سێ شه‌ممه‌ 23 كانونی دووه‌م 2018
ماڵەوە / فارسی / مرغ حق.. برای ( محمد صدیق کبودوند ) و غرور جوانش

مرغ حق.. برای ( محمد صدیق کبودوند ) و غرور جوانش

فریدون ارشدی

 

نه‌ درد زانوهایت را می شکند

نه‌ سایه‌ی بلند دیوار

غرور جوانت را .

 

رنجهای ما را زیسته‌ای دشوار،

که‌ اینگونه‌ مانده‌ای

صبور،

با رجی از درختان سرو

در خوابهایت،

و سرودی نجیب

در نجوایت .

 

از پشت چشم بند

به‌ چشمه‌ها که‌ می اندیشی

سرریز می شود خیابان از خشمی خاموش،

به‌ سان گلویت

که‌ سرشار سرود حق است

به‌ گاه سحر .

 

جلادها می میرند

اما

بر گونه‌ی سپیده‌ می ماند

کبودی لبهای تو .

بابەتی هاوپۆل

خیزشی دیگر / یوسف اردلان

هنگامه‌ غریبی است، غریو آزادی خواب رابرپاسداران شب آشفته‌ است. رایحه آزادگی میرود که‌ به‌‌‌‌ …