چوار شه‌ممه‌ 20 ئه‌یلول 2017
ماڵەوە / فارسی / خود مدیریتی دمکراتیک روژآوا در بوته آزمایش / فرهاد شعبانی

خود مدیریتی دمکراتیک روژآوا در بوته آزمایش / فرهاد شعبانی

دولت اردوغان در یک تبانی پنهانی با داعش و هماهنگی با طرفین ذینفع در دشمنی با جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان، با هدف جلوگیری از پیشروی برق آسای “نیروهای مدافع خلق ” ی. پ. گ” و رویای درهم شکستن تجربه “خود مدیریتی دمکراتیک” و حاکمیت مردمی در روژآوا، بالاخره ارتش این کشور را وارد عمل کرد.

لشکرکشی ارتش ترکیه به سوریه به هربهانه ای و با هرترفندی صورت گرفته باشد اهدافی جزء جلوگیری از توسعه قلمرو تحت حاکمیت خودمدیریتی دمکراتیک روژاوا به مرزهای ترکیه، ممانعت از بهم پیوستن کانتونهای سه گانه و دستیابی آنها به آبهای بین المللی را ندارد. نزدیک به 20 درصد از خاک سوریه در کنترل حاکمیت خودمدیریتی روژاوا قرار دارد که، بیشترین مناطق آن در مرز سوریه با ترکیه واقع شده است.

هراس دولت ترکیه از نیرومند شدن “حزب اتحاد دمکراتیک” و بازوی نظامی این حزب یعنی “نیروهای مدافع خلق” به روزهای آغازین  اعلام موجودیت “خود مدیریتی کانتون های سه گانه عفرین، جزیره و کوبانی ” و بویژه “اعلام موجودیت منطقه کنفدراسیون دمکراتیک روژاوا ” در کنفرانس “رمیلان” برمی گردد. از آن تاریخ تاکنون یکی از اولویتهای سیاست منطقه ای “حزب عدالت و توسعه” و دولت اردوغان در هم شکستن این تجربه بوده است. تغییر استراتژی اردوغان و نزدیک شدن به اسد و متعاقب آن، برگزاری نشست پنهانی دولتهای ترکیه و سوریه در الجزایر به پس از برگزاری کنفرانس “رمیلان” در 17 ماه مارس سال 2016 برمی گردد.

دشمنی دولت اردوغان با تجربه روژاوا تاکنون غیرمستقیم و از طریق دامن زدن به اختلافات داخلی مابین احزاب و ائتلافهای متفاوت کردستانی، تجهیز جهادی ها علیه “ی.پ.گ”، فشار بر “حزب اتحاد دمکراتیک” با تکیه بر ابزارهای دیپلماتیک منطقه ای و آمریکا صورت می گرفت که بنا به دلائلی متعدد به اهداف خود دست نیافت و نتایج مطلوب را ببار نیاورده است. درگیر کردن ارتش ترکیه و لشکر کشی به سوریه با هدف جلوگیری از پیشروی “نیروهای مدافع خلق” و محدود کردن قلمرو حاکمیت روژاوا، گرچه بر متن تحولات منطقه ائی و صف آرائی جدید و تغییرحیرت آور سیاست دولت “آ ک په” در بحران سوریه به اجراء در می آید اما، تاکتیکی تدافعی و  آخرین راه حل و پر هزینه اردوغان خواهد بود.

اردوغان در حالیکه با مشکلات و بحرانهای عمیق داخلی از جمله، دست و پا زدن در باتلاق یک جنگ تمام عیار با مردم کردستان ترکیه و پ کاکا، رکود شدید اقتصادی و گسترش نارضایتی توده های مردم، پس لرزه های کوتای نافرجام 15 ژوئیه، بی اعتباری و غیرقابل اعتماد بودن در عرصه بین المللی و  افکار عمومی، توسل به سرکوب هر آنچه که نشانی از مخالفت با سیاستهای حزب و دولتش دارد، دست به گریبان است، نمی توانست بدون تجدید نظر در استراتژی سالهای اخیرش در برخورد به بحران سوریه و آرام کردن دولت اسد، بدون کوتاه آمدن در مقابل جمهوری اسلامی و تاکید بر منافع مشترک در مسئله کُرد و گرفتن تائید رسمی دولت ایران، بدون سرفرود آوردن در مقابل روسیه و آستان بوسی پوتین پس از ماجرای سرنگون کردن جت جنگنده روسیه و بالاخره بدون برخورداری از حمایت دولت آمریکا با در پیش گرفتن سیاست نژادپرستانه کُرد هراسی، دست به چنین اقدامی بزند. این دولتها پیش از این با اعلام موجودیت “منطقه کنفدراسیون دمکراتیک روژاوا” مخالفت کرده بودند و موجودیت آن را برسمیت نشناخته بودند.

محور اصلی دیدارهای پنهانی دولتهای ترکیه و سوریه در الجزایر، سفر مفتضحانه اردوغان به روسیه، سفر ظریف به ترکیه و سفر “مولود چاوش اوغلو” به ایران و گفتگوهای چند ساعته او با ظریف بر سر راه خود به هند در تهران و سفر “جوبایدن” معاون رئیس جمهور آمریکا به ترکیه که با عبور تانکهای ترکیه از مرز همزمان بود، هدفی جزء جلوگیری از پیشروی نیروهای مدافع خلق به مرزهای ترکیه و تصرف شهر جرابلس توسط ارتش ترکیه را نداشتند.

پاسخ “حزب اتحاد دمکراتیک” و “نیروهای مدافع خلق” به این توطئه چه می تواند باشد ؟

پرسش های مطرح در این تحول عبارتند از: آیا ترکیه توانائی و ظرفیت درهم شکستن تجربه خودمدیریتی روژاوا را دارد؟ تاکتیک و پاسخ “حزب اتحاد دمکراتیک”، “نیروهای مدافع خلق” و “دستگاه رهبری کنفدراسیون دمکراتیک روژاوا” به لشکرکشی ترکیه و درخواست آمریکا  برای بازگشت به آنسوی رود فرات چه می تواند باشد؟ آیا جنبش آزادیخواهانه مردم منطقه و افکارعمومی بین المللی که در دفاع از مقاومت کوبانی به میدان آمد و رجزخوانی اردوغان در تروریسم نامیدن جنبش کردستان را نپذیرفت، می تواند در مقابل این توطئه ساکت بماند؟ آیا ایجاد یک صف بندی منطقه ائی از نیروهای چپ و کمونیست و آزادیخواه در مقابل این توطئه ممکن و ضروری است؟ اینها و پرسش های دیگر می تواند محورهای اصلی تبادل نظر و دیالوگ پیرامون این تحولات باشد.

ترکیه به نسبت چند سال پیش در موقعیت ضعیف تری قرار دارد. دولت اردوغان با مشکلات داخلی عدیده ای دست و پنجه نرم می کند بطوریکه امروز سیاستهایش به مشکلی برای غرب و اروپا تبدیل شده و برای پیوستن به اتحادیه اروپا باید سالهای نامعلومی پشت دروازه های  این اتحادیه منتظر بماند. رشد اقتصادی نزدیک به دو دهه پیش جای خود را به رکودی دراز مدت داده است. صعنت پردر آمد گردشگری ترکیه در رکود و بحران فرورفته است. هزینه نظامیگری اردوغان و دولتش بویژه گسترش ابعاد جنگ علیه مردم کردستان ترکیه و پ کاکا افزایش چشم گیری یافته و تلفات انسانی در این جنگ به امری روزانه تبدیل شده است. نارضایتی کارگران، هنرمندان، روزنامه نگاران و مردم تحت ستم علیه دولت و شخص اردوغان  روبه گسترش و بیسابقه است و جنبش مردم کردستان در هر چهار بخش آن از حمایت مردمی و بین المللی برخوردار شده است. در چنین شرایطی گرچه لشکر کشی و ورود تانکهای ارتش ترکیه به خاک سوریه گرچه ظاهری تعرضی دارد اما، تاکتیکی دفاعی است و بدون حمایت های مورد اشاره فوق امکان اجرای آن وجود نداشت. نهایت ظرفیت و توانائی دولت اردوغان می تواند ایجاد یک منطقه حائل مرزی مابین ترکیه و روژآوا و کشیدن یک دیوار امنیتی مرزی از نوع اسرائیلی آن و تداوم توطئه علیه “نیروهای مدافع خلق” با تکیه بر اپوزسیون مورد حمایتش در سوریه باشد. دولت اردوغان بیشتر از این ظرفیت ندارد و برای رسیدن به این هدف بهای سنگینی از جمله، دست کشیدن از استراتژی چند سال پیش و  محدود کردن عمق استراتژی خود در سوریه به ایجاد یک حائل مرزی، پرداخت کرده است.

در مقابل حزب اتحاد دمکراتیک و بازوی مسلح این حزب با وجود نگرانیهای داخلی و  خطرات خارجی که آنها را تهدید می کند اما، از هر زمان دیگری قدرت مند ترند. آنها بجای دیکتاتوری اسد و خاندانش یک حاکمیت توده ای با تکیه بر تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با سایر اقلیتهای ملی و مذهبی در روژاوا را شکل داده اند. آنها با تکیه بر یک نیروی مسلح مردمی و پشتیبانی جهانی پیروزی در یک مقاومت قهرمانانه علیه یکی از جنایتکاران نیروی جهادی که جهان را در وحشت فروبرده بود در پرونده خود ثبت کرده اند. حضور گسترده زنان در ساختار نیروهای مسلح مردمی و دستگاه خود مدیریتی و رهبری آنها توجه دنیای متمدن و آزادیخواه را بخود جلب کرده است. تعامل و همکاری دمکراتیک با سایر اقلیت های ملی و مذهبی در روژاوا نمونه ای از همزیستی مسالمت آمیز و ممکن را به نمایش گذاشته است. اداره امور بشیوه متفاوت تر از سایر حاکمیت ها در منطقه روزنه های امید توده های مردم به ممکن بودن یک حاکمیت مردمی در خاورمیانه دیکتاتور زده را تقویت و به روشنائی کرده است و پیشروی و پیروزیهای پی در پی نظامی متکی بر جسارت، فداکاری و کارائی نظامی از سایر دستاوردهای این تجربه است.

از نقطه ضعف های “حزب اتحاد دمکراتیک” و “نیروهای مدافع خلق” می توان اساسا” توهم و خوشبینی در عرصه دیپلماتیک و مماشات با آمریکا و دولتهای ارتجاعی منطقه را برشمرد. وارد شدن بدون قید و شرط به ائتلافهای نظامی با قدرت های بزرگ در مبارزه با داعش، تبدیل شدن به پیاده نظام آنها در راستای تحقق اهداف آنان و پذیرفتن شروط آنها از جمله توقف پیشروی بسمت جرابلس و زمزمه پذیرش عقب نشینی به آنسوی رودخانه فرات ناشی از این توهم و مماشات است که پیامدهای مخاطره آمیزی را به دنبال خواهد داشت. باوجود این خطرات اگر “حزب اتحاد دمکراتیک” و “نیروهای مدافع خلق” با پافشاری بر اصول و پرنسیپ های دمکراتیکی که توده های مردم و افکار عمومی مردم آزادیخواه جهان را در حمایت از آنها به میدان آورد بتوانند توده های مردم کارگر و زحمتکش روژاوا را همچنان در تعیین سرنوشت سیاسی خود در میدان نگاه دارند، اگر شکاف مابین رهبری خودمدیریتی دمکراتیک و توده های مردم عمیق نشود، عبور پیروزمند از این تند پیچ با تکیه بر اراده توده های مردم روژاوا و حمایت مردم آزادیخواه و مبارز سایر بخش های کردستان و مردم آزادیخواه جهان ممکن است. عبور هوشیارانه از تنگناهای امروز بوته آزمایشی برای دستگاه رهبری “تجربه خودمدیریتی دمکراتیک روژاوا” خواهد بود.

مسئولیت ما

باوجود تمام نقطه ضعف ها و مخاطرات، در شرایطی که تجربه خودمدیریتی روژاوا می تواند چه در قلمرو داخلی و چه از ناحیه خارجی تحت فشار بیشتری قرار گیرد، نیروهای چپ و آزادیخواه در تمام بخش های کردستان نباید آنها را تنها بگذارند. اگر آرایش جدیدی در صف دشمنان مردم کارگر و زحمتکش کردستان و جنبش حق طلبانه این مردم شکل گرفته است، جا دارد که نیروهای چپ و کمونیست و آزادیخواه نیز با بررسی و مطالعه دقیق این تحولات در فکر ایجاد صف بندی جدید در مقابل توطئه های منطقه ائی علیه جنبش حق طلبانه مردم کردستان باشند. شکست جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان البته که ممکن نیست. شعله های آتش مبارزه مردم کردستان فروکش نخواهد کرد اما، بازی قدرت های منطقه ای و جهانی با تکیه بر جریانات ناسیونالیستی که هدفی جز مشارکت در قدرت ندارند، ممکن است. شرایط کنونی روژاوا و کردستان ترکیه، آینده کردستان عراق پس از آزادسازی موصل و مبارزات روبه گسترش مردم کردستان ایران علیه جمهوری اسلامی زمینه ها و بستر دیالوگ احزاب چپ و کمونیست  و آزادیخواه کردستان بر سر آینده این جنبش و ایجاد صف بندیهای جدیدی در مقابل توطئه های طراحی شده علیه جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان است. پیامدهای این تحولات و مسئولیت خود در مقابل آن را باید جدی گرفت.

بابەتی هاوپۆل

کانون تجاوز جنسی/ آناهیتا اردوان

کارل مارکس در دست نوشته های اقتصادی- سیاسی سال 1844،می گوید:«موقعیت زنان در جوامع معیار …