آلاینده پیدا می‌شود، صوتی، دودی، سمعی، بصری. باد که می‌آید، دود اگزوز اتوبوس‌ها روانه می‌شود به سمت سالن. همان جایی که ما ١١ساعت می‌ایستیم و دنبال مسافریم.» این تنها بخش کوچکی از دغدغه روزانه «احمد»، «محمد»، «جواد» و«نعمت» است، همان‌ها که مسئول فروش بلیت‌اند، آنها هستند که اتوبوس‌ها را پُر و خالی می‌کنند، مسافر کم باشد یا زیاد، از چشم آنها دیده می‌شود، آنها هستند که حنجره‌شان، شب‌ها که به خانه می‌روند، ورم دارد، صدایشان دم صبح، درنمی‌آید، بس که «شهرها» را فریاد زده‌اند تا ٢٦ صندلی اتوبوس‌های جدید و ٤٤ صندلی اتوبوس‌های قدیم را پُر كنند تا راننده غر نزند و مدیرشان، آن را به حساب کم‌‌کاریشان نگذارد. اسم‌هایشان مستعار است، نمی‌خواهند مدیرشان بفهمد یک جایی نشسته‌اند و از مشکلات کارشان گفته‌اند، از پایین‌بودن حقوق، طولانی‌بودن ساعت‌های کاری، نداشتن اضافه کار و حق خواربار و… آنها نباید از حقوق یک‌میلیون و٢٠٠، ٣٠٠هزار تومانی‌شان گلایه کنند، نباید بگویند که ٢٥، ٣٠‌سال است کار می‌کنند اما حداقل حقوق را می‌گیرند، از مرخصی‌های نرفته‌شان و روزهای تعطیلی که سر کار آمده‌اند، اینها جزو همان‌هايی است كه اگر به گوش اداره كار برسد، مدير سين جيم‌شان می‌كند، دردسر می‌شود برايشان.

صدایشان در آن سالن فلزی، می‌رود بالا، می‌چرخد و تا ته مغز فرو می‌رود، یکی با صدای بم، دیگری با صدای زیر، آخر روز سرشان سنگین است، نه فقط خودشان که هرکس دیگری که در این محیط در رفت‌‌وآمد است: «چاره‌ای نداریم، باید اتوبوس پر شود، از وقتی دلال مسافر زیاد شده، ما هم مجبوریم تا می‌توانیم داد بزنیم و مشتری بگیریم. دلال‌ها مسافران را می‌دزدند. خانم، ترمينال پُر شده از دلال.» این را «محمد» می‌گوید. مردی ٥٤، ٥٥ساله با بیش از ٣٠‌سال سابقه کار: «گاهی همین دلال‌ها سر مسافر با ما درگیر می‌شوند، مسافر را به راننده می‌فروشند، اگر مسافر به آنها ندهیم، خارج از سالن می‌آیند سراغمان، حتی مورد داشتیم که با چاقو درگیر شده‌اند.» او از پايين بودن حقوقش گله دارد، از اين‌همه كار و كمي درآمد: «بعد از ٣٠‌سال کارکردن برجی یک‌میلیون و٢٠٠‌هزارتومان حقوق می‌گیرم، بخواهم بازنشسته شوم، با این پایه حقوق، چیزی گیر خانواده‌ام نمی‌آید، مجبورم کار کنم، خرج بدهم. حالا هم به ما گفته‌اند، ماهی ٣٠٠‌هزارتومان بدهيد تا پایه حقوق را برای بازنشستگی بالا حساب کنیم. مگر می‌شود آخر؟» «محمد»، همین چند‌ سال پیش، تیروییدش را عمل کرد، دکتر به او گفته بود که استرس علت اصلي ابتلايش به اين بيماري است: «کار ما همه‌اش استرس است، از وقتی پایمان را به سالن می‌گذاریم، همه‌اش با مسافران درحال کلنجار هستیم، فقط هم مسافر نیست، راننده، مدیر، نیروی انتظامی، حراست و…، تأمین مسافر با ما است، گاهی این‌قدر اعصابمان خراب می‌شود که بی‌خود و بی‌جهت با یکی درگیر می‌شویم، وقتی می‌رسیم خانه کسی جرأت نمی‌کند با ما حرف بزند، همه‌اش دنبال یک جای ساکت هستیم.»

«جواد» كنارش نشسته، صدايش به سختي درمی‌آيد، سفيدي چشم‌اش، قرمز است، ادامه حرف‌هاي «محمد» را می‌گيرد: «هرکس گیری به ما می‌دهد، از همه بدتر، آلودگی صوتی است، این‌قدر این‌جا سروصداست که شب می‌رویم خانه گیجیم. آلودگی محیط را هم باید به آن اضافه کرد».

ریه خیلی از این کارکنان بیمار است، ترمينالي‌ها بیماری زیاد دارند، از سردردهای شدید گرفته تا گلودرد و حنجره درد و معده درد: «قبلا شرکت‌ها از هم جدا بود، این همه سروصدا يك جا جمع نمی‌شد، الان اما همه شرکت‌ها داخل سالن رفته‌اند، وقتی شروع می‌کنند به مسافرگیری، دیگر نمی‌شود محل را تحمل کرد.» اینها صحبت‌های «جواد» است. او از مشکل معده‌اش می‌گوید: «دکترم به من گفت، باید محیط کارت را عوض کنی، اما ما کجا داریم برویم؟ شب ساعت ١٢ تازه از ترمینال بیرون می‌رویم، ٣٠: ١٢ شام می‌خوریم، روز بعد صبحانه خورده نخورده می‌رویم سرکار. از ناهار هم خبری نیست.» او می‌گوید: شرایط کارشان سخت است، آن‌قدر سخت که برخی از کارکنان کارشان به جدایی از همسرشان کشیده: «جوانان تحمل این شرایط برایشان سخت است، نمی‌شود این‌طور زندگی کرد.» آنها از بالابودن آمار سكته‌هاي قلبي و مغزي در ترمينال می‌گويند، از كساني كه با وجود اين بيماري‌ها، هنوز هم سركار می‌آيند. آنها کارمندان ترمینال غرب‌اند، جایی که بیشترین تردد مسافر و بیشترین مشکلات محیطی و شغلی را دارد.

«احمد» یک‌سال دیگر کار کند، می‌شود ٣٠سال، اما آن‌قدر در سال‌هایی که گذشته، بیمه‌اش قطع شده که بعد از ٣٠‌سال هنوز، نتوانسته بیمه‌اش را برای بازنشستگی کامل کند، او حالا باید چند‌ سال دیگر روزی ١١ساعت سر کار برود تا شاید بتواند با حداقل حقوق بازنشسته شود: «خیلی سر ما کلاه گذاشتند، یک وقت‌هایی از ما حق بیمه کم می‌کردند اما بیمه‌مان نکرده بودند. الان ٣٥‌سال است کار می‌کنم هنوز ٣٠سالم پر نشده، وقتی هم به اداره کار گفتم، می‌گویند از مدیر شکایت کن، خب اگر شکایت کنم، مرا از کار بیکار می‌کند. مجبورم سکوت کنم.» ماجرای حقوق پایین و بیمه‌های نصف و نیمه، یک طرف، سختی کاری که جزو مشاغل سخت به شمار نمی‌رود، یک طرف دیگر.

«احمد» ٤٧ساله است، بخش دیگری از غرب کشور دستش است، او خط‌های ایلام را ضبط و ربط می‌کند، اتوبوس‌های آن‌جا با اوست، صندلی‌های اتوبوس این مسیر را باید خودش پر کند، پر نشود، راننده شاکی می‌شود: «از بس این‌جا دود خورده‌ام که ریه‌هایم خراب شده‌اند، سالی یک‌بار باید مراجعه کنم و کلی آزمایش بدهم، محیط این‌جا خفه‌کننده است، خیلی‌ها همین مشکل را دارند.»

آنها از ساعت يك كه كارت می‌زنند، تا ١٢شب مشغول‌اند، مشغول «دادزني»، ساعت به ٥ بعدازظهر كه می‌رسد، ديگر در سالن، صدا به صدا نمی‌رسد، ایلام و مهران و کرمانشاه و همدان، همه با هم قاطی می‌شوند، مسافر باید گوش تیز کند تا مسیرش را پیدا کند: «اوج کار ما ساعت ٤ به بعد است، آن موقع باید بیایید و ببینید چه خبر می‌شود، این‌قدر سروصدا زیاد است که دیگر صدای خودمان را نمی‌شنویم، صدا سوار سرمان می‌شود، از همان موقع هم سردردها شروع می‌شود.» این را «جواد» ٥٤ساله می‌گوید، خط آستار دستش است، می‌گوید: «دوماه پیش این‌جا آلودگی صوتی را سنجیدند، درجه‌اش ٦٤ دسی‌بل بود، این خیلی زیاد است، وقتی بازرس اداره کار هم که می‌آید، زودتر به ما اعلام می‌کنند که داد نزنید حتي مأمور حراست را می‌فرستند جلوی دفاتر و تهدید می‌کنند اگر داد بزنید، رسیدها را از شما می‌گیریم، این‌طور می‌شود که بازرس می‌آید و صدایی نمی‌شنود و یکراست می‌رود اتاق مدیر. حالا چه کسی بفهمد این‌جا چه بر سر ما می‌آید؟ هیچ‌کس.»

«عزت»، مهران را فریاد می‌زند، ١٨‌سال است که کارمند ترمینال است، آن‌قدر مهران مهران کرده که گاهی یادش می‌رود شهر دیگری هم در ايران هست: «بیشتر مسافرای ما عرب هستند، از آن طرف مرز می‌آیند، زبان ما را هم نمی‌فهمند، کلی باید با آنها کلنجار رفت، گاهی کار به درگیری هم می‌کشد، نه فقط با عرب زبان‌ها، کلا با همه مسافران. باید به همه درباره دیر یا زود رفتن اتوبوس توضیح داد، به‌ هزار سوال آنها جواب داد، آخر سر هم که مشکلی پیش می‌آید، می‌روند شکایت می‌کنند و حراست یقه ما را می‌گیرد.» سازمان پایانه‌های شهرداری که ترمینال‌ها زیرنظر آنها کار می‌کنند تا همین لحظه هیچ فکری به حال این آلودگی‌ها و مشکلات و بیماری‌هایی که گریبان کارکنان را می‌گیرد، نکرده‌اند، نه خودشان این کار را می‌کنند و نه می‌گذارند بازرسان به این موضوع رسیدگی کنند.

آنها هر روز نزديك به ١١ساعت کار می‌کنند، آن همه سروصدا را به جان می‌خرند، دود اگزوز اتوبوس‌ها را قورت می‌دهند، صداها را تحمل می‌كنند، ريه و معده و سرشان از درد، درحال انفجار است، اما حداقل حقوق را می‌گیرند، مرخصی ندارند، جمعه‌ها و روزهای تعطیل هم سر کارند: «من بعد از ٣٠ و‌خورده‌‌ای ‌سال کارکردن، یک‌میلیون و١٥٠‌هزار تومان حقوق می‌گیرم، به مدیرم می‌گویم پایه حقوقم را بالا ببرید، موقع بازنشستگی کمی بیشتر مستمری بگیرم، گفتند باید ماهانه ٣٠٠‌هزارتومان بدهی، الان هرماه ٣٦٨‌هزارتومان از حقوقم کم می‌کنند تا پایه حقوقم بالا برود، یعنی من هرماه ٩٨٠‌هزارتومان از ترمینال حقوق می‌گیرم.» اینها درد و دل‌های «جواد» است.

حالا ‌سال به ‌سال از تعداد مسافران کم می‌شود و دادزدن‌هاي «محمد» و «احمد» و «عزت» و «جواد» هم بیشتر. تعطیلی‌ها عیدشان است و روزهاي عادي عزايشان، زندگي‌شان بر مداربودن يا نبودن مسافر می‌چرخد: «درخبرها شنیدم که می‌خواهند ریل‌های قطار را گسترش دهند، اگر اين اتفاق بيفتد، آن موقع وضعيت مسافران بیشتر از اينها افت می‌کند، همین حالا هم که سواری زیاد شده، مردم کمتر با اتوبوس سفر می‌کنند، برخی از شهرها به زور ماشین پر می‌کند، مشکل دیگر هم این است که شهرها خودشان تقسیم شده‌اند، گاهی روستای یک شهر، از خود شهر بیشتر مسافر دارد.» پسر «احمد» هم کارمند بخش فروش بلیت است، ٢٦ساله است: «خيلي از كاركنان اينجا، مشكل زانو دارند، رماتيسم گرفته‌اند.» آنها يك نماينده خانه كارگر می‌خواهند تا مشكلات‌شان را پيگيري كند، وضعيت حقوق و بيمه و اضافه‌كاريشان: «اين همه مدت اين‌جا كار كرده‌ايم، هنوز حتي سهميه پاركينگ نداريم».

آنها، مسئولان فروش بليت شلوغ‌ترین و پرتردد‌ترین ترمینال مسافربری تهران هستند، دغدغه‌شان تنها پركردن صندلي‌ها نيست، سرنوشت خود مسافر هم براي آنها موضوع ديگري است: «خيلي وقت‌ها شده كه اتوبوس‌هايي كه پركرديم، در راه واژگون شده يا تصادف كرده و مسافرانش كشته شده‌اند، اين براي ما خيلي دردناك است، ياد مسافراني می‌افتيم كه خودمان سوار اتوبوس‌شان كرديم اما حالا ديگر نيستند، بعضي‌ها رفيق‌هايمان بودند، از قبل می‌شناسيم، حتي بعضي وقت‌ها ما را می‌برند سردخانه تا مسافري را شناسايي كنيم.» اينها را بايد به خاطرات تلخ محمد و جواد و احمد و عزت اضافه كرد: «يك شب بر سر مسافر با راننده اتوبوس دعوايم شد، بعد فهميدم در راه، تصادف كرده و جان باخته، با اين‌كه چند ‌سال از اين ماجرا می‌گذرد اما هنوز ناراحتم.» کارکنان ترمینال مسافربری،

محمدمهدي سهرابي، معاون فني بهداشت حرفه‌اي و طب كار مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت می‌گوید: «واحدهایی که نیاز به بازرسی دارند، زیاد هستند اما به نسبت تعدادشان، بازرس وجود ندارد، ما با کمبود نیروی انسانی در این زمینه مواجه هستیم، با همه اینها در وزارت بهداشت سامانه‌های ١٩٠ یا ١٤٩٠ وجود دارد که افراد درصورت داشتن شکایت نسبت به بهداشت محیط کار، می‌توانند با آن تماس بگیرند.» او به فصل چهارم قانون كار درباره بهداشت و ايمني كارگران، اشاره می‌كند: «براساس اين قانون، تمام كارگران كارفرما دارند و مشمول قانون كار هستند، كارفرما هم براساس وظايفي كه در قانون كار برايش درنظر گرفته شده است، اقدامات بهداشتی را بايد براي كارگران انجام دهد و محيط سالمي را براي فعاليت آنها فراهم كند، حتي در ماده ٩٢ قانون كار هم آمده كه كارفرما بايد هر‌سال براي كاركنانش، معاينه پزشكي درنظر گيرد.» سهرابي ادامه می‌دهد: «براساس همين قانون اگر كارگر به دليل مواجهات شغلي، دچار بيماري شد يا بيماريش شدت گرفت، كارفرما موظف است بدون كاهش دستمزد و حقوق، او را به بخش ديگري كه خطر كمتري دارد، منتقل كند.» به گفته او، بازرسي و نظارت بر ايمني محيط كار به عهده وزارت كار و بهداشت محيط به عهده وزارت بهداشت است.

سهرابی درباره آلودگی صوتی فضاهایی مانند ترمینال‌های مسافربری و نحوه رسیدگی به آنها هم توضیحاتی می‌دهد: «وزارت بهداشت حدود مجاز مواجهات شغلی را تعیین می‌کند، مثلا مواجه کارکنان با صدا در ٨ساعت نباید بیشتر از ٨٥ دسی‌بل باشد، کارفرما هم باید این وضع را برای کارمندش فراهم کند، اگر نتوانست باید وسایل حفاظتی را دراختیار کارکنانش قرار دهد.» به گفته او، درمحیطی مانند ترمینال مسافربری، این وظیفه کارفرماست که باید افراد را در برابر آلودگی اگزوز اتوبوس‌ها حفاظت کند، براساس ماده ٩٠ قانون تأمین‌اجتماعی و ٩٢ قانون کار، سلامت کارگران باید به صورت دوره‌ای، بررسی شود و کارفرما موظف است برایشان پرونده پزشکی تشکیل دهد.

براساس اعلام این مسئول در وزارت بهداشت، رانندگان ترمینال‌های مسافربری، مورد بررسی قرار گرفته و این بررسی منجر به صدور کارت سلامت شده، اما برای سایر کارکنان ترمینال‌ها، اقدامی صورت نگرفته است: «کسانی که در این محیط‌ها کار می‌کنند، درمعرض آلودگی‌های تنفسی و شنوایی قرار دارند، خیلی از آنها در شیفت شب فعالیت می‌کنند که همین برای تأیید سخت بودن کارشان، کافی است چراکه در سیستم پزشکی، کار در شیف شب، غیرعادی است که می‌تواند سلامت افراد را به خطر اندازد.»

بخشی ازیک گزارش شهروندبتاریخ14شهریور

 

 

شیب غیر استاندار در محل سوخت گیری ،باعث جان باختن راننده زحمت کش شرکت واحد در بخش خصوصی شد

دیروز شنبه مورخ سیزدهم شهریور ماه درتوفقگاه سامانه ۵ (منطقه۶سابق) واقع در جنت آباد تهران راننده زحمت کشی بنام آقای علی رامتین که برای سوخت گیری به توقفگاه رفته بود در محل سوخت گیری در زیر چرخ های اتوبوس خودش جان باخت .

هر چند که این راننده اتوبوس فراموش کرده بود ترمز دستی را بکشد اما به علت اینکه کمپرس چرخ ها خالی بوده اند اتوبوس در حالت ترمز باقی مانده بود و از آنجایی که راننده برای سوخت گیری و پرداخت هزینه از اتوبوس پیاده شده بود و معمولا اتوبوس های گازوئیلی در حین سوخت گیری وسیلیه نقلیه را خاموش نمی کنند در زمانی که راننده پایین بود کمپرس چرخ ها پر می شود و اتوبوس به حرکت در می اید. اما اگر سطح توقفگاه در محل سوخت گیری دارای شیب و سرازیری نبود هرگز اتبوس به حرکت در نمی آمد و راننده که صحنه را میبیند تلاش میکند تا خود را به اتوبوس رسانده و ماشین را متوقف کند که متاسفانه برای اینکه سطح توقفگاه و محل سوخت گیری پر از چاله و چوله بود راننده پایش در یکی از این چاله ها فرو میرود و برزمین می افتاد و اتوبوس خودش از رویش رد میشود وراننده در قسمت عقب چرخ ها در زیر ماشین له میشود و جان می سپارد، باز هم اگر در محل سوخت گیری سطح زمین صاف و بدون چاله بود راننده تعادل خودش را ازدست نمی داد و امروز زنده می بود ،وقتی عوامل این حادثه را بررسی می کنیم متوجه می شویم که رعایت نکات ایمنی از سوی کارفرما میتوانست بسیار تاثیر این حادثه ناگوار را کم کند ،چرا که شرکت واحد زیر مجموعه ای از شهرداری است و بزرگترین ناوگان حمل ونقل عمومی کشور است، نباید توفقگاه های آن از کوچکترین امکانات ایمنی و استاندارد حداقلی بی بهره باشند، با توجه به ریخت و پاش های شهرداری و سر و صدای های زیادی که امروز از در اختیار گذاشتن اعتبارات میلیاردی شهرداری تهران که به مدیران خودو اعضای شورای شهر از جیب مردم واگذار کرده و در رسانه ها شاهد هستیم ،چطور می شود که بخش خصوصی اتوبوسرانی که در واقع هزینه های حمل ونقل عمومی را بجای دولت و شهرداری می پردازد تا کنون از هیچ تسهلاتی از سوی شهرداری بهره نبرده اند و رانندگانی که با هزار امید و مشکلات اتوبوسی تهیه کرده باید تمام مشکلات و هزینه های این بخش را به تنهایی بدوش بکشند و تا کنون برای مشکلاتی که برای رانندگان بوجود آمده دو تن از این رانندگان شرکت واحد در بخش خصوصی دست به خودسوزی و خودکشی زده اند اما در عوض مدیران رانت خوار بخش خصوصی به ثروت های باد آورده رسیده اند و اگر امروز کمی مدیران شرکت واحد و شهرداری به مشکلاتیکه برای رانندگان دررعایت نکات ایمنی از سوی کارفرما بود توجه می کردند امروز همکار زحمت کش ما علی رامتین زنده بود.

منبع: https://www.facebook.com/davood.syndica?fref=ts

 

 

سقوط مرگبار یک کارگر از داربست

کارگر۴۸ساله با سقوط از بالای داربست به آغوش مرگ رسید.

به گزارش13شهریورصراط،روزدوشنبه یکم شهریورماه پیکر نیمه جان مرد ۴۸ساله ای که بر اثر سقوط از ارتفاع اسیب دیده بود به بیمارستان امدادی مشهد انتقال یافت. تلاش پزشکان برای نجات این مرد میان سال از همان دقایق اولیه اغاز شد اما او که محمد نام داشت در جدال با مرگ تسلیم شد و جان خود را از دست داد.

برادر قربانی این حادثه که جوانی ۲۹ساله است و اسلام نام دارد در تحقیقات اولیه پلیس گفت:محمد در حال کار در پروژه ساختمانی به علت نامعلومی از روی داربست به پایین سقوط کرد و پس از چند روز تحمل درد و رنج جان خود را از دست داد.

 

در پی این اظهارات جسد محمد به پزشکی قانونی انتقال یافت تا پس از تشریفات قانونی به خاک سپرده شود.

 

 

جان باختن کارگرجوان رستوران براثر برق گرفتگی!

جانشين فرمانده انتظامي شهرستان کرمان از جان باختن کارگر 19 ساله  بر اثر برق گرفتگي خبر داد.

به گزارش14شهریورجوان،سرهنگ ناصرکشاورز گفت: در پي اعلام مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر برق گرفتگي، بلافاصله ماموران انتظامي بخش ماهان اين فرماندهي جهت بررسي موضوع به محل اعزام شدند.

وي افزود: در بررسي‌هاي انجام شده از محل حادثه مشخص شد کارگر رستوران جواني 19 ساله که در حين نظافت حوض آب بوده دچار برق گرفتگي و به بيمارستان منتقل شد.

سرهنگ کشاورزي تصريح كرد: اين جوان براثر شدت جراحات در بيمارستان فوت و با تشکيل پرونده به پزشکي قانوني انتقال و تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.

 

 

مرگ یک کارگر بر اثر سقوط پالت!

روز13شهریور،یک کارگر میانسال که در حال استراحت بود بر اثر سقوط پالت بر سرش به کام مرگ فرو رفت.

به گزارش14شهریور رکنا، عصر شنبه 13 شهریور ماه سال جاری ماموران کلانتری 140 باغ فیض در جریان مرگ مرموز کارگر میانسالی در ساختمان نیمه کاره قرار گرفتند و با حضور در محل حادثه بازپرس ویژه قتل را باخبر کردند.

بدین ترتیب بازپرس سجاد منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران برای تحقیقات ویژه همراه تیمی از ماموران اداره 10 پلیس اگاهی تهران در صحنه جرم حاضر شدند.

تحقیقات ابتدایی ماموران نشان از آن داشت که کارگر جوان برای استراحت از طبقات بالایی ساختمان به پایین آمده و در حال خوردن آب بوده که ناگهان یک پالت از بالای ساختمان سقوط کرده و بر سر این کارگر 60 ساله افتاده است.

 

 

هند” صحنه بزرگترین اعتصاب کارگری جهان

خسرو صادقی بروجنی

در دو روز گذشته، اعتصاب 180 میلیون نفری در هند، راه آهن و راه‌های ارتباطی این کشور را مسدود کرده است.

اتحادیه‎ بازرگانی هند، آمار کارگرانی را که در اعتصاب سراسری شرکت داشتند بیش از  ۱۸۰ میلیون نفر اعلام کرده است. کارگران بسیاری از صنایع، کارکنان بانک ها، پست، معلمان مدارس و کالج ها، معدن چیان، و کارگران ساختمانی، برق، تزانزیت شهری از جمله اعتصاب کنندگان هستند و این اعتصاب با 12 مطالبه مشخص از روز جمعه دوم سپتامبر 2016 آغاز شد.

افزایش حداقل دستمزد به 692 روپیه در روز، امنیت اجتماعی جهانی، ممنوعیت سرمایه گذاری خارجی در راه آهن، بیمه و صنایع دفاع کشور از جمله مطالبه کارگران در این اعتصاب سراسری است.

«تاپان سن» یکی از مقامات اتحادیه کارگران هند به خبرگزاری رویترز گفت: ما انتظار داشتیم در 5 سال گذشته به مطالباتمان رسیدگی شود اما در سال گذشته هیچ یک از وزیران هند حاضر به دیدار و گفتگو با اتحادیه کارگران نشدند.

گزارشگر بی. بی. سی می گوید: اتحادیه کارگران، دولت را به توطئه برای خصوصی سازی بخش عمومی و دعوت از سرمایه گذاران خارجی در بخش های از صنعت متهم می کنند.

بریندا کارات از اعضای حزب کمونیست هند به خبرنگار دموکراسی نئو گفته است: «اعتراض کارگران در حالی اتفاق می افتد که تبلیغات در حال رواج  این دروغ محض هستند که اجرای سیاست‎های نئولیبرالی طی ۲۵ سال گذشته به سود اقتصاد هند بوده است».

وی معتقد است: نابرابری اجتماعی تا جایی گسترش یافته که امروز دارایی صدها خانواده  ثروتمند هند، از کل دارایی دو سوم جعیت هند بیشتر است.

اعتصاب 180 میلیون تن از کارگران هندوستان، یعنی از بزرگترین اعتصاب کارگری در تاریخ، بر علیه 25 سال اصلاحات نئولیبرالی شامل خصوصی سازی و سیاست های دست راستی دولت مرکزی هند است که کارگران را در بدترین شرایط زیست قرار داده است.

پروفسور جایاتی گاش، اقتصاددان توسعه دانشگاه جواهر لعل نهرو در مورد برنامه های نولیبرالی دولت هند طی 25 سال اخیر به گاردین گفت: این برنامه های نولیبرالی وضعیت معیشتی کارگران را بدتر کرده است.

به اعتقاد این اقتصاددان، کمتر از 4 درصد از کارگران هند تحت پوشش حمایتی نیروی کار هستند و کارگرانی که از این پوشش استفاده می کنند نیز روز به روز خدمات کمتری به آن ها تعلق می گیرد.

گاش ادامه می دهد: باور عمومی این گونه است که به جای برخورد ساختاری با فقر و این که فقر را هدف قرار دهد، فقرا را مقصر وضعیت نابسامان خود می دانند و این در حالی است که روز به روز هزینه های دولت برای خدمات عمومی ضروری برای فقرا کمتر می شود.

سنجش فقر در هند

گزارش «کرِدیت سوئیس» در مورد هندوستان نشان می دهد، یک درصد ثروتمندترین جمعیت هند مالکِ ۵۳ درصد کل ثروت کشورند، و سهم ۱۰ درصد بالایی جامعه از لحاظ ثروت، ۷۶٫۳ درصد کل ثروت کشور است. به عبارت دیگر، ۹۰ درصد جمعیت کشور فقط کمتر از یک‌چهارم کل ثروت کشور را در اختیار دارد.

به گزارش این مرکز، در میان کشورهای بزرگ جهان، هندوستان امروزه از لحاظ آهنگ افزایش تعداد میلیادرهای دلاری رتبهٔ اوّل را دارد.

«سیتارام یِچوری»، عضو مجلس سنا و دبیر کل حزب کمونیست هند در یادداشت خود با عنوان «اقتصاد سیاسی نولیبرالیسم در نمونهٔ هندوستان» می نویسد: «داده‌های اقتصادی سرشماری ۵ سال پیش نشان می‌دهد که در ۹۰ درصد خانواده‌های هندی، درآمد ماهانهٔ نان‌آورِ خانواده در حدود ۱۰ هزار روپیه یا کمتر است، در حالی که ۲۵ سال پیش زمانی که اصلاحات نولیبرالی آغاز شد، دستمزد واقعی بخش عمدهٔ نیروی کار هندوستان به طور میانگین ۱۴۶ روپیه در روز بود. این رقم در سال ۲۰۰۴ (۱۲ سال پیش)  به ۲۷۲ روپیه افزایش یافت، که این افزایش بسیار کمتر از افزایش شاخص هزینهٔ زندگی بود.

به گفته این سیاستمدار منتقد هندی، سیاست گذاران نولیبرال مرتّب تکرار می‌کنند که در سال ۱۹۹۱ (بیست‌وپنج سال پیش) درآمد سرانهٔ‌ ناخالص ملّی ۳۱۰ دلار بود که الآن به ۱٫۵۰۰ دلار رسیده است. آنها با میانگین‌گیری از همهٔ مردم و ارائهٔ آمارهای «سرانه» از این نوع تلاش دارند نابرابری فزاینده در جامعه و فقر و تنگ‌دستی عمومی حاصل از آن را با شعبدهٔ آمار پرده‌پوشی کنند، در حالی که واقعیت در مورد تک‌تک اکثریت افراد جامعه چیز دیگری است.

«شهیدور رشید تاکولدار»، اقتصاددان هندی، در سال 2011 در یادداشت خود با عنوان «چقدر باید فقیر بود تا «فقیر» محسوب شد؟؛ حتی گداها چندان فقیر نیستند!» معیارهای دولت هند برای تخمین فقر را زیرسوال می برد و می نویسد: با توجه به معیار کمیسیون برنامه‌ریزی برای تعیین میزان فقر اگر یک نفر در مناطق شهری هند بیش تر از ۵۷۸ روپیه (۱۳ دلار) در ماه درآمد داشته باشد- تقریبا ۲۰ روپیه (کمتر از ۵۰ سنت) در روز –  بالاتر از خط فقر قرار می‌گیرد. این میزان برای یک روستایی در هند حتی کم‌تر است. بر اساس معیار این کمیسیون، اگر یک روستایی بیش از ۱۵ روپیه در روز صرف تأمین همه‌ی نیازهای اولیه‌ی خود شامل غذا، لباس و سرپناه کند، به قدر کافی فقیر محسوب نمی‌شود تا مستحق دریافت کمکهای دولتی برای فقیران شود.

بر اساس این سطح مصرف، کمیسیون برنامه‌ریزی اعلام کرده است که تنها ۴۱٫۸ درصد از جمعیت روستاییان هند فقیر هستند و فقط ۲۵٫۷ درصد از شهرنشینان هند به غذا، سرپناه و خدمات اجتماعی دولت نیاز دارند. این معیار برای سنجش درصد افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند توضیح می‌دهد که چطور نیمی از جمعیت هند احتمال دارد از گرسنگی بمیرند در حالیکه ممکن است دولت بگوید هند فقیر نیست!. بر پایه‌ این محاسبات اکثر گداها به سختی خودشان را در فهرست افراد فقیر خواهند یافت!

معیار کمیسیون برنامه ریزی برای درآمد روزانه کمتر از ۵۰ سنت به عنوان شاخص فقر نه تنها بی توجهی آن به مردم را نشان می‌دهد، ‌بلکه همچنین نشان دهنده‌ بی‌اطلاعی کمیسیون در مورد هزینه‌های زندگی در هند است. چطور فردی با ۱۵ روپیه (حدود ۳۵ سنت) می تواند تغذیه‌ حاوی ۲۴۰۰ کالری (حداقل نیاز برای روستاییان هند) را تأمین کند؟

منبع:ایلنا-14شهریور

چهاردهم شهریورماه1395

 

 

 

بابەتی هاوپۆل

انسانیت می تپد / آمانج صلواتی

زلزله کرمانشاه و اتحاد و همبستگی مردم برای کمک به مردم زلزله زده نشان از …