شه‌ممه‌ 16 كانونی یه‌كه‌م 2017
ماڵەوە / فارسی / اخبار و گزارشات کارگری 13 خرداد 1395

اخبار و گزارشات کارگری 13 خرداد 1395

 

تعطیلی فاز ۱۹ پارس جنوبی بدنبال درگیری کارگران با حراست وزخمی وبازداشت چندنفر!

فاز۱۹ پارس جنوبی تعطیل شد درگیری فیزیکی کارگران و حراست عده ای را زخمی و روانه بیمارستان کرد و عده دیگری را روانه زندان نمود.

تعطیلی فاز ۱۹ پارس جنوبی

فاز۱۹ پارس جنوبی تعطیل شد درگیری فیزیکی کارگران و حراست عده ای را زخمی و روانه بیمارستان کرد و عده دیگری را روانه زندان نمود.

علت این درگیری، بیماری فرزند یکی از کارگران بود. بیمارستان معالجه را مشروط به پرداخت یک میلیون تومان می کنند به کارگر تلفنی اطلاع می دهند. او که ماه ها حقوق طلبکار بود سراغ پیمانکار می رود. طبق معمول جواب منفی بود. بیمارستان هم از معالجه خود داری کرده و کودک متاسفانه فوت می کند.

کارگران فاز ۱۹ همگی با شعار “چرا مرگ بر امریکا؟” ، به دفاتر حمله میکنند و با حراست درگیر می شوند. درگیری آنقدر شدید شد که یگانهای ویژه از بوشهر اعزام گردید و …

متاسفانه این کودک خردسال قربانی خصوصی سازی، فعالیت بدون نظارت شرکت های پیمانکاری و زد و بندهای آنان برای فرار از قوانین نیم بند موجود، حقوق های معوقه و بی توجهی مسوولان شد. این جنایت دیگری از سیستم سودمحور است. سیستمی که برای جان انسان ها ارزش قائل نیست.

فرزندان مسوولان و مدیران شرکت های پیمانکاری در صورت بیماری از بهترین امکانات بهداشتی و درمانی برخوردارند. گذر آنان حتا به بیمارستان های دولتی خصوصی شده هم نمی افتد که به بهانه خودگردانی و نداشتن بودجه از درمان عزیزشان خودداری کنند. حساب های آنان انباشته از مزدهای عقب مانده کارگران است و با سود مزدهای معوقه کارگران به راحتی می توانند هزینه های گزاف درمان را در بهترین بیمارستان های خصوصی در داخل و خارج از کشور بپردازند. حقوق های چند ده میلیونی و یا حتا چند صد میلیونی آنها هیچ گاه عقب نمی افتد. نداشتن بودجه و نبود نقدینگی هیچ گاه شامل پرداخت حقوق های آنان نمی شود.

این تبعیضات و واقعیات آن قدر دردناکند که مورد اعتراص هر انسانی قرار میگیرند. اما کارگران به جان آمده و عصبانی از این جنایت، خود قربانی جنایت دیگری می شوند و اعتراض به حق شان با مقابله گاردهای ضدشورش روبرو می شود. دستگیری و زندان، ضرب و شتم پاسخ مسوولان است.

روشن است که این بی حقوقی مطلق نمی تواند مدتهای مدید ادامه یابد و کارگران متشکل میتوانند به گونه ای از حقوق خود دفاع کنند که این روند ضدانسانی را تغییر دهند.

منبع:کانون مدافعان حقوق کارگر-۱۳ خرداد ۱۳۹۵

درهمین رابطه:

لینک فیلم کوتاهی از این درگیری:

http://static3.ilna.ir/throw/xu3cXyylcD02.m4v

 

 

بازگشت مجدد جعفرعظیم زاده از بیمارستان امام خمینی به زندان اوین بدون مداوا

به دلیل وخامت جسمی ، جعفر عظیم زاده  پس از 35 روز اعتصاب غذا، دیروزچهارشنبه 12 خرداد 95  در دو نوبت یکی در 9 صبح به بیمارستان شهدای تجریش و بار دیگردر شب گذشته  به اورژانس بیمارستان امام خمینی منتقل شد.

تصور میرفت که این باربه توصیه وهشدار پزشک بیمارستان توجه کرده و به بخش ارولوژی منتقل وجهت مداوای اساسی  بستری شود.

اما بعد از چندساعت حضور در محل اورژانس ومعاینه و تست های معمول حدود 4 صبح مجددا” به زندان برگردانده شد.

تکرارچهارباره این سناریوی غیرانسانی  وممانعت از یک درمان پزشکی موثر،حتی در مورد سربازان دشمن درمیادین جنگ هم عملی قبیح و غیراخلاقی است.

مجموعه برخوردهایی که طی مدت اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده توسط نهادها و مسئولان مرتبط ، با وی صورت گرفته، سریالی از یک نمایش حقیرانه وکینه توزانه تقابل با یک زندانی ست که به وضعیت معیشتی و زندگی غیرانسانی میلیونها انسان کارکن، مزد بگیر و بیکار این جامعه ، اعتراض دارد . او نماینده یک مقاومت واعتراض عمومی جامعه در این شرایط کنونی ست.

یک همدستی همه جانبه علیه او میان مسئولان قضایی، زندان ومسئولان بیمارستانی و بهداری زندان اوین سازماندهی شده است. یک تراژدی و یک انسان کشی درحال رخ دادن است. مقابل این اتفاق بایستیم ونگذاریم جان جعفرعظیم زاده گرفته شود.

دیشب پس از انتشار خبر انتقال وی به بیمارستان امام خمینی ، دوستان زیادی که به بیمارستان آمده و با ایشان دیدار داشتند، جملگی از روحیه بسیار بالا و پرانگیزه این کارگر مقاوم و اصرارش به ادامه اعتصاب تا دستیابی به خواسته اش صحبت داشتند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

13 خرداد 95

 

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک:صدای اعتراض عظیم زاده باشیم!

بیش از 33 روز از اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده می گذرد و هر روز وضعیت جسمی او بیش از بیش تحلیل می رود. اعتراض او به امنیتی کردن فعالیت های کارگری است و درخواست یک دادرسی قانونی را دارد. کمپین فعالین کارگری و آموزگاری و مدنی در حمایت از خواست های جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و بهشتی لنگرودی که برای دکتر روحانی نوشته شده بود ، بی پاسخ ماند. خانواده او برای نجات جانش در مقابل مجلس دست به اعتراض هر روزه زده اند. ما ضمن حمایت از خواسته های او از همه اعضای سندیکای فلزکارمکانیک و هوادارن و دوستداران سندیکایی و حقوق شهروندی می خواهیم به این اعتراض بپیوندند.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک 11/3/95

 

 

اعتراض ِکانونِ نویسندگان ایران به مجازاتِ شلاق

مردم ِ آزاده ی ایران

درشرایطی که درگوشه ای از این سرزمین ِگرفتار، کسانی که یک شبه به ثروت های بادآورده ونجومی رسیده اند دریک حراج برای به رخ کشیدنِ ثروت خود ، یک تابلوی نقاشی معمولی را ” سه میلیارد تومان ” می خرند ، درگوشه ی دیگری ازآن صاحبان سرمایه وحامیان آنان ، این کیمیاگرانی که خون انسان رابه طلاتبدیل می کنند ، کارگرانی راکه درتلاش تامین نانِ شبِ زن و فرزند خویش به کارفرما اعتراض کرده اند ، به شلاق می بندند. ازماجرای کارگران اخراجی معدن طلای آق درّه ی تکاب سخن می گوییم ؛ ابتدا 350 کارگر، یکجا به بهانه ی پایان یافتنِ مدّتِ قرارداد ، اخراج وبیکارمی شوند. ازآن میان یکی که گرسنه وشوربخت، همه ی راه ها رابه روی خود بسته می بیند، خودکشی می کند وهنگامی که سایرکارگران دراعتراض به این شرایط درمقابل معدن تجمع می کنند ، با حراست معدن و مداخله ی ” دادستانی” تکاب روبه رومی شوند که کارگران را بازداشت می کنند و سرانجام علیه 17 نفرازآنان احکام زندان ، جریمه ی نقدی وشلاق صادر می شود و کارگران را به شلاق می بندند . همین امسال در مشهد نیز زنان و مردانی را که در یک مهمانی شرکت کرده بودند ، شلاق زدند . به همین گونه دختران و پسرانی را که در قزوین ، برای خودجشنِ فارغ التحصیلی گرفته بودند ، شلاق زدند تا به گفته ی یک مسئول قضایی قزوین ” برای دیگران عبرت ” شود! این شلاق هایی که برتنِ کارگرانِ بیکارِتکاب ، مردان و زنانِ مشهد و جوانانِ قزوین فرودآمده ، وجدان عمومی جامعه را زخمی و حرمت و کرامت انسانی را لگدمال کرده است .

کانون نویسندگان ایران ، اجرای احکام ظالمانه ی شلاق را که بازمانده ی زشت ِ عهدِ برده داری و نمونه ی بارزِ شکنجه در ملاء عام در لباس قانون است ، محکوم می کند و خواهانِ الغای آن است

کانون نویسندگان ایران

12خرداد 1395

جهت اطلاع:

*روایت فرماندار تکاب از جریان کارگران معدن طلای آق دره

فرماندار تکاب در رابطه با اجرای حکم شلاق به کارگران معدن طلای آق دره گفت: حکم اجرا شده بر خلاف اظهارنظر برخی از سایت‌های خبری، بدون اطلاع فرمانداری صورت گرفته است.

ایرج ثقفی اظهار کرد: تجمع کارگران معدن آق دره در دیماه سال 93 صورت گرفته بود که همراه با این کارگران 70 نفر از اهالی روستای آق دره منطقه نیز در این جمع حضور داشتند و تقاضای اشتغال داشتند.

وی ادامه داد: طبق قانون کارگری تجمع کارگران در محیط کارخانه آزاد بوده و مشکلی ندارد، اما همراه با این کارگران سایر مردم نیز در این جمع حضور داشتند که با توجه به حساسیت فضای اعتراضی و جلوگیری از تنش احتمالی، موضوع با دخالت دادستانی، نیروی انتظامی و فرمانداری وقت فیصله پیدا کرد.

فرماندار تکاب افزود: بعد از وقوع این تجمع یک پرونده با دو جنبه خصوصی و عمومی در دادستانی تشکیل شده که کارخانه از کارگران معترض شکایت کرده بود که این موضوع با دخالت‌های و پیگیرهای مجدانه اینجانب با رضایت هر دو طرف کارگر و کارخانه ختم شد.

وی ادعا کرد: در کنار این پرونده، مراجع قضایی نیز یک پرونده محرمانه با عنوان مدعی‌العموم تنظیم و به اجرا گذاشته بودند که نه اینجانب و نه اعضای شورای تامین از این موضوع خبر نداشتیم تا این‌که نهایتا حکم از سوی مراجع قضایی در سال گذشته به 13 نفر از تجمع کنندگان، ابلاغ می‌شود.

وی با بیان این مطلب که از این تعداد 9 نفر به حکم شلاق محکوم شدند که یک نفر از این 9 نفر کارگر کارخانه نبود و 4 نفر نیز به جریمه نقدی محکوم شدند.

ثقفی گفت: نهایتا در اواخر سال 94 و اوایل سال 95 احکام صادره بصورت متناوب اجرا می‌شود و وکیل پرونده نیز این موضوع را دقیقا بعد از 2 ماه و در جریان سفر ریاست جمهوری به استان در مصاحبه با رسانه‌های محلی رسانه‌ای می‌کند.

فرماندار تاکید کرد: لازم به ذکر است که احکام این افراد و متهمان بصورت تعزیری بوده و نحوه اجرا در ملاء عام نبوده است، بلکه به صورت غیرعلنی در محل اجراییات دادسرا انجام گرفته است.

وی در مورد این‌که فرمانداری تکاب در این موضوع هیچ‌گونه مداخله و رایزنی انجام نداده است؟ افزود: اولا حکم از سوی دادستانی صادر شده که فرمانداری در این موضوع نمی‌توانست کاری انجام دهد، ثانیا این موضوع تا مرحله ابلاغ حکم بصورت محرمانه از سوی دادستانی در جریان بود.

*رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی: برای 9 نفر از تجمع کنندگان حکم حبس و شلاق صادر و اجرا شد

توکل حیدری با اشاره به تجمع روبروی معدن طلای «آق دره» در این شهرستان گفت: یک معدن طلا در حوزه قضایی شهرستان تکاب وجود دارد که ظاهرا بهره بردار این معدن، یکسری مشکلات جانبی برای مردم ایجاد کرده بود.

رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی تصریح کرد: یک عده‌ای از اهالی روستای اطراف معدن و تعدادی از کارگران فصلی که پس از پایان فصل تعلیق شده بودند به خاطر مشکلاتی که با این معدن داشتند در مقابل آن معدن تجمع کردند و مانع خروج کارگران شیفت شب معدن شدند و این کارگران شیفت شب تقریبا داخل معدن و محیط کارگاهی حبس شدند. همچنین از ورود کارگران شیفت صبح به داخل معدن نیز جلوگیری کردند. پس از تجمع ده ساعته و صحبت‌هایی که انجام شده عده‌ای متفرق شدند ولی باز هم تعداد کمی مقابل معدن ماندند و به  تجمع ادامه دادند.

وی افزود: پس از این تجمع افرادی که هدایت‌گر  و صحنه گردان این تجمع بودند با شکایت رئیس معدن و نگهبانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، شناسایی و به دستگاه قضا معرفی شدند و اتهامات آن‌ها مطابق قانون مورد رسیدگی قرار گرفت.

حیدری با تکذیب اجرای حکم شلاق نسبت به 17 نفر از تجمع کنندگان اعلام کرد: برای 9 نفر از تجمع کنندگان حکم حبس و شلاق صادر و اجرا شد و ضمنا مجازات حبس نامبردگان نیز مورد عفو رهبری قرار گرفت.

بخشی ازیک گزارش میزان بتاریخ13خرداد

*پاسخ و توضیح معدن آقدره تکاب در رابطه با خبر اجرای حکم شلاق کارگران

روابط عمومی معدن طلای آقدره و حراست مجتمع پویازرکان طی نامه ای توضیحاتی در رابطه با اجرای حکم شلاق به کارگران معدن طلای آق دره بیان نمودند.

متن نامه:

شرکت پویا زرکان (معدن طلای آقدره) از سال 1282 با جذی 40 نفر نیرو شروع به فعالیت نموده است. در سالهای اخیر علی رغم طرح بهره برداری مورد تایید سازمان های صنعت و معدن تجارت و نظام مهندسی معدن که نیرو های مورد نیاز برای کار در این معدن را 186 نفر اعلام نموده بود، مدیریت شرکت با برنامه ریزی، سرمایه گذاری و تحمل مشکلات فراوان، با  افزایش جمعی پرسنل خوددر ماه های فعال معدن به 500 نفر و در ایام فصل سرما که علنا معدن فعالیتی ندارد به 220 نفر توانسته است ضمن عمل به توصیه های مسئولین در افزایش جذب نیرو گتم موثری در رفع مشکلات بیکاری در سطح منطقه بردارد.

مطابق آیین نامه ها و تعهد های انضباطی معدن آقدره، تمامی پرسنلدر بدو استخدام با اطلاع کامل از فصلی بودن کار در معدن آقدره، قراردادهای کارشان را امضا می نمایند و بعد از اتمام قراردادشان مطالبه ای از معدن نداشته و بخاطر حسن انجام کار در مدت قراردادشان در شروع فصل کاری جدید بدون هیچ مراجعه ای برای استخدام، به صورت روتین دعوت به کار می شوند و در صورت عدم دعوت به کار به گونه ای برنامه ریزی شده که از مزایایبیمه بیکاری استفاده نمایند. اما در بعضی مواقع تعدادی از این کارگران در پایان فصل کار و اتمام قراردادشان، با در خواست انعقاد دائمی قرارداد کار با معدن آقدره، در جهت سواستفاده ها و منافع شخصی خود با اَعمال غیر قانونی ضمن اختلال در فعالیت معدن در کسب و کار مردم ممانعت ایجاد می نمایند.

متاسفانه در تاریخ 6/10/1393 عده ای از کارگران معدن اقدره چند روز بعد از اتمام قرارداد کاریشان و دریافت حقوق و سایر مزایای خود به همراه اهالی روستای اقدره که هیچگونه رابطه کارگری و کاری با معدن نداشتند از ساعت 7 صبح مورخه 6/10/93 با تجمع در جلو ورودی و نگهبانی معدن مانع از ورود 200 نفر از پرسنل شیفت کاری صبح به محل کار شدند و علیرغم حضور تمامی مسئولین(نماینده محترم دادستان، نماینده دادستان، نماینده نیروی انتظامی،رئیس اداره کار، نماینده بخشداری و فرمانده پاسگاه تخت سلیمان) در محل، تجمع کنندگان حاضر به ترک محل نشدند و تا ساعت 17 همان روز با تهدید و فحاشی و هیاهو و حرکات نامتعارف مانع از ورود پرسنل به معدن شدند.

پیرو این تجمع شکواییه ای دایر بر ممانعت و بازداشت مردم از کسب و کار از سوی شرکت پویا زرکان صادر گردید و علیرغم اعلام گذشت و رضایت شرکت پویا زرکان از شکواییه عوامل تجمع، که منجر به تخفیف در مجازات های بدوی آنها شد، از باب جنبه عمومی مجازات هایی از سوی دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی برای محکومین این اغتشاش صادر و اجرا گردید.

لذا شرکت پویا زرکان آقدره با انتشار این مطلب ادعاهای منتشره در سایت ها و کانال های تلگرامی مبنی بر عدم پرداخت حقوق کارگران، مجازات علنی کارگران و… را تکذیب نموده و پیگیری حقوقی انتشار اخبار کذب بر علیه فعالیت شرکت را در مراجع قضایی برای خود محفوظ می داند.

منبع:شیز-13خرداد

*ماله کشی وزیر کارجهت بهره برادری تبلیغاتی در اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار!

به دنبال اجرای حکم مجازات شلاق برای 17 نفر از کارگران معدن طلای «آق دره»، «علی ربیعی» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی طی یادداشتی نسبت به این مسئله واکنش نشان داد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که پیشتر در رابطه با به اجرا درآمدن مجازات شلاق ضمن  برکناری مدیرکل کار استان آذربایجان غربی درخواست بازبینی پرونده را به دادستان کل کشور داده بود امروز طی یادداشتی با طبیعی قلمداد کردن ماهیت اعتراضات صنفی کارگری تاکید کرد: بنده به نوبه خودم و بنا بر وظایف قانونی، شرعی و اخلاقی خود، تلاش خواهم کرد از اینگونه اتفاقات کارگری در آینده جلوگیری شود.

بخش هایی از این نامه به گزارش13خردادایلنا بقرارزیراست:

در مطالعات روزانه‌ام از مسایل کارگری، پیش از این در جریان مسائل کارگران معدن طلای آقدره تکاب قرار گرفته بودم.

در این مورد اخیر نیز به معاونت روابط کار خود دستور دادم تا تمام سعی و تلاش خود را برای مصالحه بکار بندد. یک شکایت از سوی کارفرما و یک شکایت نیز از سوی کارگران قسمت نگهبانی علیه 17 کارگر وجود داشت. با تلاش صورت گرفته، خوشبختانه شکایت‌ها منتفی و ما نیز آسوده خیال شدیم.

لیکن شنیدن خبر مجازات شلاق، بدلیل اخلال در نظم عمومی، آن هم در معدنی دور افتاده از شهر، قابل تامل بوده، بسیار متاسفم کرد.

اگرچه از منظر حقوقی و قضایی این حق برای مدعی العموم باقی است که حکم را درست تلقی نموده و آن را اجرا نماید اما به نظر اینجانب اینگونه اجرای احکام جزایی باید تاثیر عملی مثبتی نیز داشته باشد. به عبارتی در مواردی مانند اعتصاب، اجرای احکام جزایی باید از منظر تاثیر مثبتشان بر تقویت نظم عمومی بررسی شده، شرایط منجر به بروز رخدادی که سبب صدور حکم شده است نیز مد نظر قرار گیرد.

به نظرم لازم است این نکته مدنظر قرار گیرد که توسیع مفهوم” اخلال در نظم عمومی” به نحوی که هر گونه اعتراض کارگری را در برگیرد و آن را به یک مسئله اجتماعی بدل کند، کمکی به تقویت نظم عمومی نمی‌کند. معتقدم گذشت و عدم اجرای حکم در پرونده مذکور ، قطعاً بیش از اجرای آن می‌توانست همدلی و فضای الفت لازم برای تامین پایدار نظم عمومی را ایجاد کند.

بنده به نوبه خودم و بنا بر وظایف قانونی، شرعی و اخلاقی خود، تلاش خواهم کرد تا از طریق مذاکره با برادران بزرگوارم و مسوولان قوه قضاییه از اینگونه اتفاقات کارگری در آینده جلوگیری شود.

 

 

بیست وسومین روز اعتصاب کارگران کارخانه ریخته گری ماشین سازی تبریزدراعتراض به خصوصی سازی وعدم پرداخت مطالباتشان!

اعتصاب کارگران کارخانه ریخته گری ماشین سازی تبریزکه از 23 روز پیش دراعتراض به خصوصی سازی وعدم پرداخت مطالباتشان آغاز شده بود، امروز13خرداد هم ادامه پیداکرد.

به گزارش13خردادایلنا،منابع خبری در کارخانه ریخته‌گری ماشین سازی تبریز می گویند که دلیل برپایی این اعتراض بیست وسه روزه بی‌تفاوتی کار فرمای جدید در قبال پرداخت مطالبات کارگران است.

به  گفته این کارگران از زمان خصوصی سازی این واحد صنعتی، حجم مطالبات مزدی پرداخت نشده آنها به نزدیک ۴ماه می رسد اما کارفرمابه دلیل آنچه که کمبود منابع مالی نامیده می شود هنوز اقدامی در خصوص پرداخت مطالبات آنها انجام نداده است.

طبق اظهارات کارگران ریخته گری  ماشین سازی تبریز در جریان اعتراض روز گذشته  آنها، جلسه ای با حضور اعضای هیات مدیره کارخانه با سازمان خصوصی سازی بر گزار شده بود که در آن کارفرما وعده پرداخت بخشی از دستمزد اسفند ماه را می دهد.

معترضان در حال حاضر امیدوارند حداقل وعده روز گذشته کارفرما هرچه زودتر عملیاتی شود . در عین حال از بابت واریز نشدن حق بیمه های خود به سازمان تامین اجتماعی نگرانند و یادآور می شوند که معادل معوقات مزدی، حق بیمه پرداخت نشده طلبکارند.

 

 

تجمع اعتراضی بیش از500کارگر چوکا وجلوگیری از ورود مدیر عامل به کارخانه!

صبح روز11خردادماه، مدیرعامل اخراج شده از سوی کارگران چوکا با سو استفاده مجدد از خلا مدیریتی و معرفی نشدن هیئت مدیره‌ی جدید از سوی سازمان، با حضور درکارخانه و دفتر کار مدیریت، قصد امر و نهی و ادامه‌ی حضور خود داشت که با عکس العمل سریع و تجمع بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران، در مقابل دفتر مدیریت مواجه شد.

به گزارش12خرداد رضوان خبر، پس از آنکه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه ی چوکا راه به جایی نبرد این کارگران طی روزهای گذشته از ورود مدیر عامل این کارخانه به محل کار ممانعت به عمل آورده اند.

یک منبع کارگری در همین رابطه گفت: مدیرعامل شرکت طی هفته های گذشته توسط کارگران اخراج شده است و کارگران که وی را مسئول نابسامانی ها می دانند از ورود وی به محوطه ی کارخانه ممانعت به عمل می آورند.

وی افزود: مدیرعامل اخراج شده از سوی کارگران صبح دیروز با سو استفاده مجدد از خلا مدیریتی و معرفی نشدن هیئت مدیره‌ی جدید از سوی سازمان، با حضور در چوکا و دفتر کار مدیریت، قصد امر و نهی و ادامه‌ی حضور خود داشت که با عکس العمل سریع و تجمع بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران ، در مقابل دفتر مدیریت مواجه شد.

این منبع ادامه داد: وزوایی که همراه با دو فرد ناشناس وارد کارخانه شده بود با تجمع کارگران مجبور به ترک سریع دفتر و خروج بی درنگ از شرکت به مقصدی نامعلوم شد.

چوکا این روزها حال و روز خوشی ندارد و در غیاب و تعلل مسئولان سازمان و شهرستان باید منتظر روزهای خبرساز دیگری از این کارخانه عظیم خفته باشیم، کارخانه ای که تا همین دوسال پیش شرکتی سرپا با تولید و فروشی محسوس و مقبول بود.

 

 

ادامه تجمع شبانه روزی کارگران کارخانه مخابرات راه دور!

صبح پنجشنبه 13 خرداد بعد از هشت سال براساس قرار مصاحبه‌ای که با مدیر اجرایی کارخانجات مخابراتی راه‌دور ایران گذاشته شده، پای خبرنگاران به محوطه این صنعت که روزگاری رونق شیراز بود، باز شد.

از گیت خلوت ورودی کارخانه می‌گذریم و با عبور از میان چادرهای مسافرتی رنگارنگی که مقابل در ورودی توسط کارگران بازنشسته اما طلبکار شرکت برپا شده است، به دفتر مدیر اجرایی می‌رویم تا حرف‌های مهدی محمدی‌نژاد را شنونده باشیم.

مدیراجرایی کارخانه ITI که از سوی هیئت حمایت تعیین شده است، اعتقاد دارد که می‌توان این صنعت را خصوصا در فضای کنونی که دولت تسهیلاتی را برای کمک به صنایع در نظر گرفته، احیاء کرد اما شرط آن اولویت دادن به پرداخت مطالبات معوق کارگران آن است.

مهدی محمدی‌نژاد با اشاره به پیشینه این کارخانه، علت مواجهه این مجموعه صنعتی با چالش و تعطیل شدن آن را از دست دادن تنها مشتری (شرکت مخابرات ایران) محصولات دانست و گفت: مسئولان کشور زمانی کارت سوخت را یکی از افتخارات خود می‌دانستند حال آن‌که آن کارت سوخت توسط این کارخانه تولید شد اما سهمی از مزایای آن به شرکت و پرسنل نرسید.

وی با یادآوری این‌که کارخانه ITI هنوز و بر اساس اسناد مثبته، بالغ بر 40 میلیون دلار بابت پروژه کارت سوخت، طلبکار است، گفت: براساس اسناد، حجم قرارداد 150 میلیون دلار بود که تنها 110 میلیون دلار پرداخت و مابقی آن در گیر و دار اختلاف شرکت نفت و پیمانکار پروژه که آن زمان با مدیریت آقای نعمت‌زاده متولی کار بود، گرفتار شد!

محمدی‌نژاد تاکید دارد که اگر دولت پرداخت بیش از 30 میلیارد مطالبات معوق کارگران و بیش از 30 میلیارد سرمایه درگردش این شرکت را از محل تسهیلات پیش‌بینی شده 16 هزار میلیارد تومانی، انجام دهد، او به‌عنوان مدیر اجرایی قول می‌دهد که ضمن باز پرداخت اقساط از محل کارکرد صنعت، رونقی را به‌تدریج به این فضا بازمی‌گرداند.

او با بیان این‌که یک قرارداد انجام کار آماده شده که بلافاصله پس از نهایی شدن وضعیت مطالبات کارگران، اجرایی می‌شود، گفت: قرارداد تولید صندوق‌های فروشگاهی به تعداد 200 هزار دستگاه که ارزش هر دستگاه حداقل 3 میلیون تومان محاسبه می‌شود، آماده اجراست.

او البته با طرح این گلایه که تاکنون مدیران این شرکت و اعضای هیئت حمایت در جلسات کارگروه رفع موانع تولید استان فارس شرکت نداشته‌اند، گفت: تنها یک‌بار از ما دعوت شد که بعد هم برنامه را لغو کردند. حال آن‌که وضعیت این شرکت نیازمند رسیدگی بوده و قابل حل و فصل است.

بعد از اتمام نشست خبری، تعدادی از کارگرانی که مطالبات‌شان معوق مانده، خواستار شنیدن حرف‌های آنان شدند.

یکی از این کارگران که از خبرنگاران زیر درختان نارنج موجود در محوطه سبز کارخانه ITI پذیرایی می‌کرد، گفت: تعداد کارگرانی که مطالبات معوق دارند 1226 نفر است و جمع مطالبات آنان به حدود 35 میلیارد تومان می‌رسد. البته این عدد مربوط به 8 سال قبل بوده و تاخیر هم باید مدنظر قرار گیرد.

وی گفت: تنها خواسته ما پرداخت مطالبات و حقوق از دست رفته است. طی این سال‌ها بارها به مراجع مختلف مراجعه کردیم اما نتیجه نداشت و به ذهن‌مان رسید که به شکل خودجوش، در محوطه کارخانه متحصن شویم تا مطالباتمان پرداخت شود.

او که از کارگران ماهر و متخصص بازنشسته این شرکت است، ادامه داد: ما تعلقی به هیچ گروه و صنف سیاسی و … نداریم و تنها و تنها خواستار حقوق خود هستیم.

وی تاکید کرد: ما مانع راه‌اندازی این شرکت نیستیم. حرف ما این بوده و هست که اول مطالبات ما را پرداخت کنند. بعد به‌دنبال راه‌اندازی مجدد کارخانه باشند.

یکی دیگراز کارگران حاضر در محوطه کارخانه تاکید کرد: برای آن‌که فردی به واسطه دنبال کردن مطالبات و بیان خواسته‌های ما دچار مشکل نشود، تصمیم گرفته‌ایم شخص خاصی را به‌عنوان نماینده معرفی نکنیم.

او با تاکید بر این‌که فردی از طرف حدود 400 کارگر، با امضاء یک نامه، به‌عنوان نماینده تعیین شده بود، گفت: امروز و در حال حاضر،‌ همه ما نماینده هستیم و موضوع به فرد خاصی باز نمی‌گردد.

وی گفت: هر یک از این افراد که امروز مقابل شما خبرنگاران قرار دارند، افرادی متخصص به‌شمار می‌روند که به واسطه تحصیل، تجربه و طی دوره‌های متعدد تخصصی، دارای توان حرفه‌ای در حوزه فعالیت کارخانه ITI و مخابرات محسوب می‌شوند.

او با بیان این‌که اعتماد این افراد نسبت به نمایندگان هیئت حمایت و مسئولان سلب شده است، گفت: پروژه کارت سوخت که زمانی آقای احمدی‌نژاد آن را افتخار خود می‌دانست و ظاهرا یکی از وزیران، مدیرعامل شرکت پیمانکار آن بود، در آن زمان 100 میلیارد تومان سود‌دهی داشت.

وی تصریح کرد: اگر مسئولان به‌دنبال حل مشکل این کارخانه بودند می‌شد با واگذاری خدمات بعد از عرضه کارت سوخت، این صنعت را سرپا نگه‌داشت و از مشکلات پیشگیری کرد.

او که سخنانش مورد تایید جمع حدود 20 نفره حاضر در محل قرار می‌گرفت، افزود: ما هم آرزو داریم این صنعت دوباره پا گرفته و شاهد حضور جوانان شهر و کشورمان در آن باشیم اما به واسطه خلف وعده‌های گذشته و این‌که اعضای هیئت حمایت، هیچ کمکی به ما نکرده‌اند، اعتمادی به حرف و شعار نداریم.

وی با بیان این‌که نمایندگان شیراز در مجلس هم هیچ حمایت و اقدامی در این زمینه انجام نداده‌اند، گفت: سهام‌داران این شرکت که دارای توان مالی بالا بوده و هم‌اکنون هم در عرصه صنعت مخابرات در ایران و برخی کشورها، کارخانه دارند، خود قادر هستند که مطالبات کارگران را پرداخت کنند اما عزم انجام این مهم هنوز وجود ندارد.

وی تصریح کرد: کارگرانی که از ITI بابت سنوات حقوق طلب دارند تا زمانی که مطالبات‌شان پرداخت نشود، چادرهای خود را در محوطه جمع نمی‌کنند.

یکی دیگر از افراد حاضر در این جمع که از مهندسان سابق ITI بود، با تایید مطالب بیان شده توسط همکارانش، گفت: خبرنگاران باید بازدیدی از خط تولید این شرکت داشته باشند و این سئوال را مطرح کنند که آیا با دستگاه‌هایی که زمان ساخت آنها مربوط به بیش از 2 دهه قبل است می‌توان تولیداتی منطبق با تکنولوژی روز داشت؟

او با تاکید براین‌که تمام کارگران این شرکت، متخصص‌ترین افراد در امر سیستم‌های مخابراتی در حوزه عملکرد و فعالیت شرکت ITI محسوب می‌شوند، گفت: اکنون 8 سال از تعطیلی این شرکت می‌گذرد و دستگاه‌های موجود حدود 20 سال قبل از تعطیلی در این محل نصب شده است.

این فرد مدعی بود که هم‌اینک هم با برند شرکت ITI محصولاتی در ایران تولید و عرضه می‌شود

بخشی ازیک گزارش ایسنا بتاریخ13خرداد.

 

 

متن فارسی وانگیلسی نامه سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه به صدوپنجمین اجلاس سازمان جهانی کار

با سلامهای گرم،

همانطور که مطلع هستید سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که بزرگترین شرکت اتوبوسرانی درون شهری ایران می باشد از سال ۸۳ فعالت های سندیکایی خود را در قالب آموزش سندیکایی به رانندگان و کارگران برای آگاهی دادن در مسایل حقوق کارگری  آغاز کرد.  از همان ابتدا فشارها و تهدید ها علیه اعضای سندیکا توسط کارفرما وشوراهای اسلامی کار و عوامل خانه کارگر و عوامل امنیتی شکل گرفت، بطوری که  در ۱۹ اردیبهشت ۸۴ ، به قصد از بین بردن سندیکای نوپای شرکت واحد، با هماهنگی عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، با چوب و چماق به محل سندیکای کارگران شرکت واحد در روز روشن  و در حضور پلیس و عوامل امنیتی حمله کردند.  انتخابات سندیکای کارگران شرکت واحد در تاریخ ۱۳خرداد ۸۴علیرغم تمام فشارها و تهدید ها بعد از حدود بیست و هفت سال برگزار شد. طی این مجمع عمومی اعضای هیات مدیره به عنوان نمایندگان کارگران شرکت واحد توسط هزاران عضو سندیکا انتخاب گردیدند و فعالیتهای سندیکایی در مورد مطالبات انباشته شده کارگران شرکت واحد  را دنبال گرفتند. اما عدم پاسخگویی مدیریت و عدم توجه به مطالبات انباشته شده کارگران و رانندگان شرکت واحد، سندیکا را واداشت تا جهت تحقق خواسته های کارگران دست به دو اعتصاب در ماههای بهمن و اسفند۸۴ بزند. در جریان این دو اعتصاب که در سی سال گذشته به نوع خود بی سابقه بود بیش از ۳۰۰ تن از رانندگان و کارگران شرکت واحد دستگیر شدند. دستگیرشدگان با همکاری و تایید شوراهای اسلامی کارشرکت واحد که زیر نظر خانه کارگر اداره و تغذیه میشوند از کارشان  اخراج گردیدند که با تلاش های سندیکای کارگران شرکت واحد اکثریت کارگران اخراجی درمدت شش ماه به کارشان بازگشتند، به جز ۴۹ تن از اعضای هیئت مدیره و فعالین سندیکا که سالها از کارشان اخراج بودند که آنها هم به استثنای یک تن همگی با ۴ و۵ و۶ سال دوری از محیط کار به کارشان بازگشتند. در همان سالهای ۸۵ و ۸۶ تعدادی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد به حبس های طولانی و حبس های تعلیقی از سوی دادگاه انقلاب به علت فعالیت های سندیکایی محکوم شدند. اما فعالیت های سندیکایی همچنان ادامه داشت و اعضای سندیکا علیرغم تمام فشارها و تهدیدها دست از تلاش برای همکاران خود برنداشتند و همچنان در طول این مدت از طرف عوامل مدیریت و عوامل امنیتی تحت فشار بودند.

در این گزارش باید به عرض برسانیم اقای رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد به دلیل فعالیت های سندیکایی و پیگیری حوق حقه رانندگان در سال ۸۹ در حین کار و جلو چشم مسافران اتوبوس ایشان را متوقف کردند و با ضرب و شتم به بازداشتگاه ۲۰۹ اوین منتقل کردند. بعد از ۱۹ ماه انفرادی و بلاتکلیفی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، رضا شهابی به شش سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت های سندیکایی و هفت میلیون تومان جریمه نقدی محکوم گردید. رضا شهابی به دلیل فشارهای جسمی و شکنجه از ناحیه گردن و کمر دچار اسیب شدید شد که از هر دو ناحیه تحت عمل جراحی قرار گرفت و در حال حاضر بعد از تحمل پنج سال زندان به تشخیص پزشک قانونی در مرخصی پزشکی به سر می برد. شایان ذکر است رضا شهابی در طول مدت حبس به دلیل بی توجهی به وضعیت پزشکی و درمانی خود و بی حس شدن سمت چپ بدن چهار بار دست به اعتصاب غذا زد که اخرین اعنصاب غذای وی ۵۲ روز به دلیل تبعید به زندان رجایی شهر طول کشید. رضا شهابی مجددا در اسفند ماه ۹۴ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس محکوم شد و این رای در دادگاه تجدید نظر تایید گردید. ایشان در حال حاضر بدون هیچ گونه در آمدی در وضعیت بد معیشتی به سر می برد و پیگیری های جهت بازگشت بکار در وزارت کار تاکنون نتیجه ای نداشته است؛ اما وزارت کار ایران طی گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده است رضا شهابی از زندان آزاد شده است و به سر کار برگشته است در صورتی این ادعای وزارت کار به هیچ عنوان صحت ندارد.

در سال۹۴ دو روز مانده به روز جهانی کارگر دو تن از اعضای هیئت مدیره سندیکا بنام های ابراهیم مددی و داود رضوی دستگیر می شوند.  ابراهیم مددی، نایب رئیس سندیکای کارگران شر کت واحد، که در گذشته چند بار توسط عوامل اطلاعاتی برای فعالیت های سندیکایی دستگیر شده بود و در یک مورد توسط دادگاه انقلاب به ۳ و نیم سال حبس محکوم گردیده بود و تا آخر محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود، بار دیگر در یک بامداد ۹ اردیبهشت ماه ۹۴ توسط مامورین امنیتی در منزل شخص اش بازداشت می شود. او با قرار وثیقه صدمیلیون تومانی بعد از ۲۲ روز انفرادی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد می شود و در ۲۸ فروردین ماه سال ۹۵ در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ برای فعالیت های سندیکایی بار دیگر محاکمه شده ولی حکم دادگاه تا این لحظه ابلاغ نشده است. داود رضوی، از اعضای دیگرهیئت مدیره سندیکا، یک بامداد ۹ اردیبهشت همزمان با دستگیری ابراهیم مددی، بازداشت می شود.  عوامل امنیتی به منزل نامبرده مراجعه می کنند و در همان شب در منزل شخص اش دستگیر می شود و به بند ۲۰۹ اوین منتقل می شود. داود رضوی بعد از ۲۲ روز با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد می شود و در ۲۳ دی ماه توسط دادگاه انقلاب در شعبه ۲۶ برای فعالیت های سندیکایی محاکمه می شود و از سوی دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس تعزیری محکوم می گردد که با اعتراض وکیل نامبرده پرونده در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در حال رسیدگی است . قاضی پرونده به صراحت محکومیت ۵ سال حبس داود رضوی را ادامه فعالیت های سندیکایی و پی گیری مطالبات کارگران شرکت واحد از طریق تجمع های مقابل شهرداری تهران و شرکت در مراسم اول ماه مه و شرکت در تجمع مقابل وزارت کار برای درخواست  دستمزد عادلانه برای کارگران اعلام کرده است.

در سالهای گذشته سندیکا با وجود به رسمیت شناخته نشدن توسط دولت و با جود کلیه سرکوبهای انجام شده و زندان و تهدید و اخراج، دستاوردهای مهمی برای اعضای خود و جنبش کارگری ایران بطور عمومی داشته است، که به موارد ذیل به اختصار اشاره می کنیم:  تلاش جهت تحقق مسکن رانندگان و کارگران؛ با توجه به اینکه بیش از ۵هزار تن از کارگران شرکت واحد فاقد مسکن می باشند و از هیچ تسهیلاتی برای مسکن استفاده نکرده اند سندیکا توسط اعضای خود پیگیری های متعدد و تجمع هایی را مبنی بر خواست مسکن  در مقابل شورای شهر تهران و شهرداری تهران انجا م داد که منجر به گرفتن مسکن، و تسهیلات مسکن بلاعوض، برای تعداد زیادی از رانندگان شد که کماکان تحت پیگیری می باشد. ما همچنین شاهد دو مرحله افزایش دستمزد بودیم که به دنبال تلاشهای انجام شده جهت اجرای طرح طبقه بندی مشاغل صورت گرفتند؛ افزایش حق مسکن؛ مزایای رفاهی  از جمله ورزشی، سیاحتی و تفریحی؛ گرفتن دو دست لباس کار برای کارگران؛ دریافت پاداش های مستمر نقدی و غیر نقدی به صورت بن کارت که در هر ماه در فیش حقوق ثبت می شود و پرداخت می شود؛ دریافت شیر و کیک برای صبحانه کارگران…. یکی از دستاوردهای مهم و ماندگار سندیکای کارگران شرکت واحث تهران افزیش آگاهی کارگران شرکت واحد و بخشهای دیگر در ایران نسبت به حقوق بنیادی خود و حق تشکل مستقل بوده ست. سندیکای واحد اولین تشکل مستقل کارگری ایران بعد از حدود ۲۷ سال محسوب می گردد و ایجاد سندیکای کارگران شرکت واحد یک رویداد مهم تاریخی در کشور ما محسوب می گردد.

پیگیری مطالبات اعضای سندیکا منجربه برخورد نیروهای امنیتی با نمایندگان سندیکایی شده است. آقای حسن سعیدی در طول این فعالیتها پنج بار اخراج شده است. حسن سعیدی، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده و خانم فرحناز شیری چهار تن از فعالین سندیکا، بیش از ۴ سال است از کارشان اخراج هستند و با تایید وزارت کار و فشارهای نهادهای امنیتی نتوانسته اند بکارشان برگردند. حسین کریمی سبزوار از اعضای دیگر این سندیکا از سال ۸۴ از کارش به دلیل فعالیت های سندیکایی اخراج گردیده است، و از سوی وزارت کار بیش از ده سال است که از بازگشت به کارش جلوگیری شده است. اقایان اکبر پیرهادی و حسن کریمی دو عضو سندیکا که در سال ۸۴ برای فعالیت های سندیکایی از کارشان اخراج گردیده بودند با تلاش های بسیار خودشان و سندیکا توانستند بعد از شش سال باز گشت بکارشوند اما متاسفانه با توجه به اینکه کارفرما باید مطالبات دوران بیکاری و حق سعی و حق بیمه این دو عضو سندیکا را براساس رای صادره پرداخت میکرد  با مخالف وزارت کار مطالبات و دستمزد و پاداش ها و  بیمه ایام تعلیق پرداخت نشد. وزارت کار با وجود اینکه از نظر قانونی برای دفاع از اینگونه حق کشی ها وظیفه دارد نه تنها هیچ  تلاشی برای رسیدگی به درخواست های اعضای اخراجی سندیکا نکرده بلکه با گزارش های واهی و دروغ و با مکاتبه با سازمان جهانی کار اطلاعات نادرست انتقال می دهد.

وزارت کار و عوامل آن اصرار زیادی دارند تا به هر روشی شوراهای اسلامی کار که دست نشانده دولت و کارفرما می باشند و هیچ پشتوانه کارگری ندارند را به عنوان نمایندگان کارگران معرفی می کنند. با توجه به مدارک بیشماری که اعضای سندیکای واحد از تقلب های این شوراها در سطح شرکت واحد به وزارت کار ارائه داده اند این وزارت خانه اقدامی مناسب و رسیدگی خاصی در این خصوص انجام نداده و همچنان پافشاری دارد این نمایندگان فرمایشی و تحت فرمان کارفرما و حراست را جایگزین نمایندگان کارگران سندیکای شرکت واحد قرار دهند.

تمامی موارد فوق نقض آشکار و کامل حقوق کارگری و مقاوله نامه های بین المللی کار است که دولت ایران در مجامع بین المللی ادعا داد که آنرا مراعات می کند. اما در عمل سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری از ابتدایی ترین این حقوق برخوردار نیستند. همچنین کارگران بخشهای دیگر با شرایطی طافت فرسا مواجه اند و هر گونه اعتراضی با سرکوب پاسخ می گیرد. نمونه آن دستگیری و محاکمه کارگران بافق و خاتون آباد در ماههای اخیر و یا اجرای بی رحمانه و ظالمانه حکم شلاق علیه ۱۷ کارگر معدن “آق دره” در استان آذربایجان غربی در روزهای اخیر است.

حداقل انتظار ما این است که  که نمایندگان دولت ایران و تشکلات دست سازدولتی که به نام کارگران در اجلاس سازمان جهانی کار شرکت می کنند در ارتباط با تدوام نقض حقوق بنیادی کارگری و سندیکایی در ایران مورد مواخذه جدی قرار گیرند. ما خواهان پیگیری کلیه شکایات موجود به سازمان جهانی کار در ارتباط با نقض حقوق ابتدایی اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر کارگران و تشکلات مستقل کارگری، و به خصوص تداوم اذیت و آزار کارگران و معلمان زندانی، در ایران هستیم. ما همچنین بار دیگر اعلام می کنیم که هیچیک از افراد و تشکلاتی که به نام کارگر و یا “نمایندگان کارگری” در اجلاس سازمان جهانی کار شرکت می کند (یعنی “کانون عالی شوراهای اسلامی کار”، کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران” و “مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران” نمایندگان واقعی کارگران نیستند، بلکه تشکلات دست ساز دولتی بوده و نباید به آنها تحت عنوان “نماینده کارگری” یا “هیئت کارگری” اعتبار نامه داد.

با تشکر فراوان.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۲ خرداد ۱۳۹۵

vsyndica@gmail.com

www.vahedsyndica.com

رونوشت: فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل؛ کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه؛ ال او-سوئد و سندیکای ترانسپورت سوئد ودیگر تشکلات کارگری بین المللی

Open Letter from the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company

to 105th Session of the International Labour Conference

With warm greetings,

As you are well aware the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Co., which is the largest metropolitan bus company in Iran, initiated its trade union activities by utilizing syndicalist educational workshops concerning workers’ rights for drivers and workers in 2004. From the very beginning we have faced pressures and threats against our members from employers, Islamic Labour Councils, agents of “Worker’s House” and government’s security forces. On May 9th ۲۰۰۵ elements of Worker’s House and Islamic Labour Councils in a coordinated assault swarmed our meeting location in broad day light while police and security forces were watching their illegal actions. Despite all pressures and threats we held our general membership election, after 27 years, on June 3, 2005. During the above general membership assembly, our board members were elected by thousands of our members’ votes and members delegated the board to pursue the accumulated demands of Tehran and Suburbs Bus Company’s workers. But because of management’s refusal to address the legitimate grievances of TSBC’s workers and drivers the syndicate was forced to organize two strikes in February and March of 2006. During these strikes, which were unprecedented in the past thirty years, more than three hundred drivers and workers were arrested. All the arrested members were expelled from their jobs based on cooperation of Islamic Labour Councils, which are controlled and funded by “Worker’s House”, with company’s management. Most of these expelled workers were returned to work after six months because of syndicates’ persistent endeavors and defense work, except forty-nine members, which included board members and syndicate activists. And even out of these forty-nine, all but one were able to return to work after having being expelled from work, for four to six years. During 2006 and 2007 a number of syndicate’s board members were sentenced to extensive or suspended sentences by revolutionary courts because of their syndicalist activities. But syndicalist activities continued nonstop and despite all duress and hazards syndicate members never stopped our endeavors in support of expelled colleagues and solidarity for our fellow workers, though all members were constantly under pressure from elements of management and security forces.

In this report we should also mention Mr. Reza Shahabi a board member of our syndicate was arrested in 2010 while he was on the job, driving a bus; he was violently assaulted in front of bus riders and incarcerated in Evin prison’s ward 209. After spending nineteen months in solitary confinement he was given six years of suspended sentence, banned from any union activities for five years and a financial fine of seven million Tomans by branch 15 of the revolutionary court. Due to extensive physical stress and tortures during interrogations, Mr. Shahabi suffered from back and neck dislocation and has had to go under surgery twice. After enduring prison for five years he is currently under medical leave of absence based on coroner’s recommendation. It should be noted that during his long incarceration Mr. Shahabi had to resort to hunger strike, four separate times, in protesting lack of medical attention to his deteriorating health conditions and the growing numbness of the left side of his body. His last hunger strike, to protest against his exile to Rajaee Shahr prison, lasted fifty-two days. Mr. Shahabi was prosecuted again in January of 2015 based on charges of “propagating against the system,” and sentenced to a year in prison, and this verdict was upheld in an appeals court. At the moment he has no source of income and is experiencing very hard circumstances; his multiple attempts to return to work through following up with the Labour Ministry has had no results. But Iran’s Ministry of Labour has reported to ILO that Mr. Shahabi has been released from prison and is back to work, which is totally untrue and baseless.

In 2015 only two days before the International Workers’ Day, two board members of Vahed Syndicate Messrs. Ebrahim Madadi and Davood Razavi were arrested. Mr. Ebrahim Madadi, vice chair of syndicate, has been repeatedly arrested solely because of his labour activism and was sentenced to three and half years of imprisonment, which he completed in Evin prison. He was arrested again by security forces on April 29, 2015 in his house. After spending twenty-two days in solitary confinement and posting a bail of hundred million Tomans he was freed from Evin prison’s ward 209. On April 16, 2016 he was prosecuted again but his sentence has not been announced yet. Mr. Davood Razavi is another syndicate member that was arrested along with Mr. Madadi on April 29, 2015. Security forces invaded Mr. Razavi’s residence at midnight, arresting him in his house and sent him to Evin prison’s ward 209. Mr. Razavi was freed after spending twenty-two days in jail, by bailing a bond of hundred million Tomans. He was again prosecuted on January 13, 2016 by branch 26 of the revolutionary court on charge of syndicalist activism and given a jail sentence for five years. This sentence was rebuked by his attorney and is now in the appeals process. The presiding judge has openly stated that the sentence against Davood Razavi is solely due to his continued syndicalist activities and his endeavor in pursuing the demands of TSBC’s workers and drivers, his participation in rallies in front of Tehran’s City Hall, his participation in May 1st event and participation in the rally in front of Labour Ministry demanding fair wages for workers.

During the past few years despite syndicate’s non-recognition by the government and all the repressive measures, incarceration, threats and expulsions the Vahed Syndicate has achieved significant achievements and noteworthy contributions for our members in particular and for Iranian labour movement in general; which will be briefly mentioned below:

 

– Efforts to provide proper and affordable housing for drivers and workers, keeping in mind that over five thousand of TSBC employees lack adequate housing. We have been able to partially achieve this goal through repeated rallies dedicated to issue of housing for our members in front of Tehran’s City Hall and Tehran’s City Council, which has resulted in obtaining housing units, and housing benefits, for some of our members. This is an on-going initiative.

– We have also conducted a campaign for wage increases, which has occurred in two wage increases, after a campaign to classify job positions. Vahed Syndicate has been able to secure enhancement to housing subsidies and other work benefits for workers’ recreation, two sets of work clothing, milk and cake for workers’ breakfast, regular cash and non-cash monthly bounces….

– A significant and lasting achievement of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company has been raising workers’ awareness about their fundamental rights and the right to have independent organizations within the Company and across the country.

– Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company is the first independent labour organization in Iran that was formed after twenty-seven years and as such is considered a significant historical achievement in our country’s labour movement.

Pursuing the legitimate demands and the rights of our members has resulted in persistent repression of our union representatives by security forces. As a result, many of our members have been targets of expulsion from work, including but not limited to:

– Mr. Hasan Saeidi has been expelled five times from his jobs due to his labour activism.

– Four of our members; Ms. Farahnaz Shiri and Messrs. Hasan Saeidi, Vahid Feraydouni, Naser Moharamzadeh have been expelled from their positions for more than four years now, but due to Labour Ministry’s and security forces’ collusion they have not been able to go back to their jobs.

– Another syndicate member Mr. Hossein Karimi Sabzevar has been expelled from his position since 2005, only because of his labour activism and Ministry of Labour has prevented him from returning to his previous position.

– Two other members of syndicate, Messrs. Akbar Pirhadi and Hasan Karimi who were originally expelled in 2005 were finally able to return to work after six years of efforts by syndicate’s and their own numerous attempts, but unfortunately none of their unemployment and severance benefits which they were qualified to receive was paid to them because of Labour Ministry’s disapproval. Although the Ministry of Labour is obliged by the law to protect workers’ interests not only it does not pursue any grievances from workers but constantly reports false and untrue information and reports to ILO.

The Ministry of Labour and its elements are adamant to impose Islamic Labour Councils, which are thoroughly the puppets of the employers and directed by the government and have no support among workers and rank and file, as representatives of Iranian workers. Despite all the numerous documentations provided by syndicate members on various frauds committed by Islamic Labour Council within Tehran and Suburbs Bus Company, yet the Ministry of Labour has failed to take even a single action against them and keeps on insisting that these pseudo elements which are directed by the management and security forces be treated as workers’ representatives instead of syndicate delegates.

All the evidences and cases cited here are clear and egregious violation of internationally recognized and respected workers’ rights and ILO’s conventions, which Iranian government claims to abide by whenever it participates in international gatherings. But in practice Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company and all other independent labour organizations in Iran are deprived of even the most basic workers’ rights. Workers in other sectors are also faced with unbearable circumstances and any protest is answered through severe repression. Most recent examples are how mine workers in Bafgh and Khaton Abad have been arrested and tried. And, only a few days ago seventeen mine workers from “Agh-Dareh” gold mine in West Azarbaijan province were flogged in public as a punishment for their protest against job losses.

Our least expectation from ILO and the International Labour Conference is to seriously and strongly reprimand all representatives of Iranian government that participate in ILO gatherings and question them for the gross violation of workers’ basic rights in Iran. We demand pursuing all our grievances, regarding violation of our syndicate’s members’ rights, submitted to your organization. ILO ought to also pursue the cases of continued harassment and prosecution of Iranian teachers and all other labour activists in Iran. Once again, we declare that none of the individuals or organizations that have so far participated in ILO’s conferences under the title of workers or so called “workers’ representatives” (i.e. “High Center for Islamic Labour Councils” and “Workers House’, “High Assembly of the Workers’ Representatives” and “High Centre of Workers’ Guild Societies”) are legitimate or true representatives of Iranian workers; they are government sponsored entities and should not be accredited as “workers’ representatives” or “labour delegation”.

With special thanks.

Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company

June 1, 2016 (Khordad 12, 1395)

vsyndica@gmail.com

www.vahedsyndica.com

cc: ITF; The French Workers‘ Collective in Support of Workers in Maghreb and Middle East, LO-Sweden and other trade union organizations internationally

 

 

 

تجمع اعتراضی کشاورزان بخش کوهین مقابل استانداری قزوین

عده‌ای از کشاورزان منطقه خرکان سفلی (بخش کوهین) در پی خسارت وارد شده به زمین‌های کشاورزی خود در مقابل استانداری قزوین تجمع اعتراضی برپا کردند.

به گزارش 13خرداد شاخص، بعدازظهر روز دوشنبه عده‌ای از کشاورزان منطقه خرکان سفلی (بخش کوهین) در اعتراض به خسارت‌های وارد شده به زمین‌های کشاورزی خود مقابل استانداری قزوین تجمع کردند.

یکی از این کشاورزان به نمایندگی از همشهریان خود در خصوص علت برگزاری این تجمع عنوان کرد: حدود ۲۰ سال پیش شخصی به نام آقای(الف) معدنی را در منطقه آب انبار خرکان ثبت کرده و از آن بهره‌برداری می‌کند که از آن روز به بعد تاکنون مردم منطقه شکایات بسیاری داشته‌اند اما متاسفانه این پیگیری‌ها به جایی نرسیده است.

وی افزود: صاحب معدن در قبال عدم پرداخت خسارت به کشاورزان مدعی است که زمین بهره‌برداری شده در حوزه منابع طبیعی است و کشاورزان باید خسارت خود را از این حوزه دریافت کنند و در مقابل، اداره منابع طبیعی می‌گوید صاحب معدن باید خسارت را بپردازد.

این کشاورز گفت: آقای (الف) در واقع با مجوز صنعت و معدن، زمین قابل کشت یکی از کشاورزان را که دارای درخت است را در حوالی معدن غصب کرده است.

وی ابراز کرد: کشاورزانی که در اطراف معدن زمین داشتند با تجمع خود مانع از فعالیت معدن شدند تا از طرف دادگاه حکمی برای حل مشکل کشاورزان صادر شود؛ دادگاه پاسخش این است که صاحب معدن برای ادامه فعالیت باید خسارت وارد شده به کشاورزان را بپردازد.

این کشاورز اضافه کرد: به ما می‌گویند که مانع فعالیت معدن با ۸۰۰ کارگر نشویم که آن‌ها بیکار شوند اما نمی‌خواهند خسارت ما را بپردازند.

وی با بیان اینکه با اعتراض کشاورزان بالاخره معدن قدیمی برای مدتی غیر فعال شد، گفت: آقای(الف) بعد از تعطیلی معدن آن را رها کرده و اکنون حدود ۱۵روز است که به سراغ بخش دیگری از زمین‌های کشاورزی آمده است و کارگران آن بدون اجازه از کشاورزان با لودر و بولدوزر به تخریب محصولات کشاورزی پرداخته اند.

این کشاورز تشریح کرد: کارگران معدن خاک حاصلخیز زمین‌های کشاورزی را کنار می زنند و محصول خود را جمع آوری می‌کنند و به این طریق به منابع طبیعی آسیب می زنند؛ زمانی که ما اعتراض کردیم مجوزی از منابع طبیعی به ما ارائه کردند.

این کشاورز در پایان افزود: آیا این منصفانه است ما در مقابل از دست دادن زمین‌های کشاورزی خود که منبع تامین معیشت خانواده‌یمان است سکوت کرده و در مقابل سرکوب شویم؟!

 

 

جان باختن یک کارگر مرغ داری در مرند!

یک کارگر مرغ داری حین تعمیر پمپ آب در شهرستان مرند آذربایجان شرقی جان باخت.

به گزارش13خرداد ایلنا، در این حادثه که روز گذشته دریک واحد مرغ داری در روستای باروج یامچی  شهرستان مرنداستان آذر بایجان شرقی رخ داد، کارگر 62ساله در حین  کار  تعمیر  میان پمپ آب گرفتار می شود.

بنا بر این گزارش،مدیر روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی آذربایجان شرقی گفت: این کارگر که به دلیل گیر کردن میان پمپ آب دچار مصدومیت زیادی شده بود، توسط امداد گران به بیرون انتقال پیدا می کند وعلی‌رغم انجام اقدامات پیش‌بیمارستانی، در حین انتقال به بیمارستان جان باخت.

سیزدهم خردادماه1395

akhbarkargari2468@gmail.com

 

 

 

بابەتی هاوپۆل

کبوترهای صلح ! / رشاد – مصطفی سلطانی

پیام کبوتران صلح :  بعد از مرگمان بدنبال قبر ما نگردید ، آرامگاە ما در …