یه‌ك شه‌ممه‌ 19 ئاب 2018
ماڵەوە / فارسی / بلشویک ها / رشاد- مصطفی سلطانی

بلشویک ها / رشاد- مصطفی سلطانی

هیگل  ،”تاریخ” را بە قصابخانەای خون آلود تشبیهە کردەاست .

هرگز نمیتوان بە اندیشەهای انقلابی و مارکسیستی ،لنین کە نابغە و اندیشمندی جهانی بود ، کم بها داد . پرفسور “دیوید هاروی ” می گوید: رنسانسی در تفسیر، انطباق و ترجمەی انسانی مارکسیزم در دنیای مدرن و گلوبال ظهور کردە است .. دیوید  هاروی  معتقد است باید اندیشە های مارکسیزم با علو طبع” باز سازی ” گردندو، حتی باید دگم های سنتی ،کلاسیک. ، متحجر و کهن را کنار گذاشت. توصیە ی جناب دیوید  هاروی انعطاف پذیری جنبش چپ دربستر خلاقیت ، الترناتیو های سنجیدە، توجە بە اوضاع مشخص و نوآوری است .

بعنوان یک واقعیت عینی ضرورت و احتیاج ، مادر اختراعات و ابداعات بشری است .  جواب همەی مشکلات  اجتماعی، فقر، بی عدالتی ، هرج و مرج ، بی قانونی ، چپاول بانک ها و اختلاف قدرت خرید تهیدستان و ثروتمندان را نمیتوان از کتاب کاپیتال انتظار داشت . چپ ها نتوانستەاند با سرعت کافی ، با  خشک سالی،تکنولوژی ، پوست مودرنیزم ، کارتلها ی جهانی و فرا ملی خودرا تطبیق دهند . احزاب چپ و مارکسیستی بلا استثناء باید اکوسیستم ، بیماریهای خطرناک ،آلودە شدن هوا . تاثیر مخرب هورمون ها و مواد پتروشیمی بر انسان و طبیعت،نقش ماهوارەها در کنترل انسان ، اتمسفر و سرنوشت کرە زمین را در برنامەهای خود بزبان سادە و قابل فهم بگنجانند . و سیستمی از حکومت را بشارت دهند ، کە تحصیلات مجانی، خدمات درمانی ، خانە، مصارف زندگی،حفاظت اکوسیستم ،بیمارستان ، درمان ،آب ها، شاد زیستن و دمکراسی را تضمین نمایند . و منطقی است بە نظام سرمایەداری ، کە بنیان نهادن زیر ساخت های نظام سوسیالیستی را مهیا می سازد ارج بگذارند. خردمندانە بە  مرزهای خردە بورژوازی و طبقەی کارگر نگریست ، زیرا در جوامع مدرن و صنعتی دایمأ این مرز در حال نوسان بودە است. می باید قدرت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی گوگل، شرکتهای ساختمانی ، فیس بوک، اپل و آمازون ، کارتل های حمل و نقل  و نفتی، فوند بانک ها  کە سرمایەداری مالی را بە اوج خویش رساندەاند ، پذیرفت . چپ امروز باید یک ماتریالیست تاریخ شناس و جغرافی دان باشد ، زیرا سرمایەداری اقتصاد نبودە  ، بلکە قدرت است  .

دولت و دمکراسی در ماهیت  باهم  اختلاف دارند .و هر گز نمیتوان دستاوردها ، موفقیها، پیشروی ها و نقش عظیم افکار بلشویکی و لنینی را در تاریخ مبارزات طبقات و در جامعەی روسیە دست کم گرفت . با تما م تفاصیل نکات مثبت و سازندە ی تلاش و مبارزات بلشویک ها خالی از نقص و ایراد نبودەاست. ازجملە : ١- هرکس در حزب بلشویک ها نبود ، دشمن انقلاب و نوکر سرمایەداری بحساب می آمد .٢- حزب بلشویک بصورت ابزار سرکوب در آمدە بود و همەی قدرت را قبضە کردەبود .٣- نسبت بە ملوانان، کارگران و شورای کارگری شهر کرونشتات و خانوادەی تزار، اوج سنگدلی ، قساوت و بیرحمی را نشان دادند .٤- ماکسیم گورگی را طرد کردە و نشریە او را بستند .٥- آزادی تشکیلات های دمکراتیک واحزاب بی نهایت محدود و قدغن گردید . ٦- ترور ماسمیدیا  تراژدی اسفباری بود کە در این راستا سانسور جایگاە ویژەای یافت و احترام بە دگر اندیشان و آزادی بیان  در منگنە قرار گرفت .٧- سازمان ها و تشکیلات هائی کە موافق بلشویک ها نبودند ، زیر فشار و محرومیت رفتند . ٨- ترور از درون این سیستم متولد شد و ترور انقلابی ظهور کرد . ٩- در مجموع زمینەها ی ارگان های سرکوب و بستر دیکتاتوری مطلق فراهم گشت . ١٠- بعضی از شوراهای منتخب مردم ، در تشکیلات حزبی خود را نیافتە بودند وبلشویک ها آنها را برسمیت نمی شناختند .١١- از مواضع تاکتیکی یا همە یا هیچ دور نشدند . آیا کمون پاریس جنین دولت شوراها بود؟ چرا حزب بلشویک د رسال ١٩٢١ سازمان های کارگری را منحل کرد ؟ چرا سرانجام این سازمان های کارگری بە ابزار حزبی تبدیل شدند ؟ چرا حزب بجای کل طبقە و کمیتەی مرکزی بجای حزب و دبیر کل حزب تنها تصمیم گیرندە بود ؟ چرا کارگران از ارگان های تصمیم گیری راندە شدند ؟ چرا بلانکیسم ( طرفدار دیکتاتوری اقلیت انقلابی و یک فرد واحد ) چنین رشد کرد ؟ چرا سرداران جنگی بسوی دیکتاتوری رفتە و هژمونی طبقە کارگر را نپذیرفتند ؟ و چرا ارگانی برای کنترل قدرت حزب بلشویک تشکیل نگردید ؟ معتقدم کە شخص لنین ، اسطورەی در تاریخ مبارزات کارگران و رنجبران دنیا بود و حیف مرگ مهلتی باو نداد تا جامعەی بشری از تراوشات فکریش بهرەمند گردد . مارکس تفسیر مستدلی در بارەی سرمایەداری و لنین تفسیر نادری در زمینەی دولت و انقلاب  بە جامعەی بشری ارائە دادەاند . مارکس در کاپیتال فنومن های  انقلاب، دمکراسی و دولت رادر سطح والائی تفسیر نکردەاست .  لنین در زمینەی مقولات دمکراسی و دولت  تفسیرهای جداگانەای عرصە می نماید و خصوصأ نظراتش در مورد دولت تا حدودی،موثق و گویا نیست . اندیشە های باکونین و کروپوتکین در زمینەی دولت گویاتر هستند .  تاریخ بر اساس احتیاج و نیاز ، از درس عبرت لبریز و مالامال است . و سرنوشت انقلاب اکتبر هرچە بودەباشد ،بدون شک یکی از دستاورهای عظیم نهضت کارگری است .

 

*  *  *  *    *

* این متن را قبلأ در فیس بوک ، گذاشتە بودم و ، اکنون بگونەای آنرا تکمیل و هموار کردەام .                                                                                                      منابع و اطلاعات لازم :

١-  چەند لاپەڕەیەک لە مێژووی گەلی کورد بزبان کردی . از دوکتور کەمال مەزهەر. موضع گیری  یک بلشویک خردمند و انقلابی :  لنین در هفدهم آبان سال ١٩٢١ میلادی ، تلگرافی  بە نریمان نریمان ئوف ، اولین رئیس جمهور آذربایجان شوروی ،ارسال نمودە کە درآن حل مشکلات کردهای مقیم آذربایخان را مستقیمأ توصیە کردە است . لنین بعنوان رهبر بلشویک ها، اولین کسی است کە گویش و کلمەی ” کوردستان” را در مورد مناطق کردنشین در جمهوریهای شوروی بکار بردەاست ، در این تلگراف لنین چهل میلیون روبل برای مناطق کردنشین و ساکنین کنار رودخانەی ولگا ،اختصاص دادە است . و لنین  این اقدام را بهترین نشانەی آمادگی بمنظور پیشرفت در زیر پرچم سرخ انترناسیونال زحمتکشان ترجمە و تفسیرکردەاست .                                          ٢- مصاحبەی آقای عنایت فانی با پرفسور دیوید هاروی در تلەوزیون بی بی سی .

٣-  دو کتاب بنام های:  بیماری چپ روی  و آموزش های کمون. از  ولایدیمیر ایلیچ  لنین

 

آخر آوریل ٢٠١٦

بابەتی هاوپۆل

امریکا جهان را برای مقابله با ایران بسیج خواهد کرد

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا روز پنج‌شنبه ٢٥ مرداد اعلام کرد واشنگتن …