پێنج شه‌ممه‌ 23 تشرینی دووه‌م 2017
ماڵەوە / فارسی / بیست و هشتم مرداد / یوسف اردلان

بیست و هشتم مرداد / یوسف اردلان

خانەام ابریست

                                                                                                                                  یکسرە روی زمین ابریست با آن

                                                                                                                                 ازفراز گردنە خرد وخراب ومست

                                                                                                                                 باد می‌پیچد.

                                                                                                                                 یکسرە دنیا خراب از اوست

                                                                                                                                                               “نیما یوشیج”

                                                       

                                                         بیست و هشتم مرداد

نوشتە حاضر در واقع باز نویس متنی است کە در بیست وهشتم مرداد ماە ١٣٩١ منتشر شد با تغییراتی در متن و اضافاتی بر آن،  یاد آوری ٢٨مرداد مغتنم شمردە شدە ونگاهی بسیار کوتاهی هم بە أوضاع کنونی   شدە است.

      میگویند ،در آب یک رودخانه‌ نمی‌شود دوبار شنا کرد ، به‌عبارتی هیچ حادثه‌ ای را نمیتوان  آن گونه‌ که‌ اتفاق افتاده‌ است بازآفرینی کرد، اگر اینچنین است پس یادآوری حوادث گذشته‌ چه‌ معنائی را در بر دارد؟ نکته‌ همین‌جاست ، برای موجوداتی که‌ باتقدتر و غریزه‌ زندگی می‌کنند دقیقا یادآوری حوادث گذشته‌ ثمری در بر ندارد، اما برای انسان که‌ موجودیتش درتفکر،اراده‌ و تغییر دنیای پیرامون در انطباق  با زندگی خود است، مسئله‌ فرق می‌کند. او می‌بایست حوادث را به‌خاطر بسپارد، نه‌ بخاطر تکرار آن بلکه‌ برای بازآموزی از حوادث تاریخی، به‌ چرائی آن بپردازد، ازتکرار ناگواریها بپرهیزد و بردامنه‌ دستاوردها بیفزاید،  این حکم تاریخ است، تاریخی که‌ بشر خود سازنده‌ آنست، ولی نه‌ آن‌گونه‌ که‌ دلش می‌خواهد، بلکه‌ در زیر آوارسنت‌های گذشته‌ بربستر قوانین تکامل اجتماعی که‌ مبارزه‌انسانها درآن شکل میگیرد. زندگی بشر لحظه‌ به‌ لحظه‌ بدون انقطاع وپنهان از دید، درحال ساخته‌شدن است، اما تا زمانی که‌ حادثه‌ای رخ ننموده‌ است  پروسه‌ پدیدار شدنش ازدیده‌ پنهان است. در میان این حوادث به‌ لحظات یا روزهائی بر میخوریم که‌ بە شاخص تغییر ویا چرخش بزرگی در زندگی  میلیونی مردمان یک کشور ویا یک ملت بدل میشود، واین‌چنین است که روزهای تاریخی مشخص می‌شوند، روز بیست وهشتم مرداد برای مردم ایران ازاین زمره‌است،شصت وسە ‌سال پیش در چنین روزی  شیرینی ملی‌شدن نفت با کودتای بیست و‌‌هشتم مرداد، به‌کام مردم ایران تلخ‌شد، کودتائی که‌  با همکاری مثلث سلطنت، روحانیت و دولتهای کلان سرمایەدارانگلیس وآمریکا انجام شد.
نکته‌ اینجاست که‌ حکومت پهلوی تلفیقی بود از ظاهری مدرن! با مذهبی رسمی تشیع  و روحانیتی‌که‌ علی‌رغم گذشت تاآن‌زمان پنجاه‌ سال ازبرقراری مشروطه‌ ، همچنان برپایه‌ سنت های خرافی ومردم فریب، بر بستر شبکه‌ منسجم حوزه‌ها واعمال نفوذ برعقب‌مانده‌ترین اقشار مردم، رکنی از ارکان حکومت پهلوی بود.  همین تلفیق زمینه‌ی تغییرات ناخواسته‌ی دیگری را فراهم می‌کرد که‌ درشکل تغییرحکومت سلطنتی به دینی در بهمن پنجاوهفت به‌ وقوع پیوست.

خصلت مشترک حکومتهای چه‌ پادشاهی و چه‌ دینی،[1] ستیز با روشنگری فکری است. تجمع توده‌های کارگر، زحمتکش و توده‌های محروم شبحی است‌ که‌  سیستم جهانی اقتصادی سیاسی موجود را به‌ چالش می‌کشد . بنا به‌ وحشتی که‌ اینان ازگسترش اندیشه‌های آزادی‌خواهانه‌ ،چپ و کمونیسم داشتند ودارند و برای مقابله‌ باآن از هیچ جنایتی روی‌گردان نبوده‌ و نیستند. (نمونەهای بوجود آوردن  طالبان، القاعدە، بوکوحرام و داعش، مصادیقی از این پدیدەاست).

باری دوران نوینی را می‌بایست تجربه‌ می‌کردیم، درسال١٣٥٧اندک اندک نمودهای تغییرات اجتماعی رخ می‌نمود، ازخواستها و اعتصابات کارگری ازاواخر ١٣٥٧ شروع‌شد، اما بە دلیل سرکوب واختناق پلیسی حکومت پهلوی کە نتیجەاش عدم انکشاف این مبارزات و نبود نیروهای سیاسی مترقی و سوسیالیست بود، خلاء فضای مبارزات اندک اندک بوسیلە نیروهای ارتجاعی پر می‌شد، شبکە چندصدسالە اسلام تشیع ازعزاداری محرم وصفر و اخاذی حق امام، رو بە سیاسی شدن نهادە بود، حرکات مصروعانە تخریب و آتش زدن رستورانها و سینماها شروع‌شدەبود، دربیست وهشتم مرداد1357سینما رکس آبادان بە آتش کشیدە شد، کە در آن حادثە، 377نفربا آمار رسمی (و به‌ عبارتی بیش از600 تن) زندە زندە سوزاندە شدند، بلافاصلە این جنایت بە ساواک(نهاد تبهکاری کە برازندە انجام چنین جنایتی بود) نسبت داه شد، امابعدازقیام چون سر نخ قضیە بە زیر عبای خمینی وصل بود، حسین کلبعلی نامی از اجامر خودشان را بەعنوان مجرم کشتند وبحث برسراین جنایت هولناک را خاتمە یافتە قلمدادکردند. بر این زمینە بود کە شاه رفت اما هیولائی برخاسته‌ از اعماق پوسیده‌ تاریخ با تکیه‌ بر مرتجعانه‌‌ترین باورهای اقشار عقب نگه‌داشته‌شده‌ و بی فرهنگ جامعه‌ قد برافراشت وبا فرمان “قلم‌هارابشکنید”! هویت پلید خودرا نمایان کرد[2]. درکردستان اما این هیولا نتوانست بود جای پائی داشتە باشد ودر رفرانوم کذائی ١١ فروردین  با پاسخ”نه‌” مواجه‌ شد.

درمناطق کردنشین ایران (کردستان)همراه با تضعیف حکومت شاه‌ بە دور از چنبره‌ تسلط حوزه‌های دینی اندک اندک جوانه‌های آزادی‌خواهانه‌ای که‌ در زیر آوار استبداد پهلوی تحت فشار بودند بربسترسنت مبارزاتی لائیک و عدالت خواه آغاز به‌ فرا روئیدن کرد ، تشکل‌های سیاسی آشکارا به‌ فعالیت پرداختند، اتحادیه‌ ها(کارگری ودهقانی)، واشکال متعدد سازمانهای مدنی زنان ، معلمین و…آغاز به‌ فعالیت کردند، أحزاب و جمعیتهای سیاسی و دمکراتیک در کردستان سر برافراشتند وتمامی تشکلات چپ و سوسیالیست ایران مامنی در کردستان یافتند، پدیدار شدن شوراهای اداره‌ شهرها و به‌ تبع آن حتی روستاها نوید گذار به‌ دورانی دموکراتیک را در اذهان عمومی زنده‌ کرده‌ بود. تاریخ اما  تصادف های تراژیکی را به‌ همراه دارد، از آنجا کە هر شورشی، بەقیام وهرقیامی بە انقلاب نمی‌انجامد وهر انقلابی بە پیروزی نمی‌رسد، می بینیم، پس از رویدادهاای که‌ پس از قیام بهمن ماه‌ رخ‌نموده‌بود، نوروز خونین سنندج اولین هدیه‌ جمهوری اسلامی به‌ مردم‌کردستان را بە همراە داشت، اما این واقعه‌ علیرغم میل مسببین آن منجر به‌ پذیرش انحلال کمیته‌های اسلامی وپذیرش رسمی اداره‌ امور بدست مردم درسنندج شد[3]،  گسترش مبارزات مدنی در کلیه‌ شهرهای کردنشین ازجمله‌ آغاز فعالیت اتحادیه‌ دهقانی در مریوان طلایه‌ گسترش انقلابی بود که‌ بارفتن شاه انتظارش می‌رفت، هیولای تازه‌ به‌ قدرت رسیده، خطررا احساس کرده‌ بود وبنا بر غریزه‌ طبقاتی وتفکر مرتجعانه‌اش  این همە را بر نمی‌تابید واین چنین بود کە کمربه‌ قتل جوانه‌های آزادی در کردستان بست. فرمان هجوم در روز بیست وهشتم مرداد١٣٥٨ با مستمسکی مطلقا دروغ از دهان جنایتکار تاریخ معاصر صادرشدهنگامەغریبی است، اگربیست وپنج سال قبل از آن چنانکه‌ اشاره‌شد مثلث روحانیت،شاه‌ وسرمایه‌ سالاران جهانی بیست وهشت مردا د ١٣٣٢ را برای سرکوب آزادیخواهان و پویندگا ن راه سوسیالیسم برپاکردند اکنون روحانیت به‌تنهائی کمر به‌ اتمام این جنایت بسته‌است.
روز بیست وهشت مرداد ١٣٥٨ فرمان هجوم به‌ کلیه‌ نیروهای نظامی به‌ کردستان صادرشد و اززمین و هوا، نیروهای ارتجاع از ارتش ایمان آورده‌ به‌ اسلام گرفته‌ تا لمپن‌ها و ولگردان و قمه‌کشهای پاسدار شده‌ به‌قصد برکندن نهال آزادی بسوی کردستان سرازیر شدند. اما به‌رغم جوان بودن و تازه‌ شکفتن نیروهای آزادیخواه‌ و سوسیالیست درکردستان که‌ آمادگی رودر روئی این تهاجم را نداشتند، مقاومتی همگانی شکل‌گرفت. دیگر تیر از چله‌ کمان رهاشده‌بود ونیروهای جان گرفته‌ از ندای آزادی با عزمی سترگ شعار “ما جنگ نمیخواهیم اما تسلیم هم نمیشویم” را که‌ بر‌ تارک  اردوگاه کوچ مریوان درمرداد ١٣٥٨ نقش بسته‌ بود متحقق کردند، ازاین زمان “جنبش مقاومت خلق کرد” پابعرصه‌ وجود نهاد و خلق کرد در بوتە آزمایش قرار گرفت، واینچنین بودکەنشان داده‌ شد مبارزات پنهان وآشکار مردمی  که‌سالیان از ستم ملی رنچ برده‌اندبه‌ثمرنشستە است. برگی نوین برتاریخ مبارزات آزادی‌خواهانە ملی کردستان افزودەشد کە قاطعانه‌  بر آن شدە بودکە درمسیر برقراری حکومتی دموکراتیک  گام بردارد، نظامی‌کە راه را برای محو‌استثمار فرد ازفرد و هرگونه‌ ستم ملی و جنسیتی هموار سازد .
    پیوند مبارزاتی مردم کردستان در رویاروئی با “حکومت اسلامی” با مبارزات آزادی‌خواهانه‌ وعدالت جویانە مردم ایران امری است واضح، اما ویژگی وبستر مبارزه‌ درکردستان برای رفع ستم ملی ویژگی خاص خودرا داراست.
طی سی و چند سال گذسته‌ شاهد فراز و نشیب های فراوانی درتداوم این مبارزه‌ بوده‌ایم؛ از حماسه‌آفرینی پیشمرگان قهرمان تا تجربه‌ مذاکرات بی‌فرجام ویا اعتراضات تودەای، مبارزات مدنی آزادی‌خواهان به‌همراه طبقات و اقشار زحمتکش وستمدیده‌، همه‌ وهمه‌ بیانگر تداوم بی‌گسست این مبارزه‌ است. امنیتی بودن استانهای کرد نشین و ملیتازیزە بودن این مناطق گواه بر وجود مبارزەای فعال و خاموش نشدە دراین مناطق است. اکنون دورانی است که‌ کلیه‌ آزادیخواهان ایران را به‌این نتیجه‌ روشن رسانده‌ است که‌ ایجاد حکومتی دموکراتیک درایران بدون حل مسئله‌ ملی و پذیرش “حق‌ملل درتعیین سرنوشت خود”سخنی‌است بیهوده‌.

١ – در پیامد توافق هستەای ایران با ٥+١نمودی از تشدید بحران را می بینیم.

[روحانی در تلویزیون گفت: «در زمینه سلاح‌های استراتژیک و تقویت بنیه دفاعی، دولت در این دو سال کاری کرد که به اندازه 80 درصد 10 سال قبل است. … این دولت ظرف دو سال 80 درصد آن ده سال سلاح لازم را آماده کرده، تجهیزات لازم را آماده کرده، انبار کرده است. در زمینه هسته‌ای نیز اولین تست مکانیکی (IR8) که بزرگ‌ترین دستاورد ماست در این دولت انجام شده است.» (11 مرداد 1394).

بی گمان تلاش های تسلیحاتی رژیم با دست یابی به منابع مالی پس از حذف تحریم ها بیشتر خواهد شد و رژیم خواهد کوشید عقب ماندگی تسلیحاتی اش (در زمینۀ تسلیحات مدرن به ویژه هواپیماهای جنگی، دفاع ضدهوائی و غیره) را نسبت به عربستان، اسرائیل، ترکیه و مصر جبران کند….

می توان تشدید مسابقۀ تسلیحاتی و میلیتاریزه شدن بیش از پیش منطقه و به تبع آن گسترش تشنج، خشونت، اختناق و ارتجاع سیاسی و حضور قوی تر نیروهای امپریالیستی و نیز نیروهای مسلح از نوع داعش را جزء پیامدهای مهم سیاسی توافق وین ارزیابی کرد. در عرصۀ داخلی ایران، این توافق باعث تشدید درگیری ها بین جناح های مختلف حاکم می شود و حتی می تواند موجب تغییراتی در آرایش قوا و توازن نیروها در درون بورژوازی حاکم ایران گردد. این جنبه ها را در اینجا نمی توانیم بررسی کنیم. برخلاف اظهارات برخی از اصلاح طلبان و پاره ای جریانات فرصت طلب در درون جنبش دموکراتیک و جنبش چپ که از این توافق «بوی کباب» به مشامشان رسیده و تصور «گشایش فضای سیاسی و یا اجتماعی و فرهنگی» دارند، باید به صراحت گفت که این توافق امنیتی – سیاسی بین رژیم و نیروهای امپریالیستی هیچ گشایش سیاسی در جامعه به وجود نخواهد آورد. میلیتاریزه کردن بی سابقۀ منطقه، که از سال ها پیش شروع شده بود، پس از توافق هسته ای با ایران تشدید خواهد شد. بالاتر به تلاش های رژیم جمهوری اسلامی در زمینۀ افزایش شدید هزینه های نظامی و افزایش بازهم بیشتر آن در آینده اشاره کردیم. خامنه ای چندی پیش به روشنی ضرورت افزایش توانائی نظامی رژیم برای دست یابی به بالاترین سطح توانائی نظامی در منطقه را مطرح کرد. در سطح منطقه می دانیم که عربستان در سال 2010 قراردادهائی برای خرید 90 میلیارد دلار سلاح از آمریکا منعقد کرد (برای درک اهمیت این رقم کافی است توجه شود که کل بودجۀ نظامی انگلستان و فرانسه در سال 2014 به ترتیب برابر حدود 60 میلیارد دلار و 62 میلیارد دلار بود). عربستان در سال 2014 بزرگ ترین  وارد کنندۀ سلاح در جهان بود و امارات متحدۀ عربی در سال 2014 پس از عربستان، هند و چین رتبۀ چهارمین وارد کنندۀ سلاح در جهان را از آن خود کرد. (محمد حامد، رویترز، 9 مارس 2015).

با توجه به افزایش هزینه های نظامی در اسرائیل، مصر، ترکیه و غیره به جرأت می توان گفت که منطقۀ خاورمیانه یکی از میلیتاریزه ترین مناطق جهان است. این روند ادامه خواهد یافت زیرا این منطقه علاوه بر اینکه گرهگاه یک رشته داوهای بسیار مهم اقتصادی، سیاسی و استراتژیک در جهان است، بازار بزرگی برای انواع اسلحه نیز به شمار می رود. می دانیم که نظامی گری و فروش تسلیحات یکی از راه های برون رفت از بحران اقتصادی سرمایه داری است که به رغم گذشت بیش از هفت سال از آغازش هنوز نشانه های فروکش آن، به ویژه در غرب، مشاهده نمی شود.] بە نقل از مقالە ” علل، مضمون و پیامدهای توافق هسته ای وین” نوشتە سهراب شباهنگ از سایت http://www.aazarakhsh.org

در تائیید مطلب فوق  می توان بە رودر روئی آشکار دولت ایران و دولت عربستان سعودی در یمن و درگیری نیمە پنهان ایران با پاکستان در أفغانستان، اشارە کرد.

٢- ترکیە پس از شکست حزب اردغان در انتخابات اخیر(ژوئن٢٠١٥)و بحران سیاسی متقعاقب آن و گرفتن کارت سبز اردغان از آمریکا در سرکوب جنبش دموکراتیک در کردستان ترکیە، وادامە کمک بە داعش، فضای کاملا متشنج و خطر ناکی بوجود آمدە است، آلمان بدلیل تشدید بحران بە بهانە خاتمە یافتن دورە ماموریتش درترکیە سیستم دفاع موشکی پاتریوت را از ترکیه برمی‌چیند و ماموریت نظامی «پاتریوت» در ترکیه را تمدید نمی‌کند. دو سامانه پاتریوت آلمانی با ۲۶۰ خدمه از سال ۲۰۱۲ به منظور حراست از ترکیه در قبال حملات احتمالی سوریه، در استان آناتولی مستقر هستند. برچیدە می‌شود ، درواقع زمینە را برای مانور و دخالت ترکیە درسوریە  و هم چنین سرکوب منطقە نسبتا آزاد شدە کردستان سوریە را باز می‌کند. و مسئلە لاینحل سوریە را، با تقویت نیروی جنایتکارداعش بە ابعادی وسیع‌تر وخطر ناکتر می‌کشاند .

٣- عراق بویژە بعداز ٢٠٠٣ کانون بی ثباتی و تشنج در خاور میانە است کە عرصەای برای همکاری و هماوردی(جمع ضدین) ایران و آمریکا است.

بازتاب سیاست قدرتهای بزرگ آمریکا و اروپای غربی در پشتیبانی از ترکیە، از یک طرف و روسیە و أقمار آن (ایران، سوریە) را در طرف مقابل بە وضوح در کردستان عراق می‌توان مشاهدە کرد. حضور مستقیم ولی بە ظاهر پنهان قدرتهای خارجی در کردستان این منطقە کوچک نسبتا با ثبات را هم مورد حملە قرار دادە است، قدرت مداران کردستان عراق کە هەکدام وابستە بە جناحی از این قدرتها شدەاند، بە مرز رودرروئی و بیثباتی کشاندە می‌شوند و این چنین است کە اعمال قدرت سیست های خارجی سایە شومی بر رشد اجتماعی ودستاوردهائی کە با سقوط دیکتاتوری صدام حسین بدست آمدەاست می‌اندازد و خطر نابودی این دستاوردها اقلیم را در چشم انداز خود دارد، واین بیثباتی تاثیر مستقیمی بر ثبات در غرب ایران و بالنتیجە تاثیر مستقیمی بر بی ثباتی کشور ایران خواهد انجامید.[4] پر واضح است کە مردم این منطقە یعنی ملت کرد در ترکیە سوریە عراق و ایران اولین قربانی این نابسامانی هستند تشدید ملیتاریزە کردن کردستان ایران و آغاز ترور های برون مرزی[5] نشانگرعلایم شوم این پروسە ضد انسانی است.
هم چنانکە اشارە شد شبح بحران مالی کە از 2008میلادی آغاز شدە وپایانی بر آن متصور نیست دنیای سرمایە داری را فرا گرفته‌ است واین بختک کارائی آنان را درسرکوب ستمدیدگان این نظام سراپا نابرابری و خشونت دچار اشکال نموده‌است، جا به‌ جا اعتراضات توده‌ای ازشمال آفریقا تا خاورمیانه‌  را درنوردیده‌ و ممالک صنعتی راهم دربرگرفته‌است نمونە یونان و بحران اسپانیا و یونان تاپرتقال  و…را بلرزه‌ درآورده‌ است، می‌بینیم که‌ برای مقابله‌ با بحران مالی به‌ سطح دستمزدها هجوم برده‌اند و زندگی توده‌های کارگر و زحمتکش را با مخاطره‌ بیشتری روبه‌ رو کرده‌اند، بخصوص سیاست های نابخردانە حکومت جمهوری اسلامی عرصە را بر ادامە حیات بیش از نود درصد مردم ایران تنگ کردە است، واز این رو وقوع اعتراضات خودجوش امری محتمل است، ازاین روست که‌ باید با عزمی راسخ و درس‌گیری از تجارب نه‌چندان دور، خودرا برای مقابله‌ با حوادث بسیار هراس انگیزبه‌ظاهر ناگهانی آماده‌ کنیم.
یوسف اردلان  بیست وهشتم مرداد ١٣٩٤

                                                                                               نوزدهم ژوئن ٢٠١٥

[1] – این حکم در مورد کشورهای چهان سومی مثل ایران است، این زیر نویس را بدان نوشتم کە شاید خردە گیرانی خلط مبحث کنند و بگویند مثلا سوئد و هلند و انگلستان هم پادشاهی است،  کە آن هم جای گفتگو دارد، در واقع پدیدە سلطنت جای پای گذشتەهای پوسیدە ایست کە اکنون  در صورتهای چە سلطنت مستقیم و چە دیکتاتور هائی تحت عنوان رهبرهای فوق قانون یگانە تبدیل بە چماقی برای تدام سنتهای عقب ماندە در چهان سوم شدە است.

[2] – صحبتهای خمینی روز ١٧ اسفند١٣٥٧(هشتم مارس1979)  در گردهمائی فرهنگیان زن در قم.

[3] – در هنگامە توپ وخمپارە باران شهر سنندج از طرف پادگان لشکر ٢٤ (ارتش بیعت کردە بە امام نو ظهور)، بخش بزرگی ازشورای انقلاب اسلامی آن زمان (بهشتی، رفسنجانی، طالقانی، بنی صدر، احمد صدرحاج سید جوادی …)بە سنندج آمدند و نتیجە گفتگو آنها با نمایندگان شهر سنندج منجر بە امضای سندی شد کە بند پنجم آن چنین است: ٥- با تشکیل کمیتە موقت ادارە شهر، شورای موقت انقلاب و ستاد عملیات اسلامی منحل اعلام می‌شود وحق مداخلە در امور شهر را ندارند. این سند در روزنامە اطلاعات چهارم فروردین ١٣٥٨ منتشر شدە است

[4] –  در بیست و سوم ژوئن پارلمان کردستان جلسەای برای اعلان پایان دورە حاکمیت مسعود بارزانی تشکیل داد کە فراکسیون حدمکرات کردستان عراق آن را بایکوت کرد، اما جلسە با اکثریت اعضا تشکیل شد در این جلسە از کنسولگری های ایران، آمریکا و بریتانیا نیزبە عنوان ناظر ومیهمان دعوت شدە بود کە فقط کنسول ایران درآن جلسە حاظر شد، امروز ١٨ اوت  جلسەای برای حل بحران ریاست حکومت اقلیم کردستان تشکیل شد کە مرکب از فراکسیونهای پارلمان کردستان بجز فراکسیون”گوران”(تغییر)، با حضور کنسولگری های آمریکا و بریتانیا و نمایندگی سازمان ملل بجز کنسول ایران تشکیل شد.

[5] – اقدام بە ترور یکی از کادرهای رهبری کومەلە زحمتکشان (رضا کعبی)و بمب‌گذاری در اردوگاە حزب کومەلە در هفتم اوت٢٠١٥ می‌تواند نشان دهندە فعال کردن مجدد قتل های برون مرزی ایران باشد کە چند سالی است متوقف شدە بود.

بابەتی هاوپۆل

انسانیت می تپد / آمانج صلواتی

زلزله کرمانشاه و اتحاد و همبستگی مردم برای کمک به مردم زلزله زده نشان از …